کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


»» صراط مستقیمی جز علی علیه السلام نیست ««
امروز يکشنبه 22 تیر 1399 23:29

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است




ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 4 پست ] 
نويسنده محتواي پيام
پستارسال شده در: يکشنبه 31 مرداد 1389 22:16 
Bronze
Bronze
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: شنبه 2 آبان 1388 11:48
پست ها : 22
محل سکونت: تهران
تشکر کرده اید: 39 مرتبه
تشکر شده:
42 مرتبه in 23 پست
سلام خدمت عزیزان و دوستان محترم: به لطف خدا انشاله تصمیم دارم از این به بعد در این مباحث دینی شرکت کنم و تشکر می کنم از عزیزانی که یک چنین سایتی را ایجاد کردند/

بنده برای سایت خودم : پایگاه مذهبی یا غریب: مرجع تخصصی رضوی ؛ یک بخش جدید ایجاد کردم به نام پرسش و پاسخ های رضوی که از تالارها و سایت ها و کتب استفتائات و نرم افزارها و ... جمع آوری کردم که فعلا حدود 40 سوال شده است

با اجازه تصمیم دارم به مرور زمان این سوالات را در این بخش قرار بدم، نکات جدید و مورد توجی هستند که امیدوارم استفاده کنید.


_________________
w w w . S h i a - M e d i a . i r

w w w . Y a g h a r i b . i r


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از saeed_yagharib به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mohsen1001, مائده آسمانی
پستارسال شده در: يکشنبه 31 مرداد 1389 22:20 
Bronze
Bronze
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: شنبه 2 آبان 1388 11:48
پست ها : 22
محل سکونت: تهران
تشکر کرده اید: 39 مرتبه
تشکر شده:
42 مرتبه in 23 پست
پرسش 16: قسمت پائين ضريح امام رضا (ع) را خالي كرده اند يعني درست زير قبر (زير زمين) مردم زيارت مي كنند سؤال اين است كه جسم پاك امام رضا (ع) در كجاي ضريح قرار گرفته آيا بين زير زمين و ضريح و يا اينكه دركجاي آرامگاه قرار گرفته و آيا جسم پاك امام رضا (ع) واقعأ در آن جا ست و آيا بعد از دفن ايشان اصلأ قبر آن حضرت باز شده است يا نه؟

- از اول، محل اصلي قبر شريف حدود 5 متر پايين تر از ضريح بوده و در اثر ساخت و ساز و خيابان کشي ها و سطح سازي اطراف حرم و ضريح قبر شريف گود واقع شده بود لذا دور آن را ديوار چيده اند که طبيعتا به صورت اتاقي درآمد و روي آن را از همان قديم سقف زدند و ضريح را در سطح بالا که هم سطح رواق ها و صحن هاي فعلي است نصب نمودند.پس اخيرا زير ضريح را خالي نکردند بلکه اطراف آن اتاق قديمي زير را مخصوصا از جانب بالاي سر شريف توسعه داده و خالي نمودند و قبر شريف امام رضا کاملا در آن اتاق زيرزميني معلوم و مشخص است که داراي کاشي کاري و سنگ قديمي است (داخل سالني که اخيرا به صورت زيرزمين ساخته اند دالاني هست که به آن اتاق راه دارد ولي درب آن بسته است).    ضمنا هيچ اختلافي راجع به محل دفن آن حضرت وجود ندارد. گرچه قبر مطهر هيچ امام معصومي تا به حال نبش نشده است.    البته کيفيت قبر بسياري از امام زاده ها و ائمه اطهار به همين شکل در سطح پايين تري واقع شده است مانند حضرت معصومه(س) و حضرت سيدالشهدا(ع) و ابالفضل العباس(ع) و البته اين طور نبوده که از اول آن بزرگان را در سرداب دفن کنند بلکه همان طور که گفته شد در اثر توسعه حرم و ساختمان سازي و سطح سازي اطراف حرم ها خود به خود به اين شکل درآمده.

_________________
w w w . S h i a - M e d i a . i r

w w w . Y a g h a r i b . i r


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از saeed_yagharib به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی
>
پستارسال شده در: دوشنبه 1 شهریور 1389 18:40 
Bronze
Bronze
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: شنبه 2 آبان 1388 11:48
پست ها : 22
محل سکونت: تهران
تشکر کرده اید: 39 مرتبه
تشکر شده:
42 مرتبه in 23 پست
چرا حرم امام رضا (ع) از طلاست؟ چرا آن را ساده درست نمي کنند و از پولها و طلاها براي مستمندان استفاده نمي کنند يا اينکه چرا دائما آن را بزرگتر مي کنند فکر نمي کنم نيازي باشد مگر چقدر زائر مي آيند که اين قدر بزرگش مي کنند؟
1. به اين پرسش مي توان از ديدگاه هاي مختلف پاسخ گفت. اما اگر بخواهيم از ديدگاه فلسفي سخن بگوييم، بايد عرض کنيم که «تجمل گرايي نوعي کمال گرايي» است. به تعبير ديگر نفس تجمل گرايي بد نيست. بلکه مصاديق آن را بايد شناسايي کرد.زينت طلا براي مردان و استفاده از ظرف هاي طلا و نقره براي وضو و خوراک حرام است. زيرا اين نوع تجمل گرايي، نشاني از کمال ندارد. اما اين که گنبد امام رضا را طلا مي کنند و حرم امام رضا و ائمه اطهار (ع) و امام زادگاني چون حضرت معصومه (ع) را با شکوه مي سازند. به همان روحيه کمال گرايي ما انسان ها برمي گردد.
2. مي دانيم که مصداق واقعي و حقيقي کمال، ائمه اطهار و اولياء الهي هستند که همه کمالات الهي را در خود دارند. از طرف ديگر آنها علامت و نشانه دين هستند و قرآن بزرگداشت شعائر و علامت هاي الهي را نشانه تقواي قلب ها دانسته است: «و من يعظم شعائر الله فانها من تقوي القلوب؛ هر کس شعائر الهي را بزرگ دارد، در حقيقت آن [حاکي] از پاکي دل هاست» (حج، آيه 32).
قرآن کريم صفا و مروه را شعائر الهي دانسته است. به تعبير ديگر يکي از مصاديق علامت ها و نشانه هاي الهي که بزرگ داشتنش نشانه تقوا و پاکي دلهاست، صفا و مروه هستند: «ان الصفا والمروه من شعائر الله» (بقره، آيه 158).
شعائر جمع شعيره به معناي علامت و نشانه است و منظور از آن در آيه شريفه علامت هايي است که خداوند نصب فرموده تا نشانه هايي براي فرمانبرداري الهي باشند (تفسير الميزان، ج 17، ص 409).
عمل به آيه شريفه نشان پاکي دلها، بزرگداشت نشانه هاي دين خداست و مسلما پيامبران و ائمه اطهار(ع) و اولياي الهي از بارزترين نشانه هاي دين خداوند هستند که هر پاک دلي مؤظف به بزرگ داشت آنهاست.
3. بزرگداشت اولياء الهي راه هاي متعددي دارد:
الف) حفظ و نگهداري سخنان و دستورات و آثار آنها و عمل به سخنان آنها.
ب ) احترام به مقام و موقعيت معنوي آنها و پاس داشت ايام ولادت و شهادت آنها.
ج ) حفظ و تعمير قبور آنها و رعايت حرمت آنها در ساختن زيارتگاه هايي که در شأن آنها باشد.
د ) زيارت قبور آنها با احترام و ادب.
4. در کنار اين مسائل، رابطه عاطفي و مودت و دوستي است که بين اولياء الهي و پيروان آنها برقرار است و رابطه اولياء الهي با امت، رابطه سياسي نيست بلکه رابطه دوستي و عشق شديد است. اقتضاي رابطه عاشقانه، بذل همه هستي و مال و امکانات خود در راه معشوق است. ائمه اطهار(ع) چنان جايگاه ژرف و رفيعي در دل هاي پاک شيعيان دارند که حاضرند همه هستي خود را فداي آنها کنند و اين افراد موقوفات بسياري را براي قبور ائمه اطهار(ع) وقف کرده اند که مي بايست خرج آنها شود.
5. با توجه به پاسخ داده شده، روشن مي شود که اولا، بزرگداشت ائمه اطهار(ع) و تعظيم و داير کردن زيارت گاه هاي با شکوه براي آنها، نشان پاکي دل شد و ثانيا رابطه عاشقانه اقتضاي برقراري آرامگاه هاي باشکوه براي ائمه دارد.
6. اين بزرگداشت با کمک به مستمندان و نيازمندان منافات ندارد. ما به عنوان مسلمان مؤظف هستيم هم به مستمندان کمک کنيم و هم نسبت به برقراري زيارتگاه هاي با شکوه اقدام کنيم. چنان که بسياري از موقوفات ائمه اطهار(ع) اين گونه است که واقفاني به اين دو منظور، امکانات متعددي را وقف کرده اند.
7. توسعه حرم حضرات ائمه اطهار به ويژه امام رضا(ع) ضروري است. زيرا علي رغم توسعه اي که در اين چندين سال در اين حرم داده شده است به علت کثرت زائران آن امام، هنوز بسيار افراد از توفيق زيارتي آسان و راحت محروم هستند واين را در برخورد با اکثريت زائران مي توان فهميد.

_________________
w w w . S h i a - M e d i a . i r

w w w . Y a g h a r i b . i r


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از saeed_yagharib به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی
>
پستارسال شده در: دوشنبه 1 شهریور 1389 18:42 
Bronze
Bronze
نماد کاربر
آفلاين

تاريخ عضويت: شنبه 2 آبان 1388 11:48
پست ها : 22
محل سکونت: تهران
تشکر کرده اید: 39 مرتبه
تشکر شده:
42 مرتبه in 23 پست
پرسش 2: چرا حضرت رضا (ع) ولایت عهدی مامون را قبول کردند؟
حضرت رضا (ع) درابتدا ولایت عهدی را نپذیرفت.ودر این امر جدی بود به گونه ای مأمون که حضرت را تهدید به قتل كرد. چنان كه نقل گردیده، مأمون به امام گفت : «به خدا سوگند می خورم كه اگر ولایت عهدی را پذیرفتی، كه چه بهتر، و گرنه تو را وادار به پذیرش خواهیم كرد. واگر تن ندهی، گردنت را خواهم زد.»
(1) امام به ناچار فرمود : «به شرطی كه نه كسی را برگمارم، و نه كسی را عزل كنم، و نه سنت یا قانونی را لغو كنم، و تنها از دور ناظر امور باشم.» امام در طول امامت خویش حكومت سه خلیفه عباسی، هارون، امین، و مأمون را درك كرد. ولی بدترین دوره زندگی خویش را از زمان وفات پدر بزرگوارش، موسی بن جعفر، دوران مأمون ذكر می كند؛هر چند مأمون تظاهر به تشیع و خوش رفتاری با علویان را می كرد.
امام رضا (ع) می دانست كه در پشت این ظاهر فریبندة مأمون و فراخواندن ایشان از مدینه به خراسان، جریانات تلخ دیگری است كه حتی زندگی امام را تهدید می كرد. در عیون اخبارالرضا از شیخ صدوق نقل گردیده، زمانی كه فرستاده مأمون برای بردن امام رضا (ع) از خراسان به مدینه آمد، امام قبل از رفتن، وارد مسجد پیامبر شد، تا با رسول خدا وداع کند.
با چشمانی اشكبار كنار قبر رسول خدا ایستاد. چندین بار بیرون رفت و دوباره بازگشت، در حالی كه به شدت می گریست فرمود : «من از جوار جدم رسول خدا می روم و در غربت خواهم مرد.» آن حضرت طی اقامت خویش در خراسان از این كه می دید مأمون از وجود آن حضرت در جهت اغراض و مصالح حكومتی خویش بهره می گیرد ،بسیار ناخشنود بود. از خادم ایشان روایت گردیده كه امام رضا (ع) روزهای جمعه كه از مسجد باز می گشت، می فرمود :«پروردگارا اگر گشایش كارم از آن چه كه در آنم، مرگ است، هر چه زودتر مرگم را برسان.» این رویکرد امام نشان می دهد حضرت از ولایت عهدی راضی نبود بلکه به این امر مجبور شده بود(2) اما چرا حضرت ولایت عهدی را پذیرفت؟ به نظر می رسد عوامل زیر در پذیرش ولایت عهدی تأثیر داشت:امام رضا (ع) هنگامی ولایت عهدى مأمون را پذیرفت كه دید اگر امتناع ورزد، نه تنها جان خویش را به رایگان از دست می دهدکه جان شیعیان را نیز در خطر می اندازد از این رو امام بر خود لازم دید كه جان خویش و شیعیان و هواخواهان را از گزندها برهاند، زیرا امت اسلامى به وجود آنان و آگاهى بخشیدنشان نیازدارد . اینان بایستى باقى مى ماندند تا براى مردم چراغ راه و رهبر و مقتدا در حل مشكلات و هجوم شبهه ها باشند. آرى ، مردم به وجود امام ویارانش نیاز بسیار داشتند، چه ، در آن زمان موج فكرى و فرهنگى بیگانه بر همه جا چیره شده و در قالب بحث هاى فلسفى و تردید نسبت به مبادى خداشناسى ، كفر و الحاد را به ارمغان مى آورد؛ از این رو بر امام لازم بود كه بماند و مسئولیت خویش را در نجات امت به انجام برساند و دیدیم كه امام نیز ـ با وجود كوتاه بودن دوران زندگیش پس از ولایت عهدى ـ چگونه عملاً وارد این كار زار شد. حال اگر او با رد قاطع و همیشگى ولایت عهدى ، هم خود و هم پیروانش را به دست نابودى مى سپرد، این فداكارى معلوم نیست همچون شهادت حیات بخش و گره گشاى سید شهیدان گرهى از كار بسته امت مى گشود. علاوه بر این ، نیل به مقام ولایت عهدى اعتراف ضمنى از سوى عباسیان به شمار مى رفت دائر بر این مطلب كه علویان نیز در حكومت سهم شایسته اى دارند. دیگر از دلائل قبول ولایت عهدى از سوى امام آن بود كه مردم خاندان پیامبر (ص) را در صحنه سیاست حاضر بیابند و به دست فراموشیشان نسپارند، و نیز گمان نكنند كه آنان ـ همان گونه كه شایع شده بود ـ فقط علما و فقهایى هستند كه در عمل هرگز به كار ملت نمى آیند. شاید امام نیز در پاسخى كه به سوءال ابن عرفه داد، نظر به همین مطلب داشت .
ابن عرفه از حضرت پرسید: اى فرزند رسول خدا! به چه انگیزه اى وارد ماجراى ولایت عهدى شدى ؟
امام پاسخ داد: به همان انگیزه اى كه جدم على ـ علیه السلام ـ را وادار به ورود در شورا نمود. گذشته از همه اینها، امام در ایام ولایت عهدى خویش چهره واقعى مأ مون را به همه شناساند. همان گونه كه حوادث بعدى نشان داد، امام مى دانست كه هرگز از دسیسه هاى مامون و دار و دسته اش در امان نخواهد بود و گذشته از مقام ، جانش نیز از آسیب آنان محفوظ نخواهد ماند. امام بخوبى درک مى كرد كه مامون به هر وسیله اى كه شده در مقام نابودى وى ـ جسمى یا معنوى ـ برخواهد آمد.
امام رضا (ع) به صورتهاى گوناگونى براى خنثى كردن توطئه هاى مامون موضع گرفت كه مامون آنها را قبلاً به حساب نیاورده بود. اینک به برخی از موضعگیری های حضرت اشاره می کنیم: 1- امام تا وقتى كه در مدینه بود از پذیرفتن پیشنهاد مامون خود دارى كرد و آن قدر سرسختى نشان داد تا بر همگان معلوم بدارد كه مامون به هیچ قیمتى از او دست بردار نمى باشد. حتى برخى از متون تاریخى به این نكته اشاره كرده اند كه دعوت امام از مدینه به مرو با اختیار خود او صورت نگرفت و اجبار محض بود. اتخاذ چنین موضع سرسختانه اى براى آن بود كه دیگران بدانند كه امام دستخوش نیرنگ مامون قرار نمى گیرد و بخوبى به توطئه و هدف هاى پنهانیش آگاهى دارد. با این شیوه امام توانسته بود مردم را از ا هداف شوم حکو مت آ گاه سازد. 2- به رغم آنكه مامون از امام خواسته بود كه از خانواده اش هركه را كه مى خواهد همراه خویش به مرو بیاورد، ولى امام با خود هیچ كس حتى فرزندش جواد ـ علیه السلام ـ را هم نیاورد، در حالى كه آن سفر و ماموریت بسی بزرگ و طولانى بود كه مى بایست امام طبق گفته مامون رهبرى امت اسلامى را به دست بگیرد. 3- در ایستگاه نیشابور، امام با نمایاندن چهره محبوبش براى دهها و بلكه صدها هزار تن از مردم استقبال كننده ، روایت زیر را خواند: خداوند متعال مى فرماید: كلمه توحید (لا اِلهَ اِلاّ اللّه ) دِژِ منست ، و هر كس به دِژِ من داخل شود از كیفرم مصون مى ماند. در آن روز این حدیث را حدود بیست هزار نفر به محض شنیدن از زبان امام نوشتند. جالب توجه آن كه مى بینیم امام در آن شرائط هرگز مسائل فرعى دین و زندگى مردم را عنوان نكرد، از نماز و روزه و این قبیل مطالب چیزى را گفتنى ندید و نیز مردم را به زهد در دنیا و امثال آن تشویق نكرد. و با آن¬كه داشت به ی سفر سیاسى به مرو مى رفت هرگز مسائل سیاسى یا شخصى خویش را با مردم در میان ننهاد. پس از فرو خواندن حدیث توحید، ناقه امام به راه افتاد، ولى هنوز دیدگان هزاران انسان شیفته به سوى او بود. هم چنان كه مردم غرق در افكار خویش بودند و یا به حدیث توحید مى اندیشیدند، ناگهان ناقه ایستاد و امام سراز کجاوه بیرون آورد و كلمات جاویدان دیگرى به زبان آورد و با صداى رسا گفت : كلمه توحید شروطى هم دارد، من از جمله شروط آن هستم .


پی نوشت:
1. علل شرایع، مقاتل الطالبین
2. زندگی دوازده معصوم، هاشم معروف الحسینی،جلد2،ترجمه محمد رخشنده
3- مهدی پیشوای ، سیره پیشوایان، ص490-495

_________________
w w w . S h i a - M e d i a . i r

w w w . Y a g h a r i b . i r


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از saeed_yagharib به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mohsen1001, مائده آسمانی
>
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به موضوع  [ 4 پست ] 

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

انتقال به:  
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.230s | 20 Queries | GZIP : On | Load : 1.74 ]
Seo