تحريف هاي مسيحيت (!)

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه 20 بهمن 1385, 10:01 pm
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5883 بار
تماس:

پست توسط محمد علي »

 تمام مطالب بیان شده از کتب معتبر مسیحی بوده و منابع آن نیز در ذیل کاملا ذکر شده است .

و در بحث علمی ، معیار قابل استناد مطالب مسلّم و اثبات شده می باشد و نه اعتقاد عده قلیلی از فرقه ای خاص در گوشه ای از دنیا .

و بحث الوهیت نیز تنها یکی از مسائل انحرافی است ، چه رسد به سایر مطالب که بحث آنها قبلا گذشت ...
 


------------------- منابع و مآخذ --------------------------
[1]. مائده: 46.
[2]. مريم: 30.
[3]. صف: 14.
[4]. انجيل متي، باب 10/1.
[5]. انجيل متي، باب 10/5 ـ 7.
[6]. عهد جديد، اعمال رسولان، باب 1 تا 8.
[7]. عهد جديد، اعمال رسولان، باب 22/3 ـ 17.
[8]. جان بيناس، تاريخ جامع اديان، ترجمه علي اصغر حکمت، (تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، چاپ پنجم، 1370 ش)، ص 613; هم چنين ر.ک: توماس ميشل، کلام مسيحي، ترجمه حسين توفيقي، (مرکز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب، چ دوم، 1381); ص 54، در برخي از احاديث، ائمهي معصومين(عليهم السلام) نيز پولس را مسئول گمراهي مسيحيان برشمردهاند. علامه محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج 8، ص 311.
[9]. انجيل متي، باب 10/15 و 15/24.
[10]. عهد جديد، اعمال رسولان، باب 13/47.
[11]. کلام مسيحي، ص 45.
[12]. انجيل متي، باب 5/10.
[13]. عهد جديد، روميان، باب 1/4.
[14]. عهد جديد، کولسيان، باب 1/15 و 16.
[15]. ميلر، و.م. تاريخ کليساي قديم در امپراطوري روم و ايران، ترجمهي علي نخستين، (انتشارات حيات ابدي)، ص 244.
[16]. عهد جديد، عبرانيان، باب 1/1 ـ 4.
[17]. انجيل متي، باب 5/17 و 19.
[18]. اعمال رسولان، باب 15/5.
[19]. انجيل متي، باب 11/34.
[20]. انجيل لوقا، باب 22/36.
[21]. همان/ 32.
[22]. روميان، باب 13/1 و 2.
[23]. ر.ک: لوقا، باب اول/26 ـ 38 و نيز متي، باب اول،/18 ـ 25.
[24]. ر.ک: متي، باب دوم.
[25]. ر.ک: مرقس، باب اول، متي، باب سوم، لوقا، بابهاي سوم و چهارم.
[26]. ر.ک: لوقا، باب اول/ 26 ـ 38 و قرآن، آل عمران: 47 و مريم: 20 ـ 21.
[27]. ر.ک: لوقا، باب اول/26 ـ 38; و قرآن، نساء: 171.
[28]. متي، باب نهم/18 ـ 22; مرقس، باب پنجم; لوقا، باب هشتم; متي، باب نهم،/27 ـ 34 و نيز بابهاي چهاردهم و پانزدهم; مرقس، بابهاي ششم و هشتم; لوقا، باب نهم; يوحنا، باب ششم و قرآن، آل عمران; 49، مائده; 110 ـ 115، مريم; 29 ـ 33.
[29]. خداوند ما عيسي مسيح، جان والوورد، ترجمهي مهرداد فاتحي، (کليساي جماعت رباني)، ص 2 ـ 3.
[30]. ر.ک: دکتر احمد شلبي، مقارنة الاديان، ج 2 (مسيحيت)، (قاهره: مکتبة النهضة العصريه، چ دهم، 1998 م)، ص 138.
[31]. گروه نويسندگان، جهان مذهبي: اديان در جوامع امروز، ترجمهي دکتر عبدالرحيم گواهي، (دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چ اول، 1374)، ص 733 و نيز ر.ک: دکتر احمد شلبي، همان، ص 147 ـ 148.
[32]. ر.ک: علامه طباطبايي، تفسير الميزان، ج 6، ص 73 و نيز مکارم شيرازي، تفسير نمونه، ج 4، ص 224.
[33]. کري ولف، دربارهي مفهوم انجيلها، ترجمهي محمد قاضي، (انتشارات فرهنگ، چ دوم)، ص 20 ـ 21.
[34]. جان والوورد، همان، ص 8.
[35]. نساء: 171.
[36]. نساء: 171 و مائده: 75.
[37]. نساء: 171 و مريم: 35.
[38]. مائده: 73.
[39]. آل عمران: 59.
[40]. مريم: 21 و تفسير آن: تفسير الميزان، ج 14، ص 42; تفسير نمونه، ج 13، ص 35 و طنطاوي، الجواهر في تفسير القرآن الکريم، (بيروت: دار احياء التراث العربي، چ چهارم، 1412 هـ، 1991 م)، ج 10، ص 8.
[41]. آل عمران: 42 و مؤمنون: 50.
[42]. جان. بي. ناس، تاريخ اديان، ترجمهي علي اصغر حکمت، (تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، چ چهارم، 1370)، ص 575، و ر.ک: جهان مذهبي، ص 718.
[43]. ر.ک: جهان مذهبي، ص 718 ـ 720.
[44]. ر.ک: مرقس، باب دهم/14، باب پانزدهم/34، باب اول/35، لوقا: باب پنجم/16; يوحنا باب بيستم /17 و نيز باب هشتم/31 و 40 و باب هفدهم/3.
[45]. يوحنا: باب 5012.
[46]. يوحنا، باب هشتم/40 و ر.ک: جواهر لعل نهرو، نگاهي به تاريخ جهان، ترجمهي محمود تفضلي، (انتشارات اميرکبير، چ نهم، 1372)، ج 1، ص 187،
[47]. مريم: 16 ـ 33.
[48]. نساء: 171; مائده: 75 و صف: 6.
[49]. مريم: 30.
[50]. آل عمران: 51; مائده: 72 و 118 و زخرف: 59.
[51]. مائده: 17.
[52]. ر.ک: المنار، محمد رشيد رضا، (بيروت: دار المعرفة)، ج 6، ص 24 ـ 25.
[53]. جان والوورد، همان، ص 134.
[54]. ر.ک: جهان مذهبي، ص 705، و ويل دورانت، تاريخ تمدن، گروه مترجمين، (سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، چ دوم، 1367)، ج 3، ص 689.
[55]. ر.ک: کري ولف، همان، ص 19.
[56]. نساء: 157 و تفسير آن در الميزان، ج 5، ص 133.
[57]. آل عمران: 55 و تفسير آن در الميزان، ج 3، ص 206.
منبع: مجله صباح
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
Member
Member
نمایه کاربر
پست: 73
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 29 آبان 1386, 3:09 am
محل اقامت: اصفهان
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 8 بار
تماس:

پست توسط KH.I.A.2500 »

محمد علي, نوشته : << 1 - مسئله ي کفاره به عنوان بازخريد گناه اوليه را عقل نميتواند درک نمايد....... 2 - از آن گذشته، با توجه به غناي ذاتي خداوند و رحمت بي انتهايش، چه لزومي دارد که براي بخشش بشر، ثمن و فديه دريافت کند؟ >>

:-o چرا عقل نميتواند درک کند ؟ مگر در خود دين اسلام هم انسانها گاهي بخاطر گناهي که انجام داده اند , کفاره نميدهند ؟ مثلا براي قسم دروغ ؟ گاهي هم انسان ممکن است مثلا عمدا روزه واجب را نگيرد . ولي بعدا براي تلافي بايد يا شصت روز , روزه بگيرد و يا 60 فقير را سير کند .
اگر لازم نيست خداوند براي بخشش بشر فديه دريافت کند , پس چرا بايد 60 فقير را سير کرد يا براي بخشش قسم دروغ کفاره داد . در صورتي که با يک توبه خداوند ميتواند انسان را ببخشد ؟
* خدايا چنان کن سرانجام کار *** تو خشنود باشي و ما رستگار *
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه 20 بهمن 1385, 10:01 pm
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5883 بار
تماس:

پست توسط محمد علي »

به نام خدا

سلام

ظاهرا شما کل مطلب مورد بحث رو مطالعه نکردید . :-)



حرف اصلا سر گناه شخصی نیست ، بحث مسیحیان این بوده که چون حضرت آدم(ع) نافرمانی کرده ، پس باید عیسی (ع) با کشته شدنش

به جای اون طرف کفاره ای باشه برای همه بشریت :eek:

معلومه که این اصلا قابل پذیرش برای هیچ عقل سلیمی نیست . چه ربطی بین گناه یک نفر و فدا شدن شخص دیگری برای همه بشریت هست ؟؟؟

اگر کسی خودش گناهی بکنه خودش هم باید کفاره بده ، مثل همون مثالی که شما زدید ...

اما بحث کفاره در مسیحیت اصلا چیز دیگری بوده ... (لطفا ابتدای پست مربطوه رو دقیق تر بخونید) :D

(البته چون جمله مورد نقل قول شما کمی شاید مبهم بود ، مقدار اندکی ویرایش شد تا چنین شبهه ای پیش نیاید )


:razz:
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
Member
Member
نمایه کاربر
پست: 73
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 29 آبان 1386, 3:09 am
محل اقامت: اصفهان
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 8 بار
تماس:

پست توسط KH.I.A.2500 »

با سلام , من اينها را يکجا خواندم اگر ممکن است پاسخ دهيد :
<< 1 آیا میتوانید نام یک نفر را ذکر کنید که کتاب مقدسی غیر از آنچه در دست داریم دیده باشد؟ ( یعنی کتاب مقدسی که به اصطلاح تحریف نشده است ).
2 آیا میتوانید یکی از قسمتهایی را که تغییر داده شده نشان دهید؟
3 آیا میتوانید محرک و دلیلی برای این کار پیدا کنید؟
4 کتاب مقدس تحریف نشده را شما دیده اید؟ >>

:-o و در آخر چند سوال هم خودم داشتم : من شنيده ام که انجيلهاي تحريف شده زيادي امروزه موجود ميباشند . ممکن است بگوييد در حال حاضر چند نوع انجيل تحريف شده داريم ( از نظر تعداد ) ؟
* تفاوت اناجيل چهارگانه (متي، مرقس، لوقا و يوحنا) با ساير انجيلها در چيست ؟
* مسلمانان چه انجيلي را قبول دارند ؟ اين انجيل کجاست ؟
* منظور از عبارات عهد اتیق و عهد جدید که مسیحیان بکار میبرند چیست ؟
* خدايا چنان کن سرانجام کار *** تو خشنود باشي و ما رستگار *
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه 20 بهمن 1385, 10:01 pm
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5883 بار
تماس:

پست توسط محمد علي »

به نام خدا

سلام ، با تشکر از اينکه همه را يکجا خوانده ايد . :D

اولا اين تاپيک مربوط به تحريف هاي مسيحيت است ، و مطالبي که به آن پرداخته شده در مورد اصول دين است

که يک چيز ثابت بين اديان الهي و توحیدی است . و دين نزد خدا فقط اسلام است . و نام مسيحيت و يهوديت توسط پيروان آنها

وضع شده است . لذا اصول را با توجه به مسلمات مي توان طرح و غير آن را نقد کرد .

ثانيا اين 9 سوالي که شما داريد ، تقريبا چهارچوبي کلی از مسيحيت را در بردارد که پيشنهاد مي کنم پاسخ خود را در سايت

تخصصي زير بيابيد : [External Link Removed for Guests]


و عذر بنده را با این فرصت کم ، در پاسخگویی به سوالاتتان پذیرا باشید . :razz:
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
Member
Member
نمایه کاربر
پست: 73
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 29 آبان 1386, 3:09 am
محل اقامت: اصفهان
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 8 بار
تماس:

پست توسط KH.I.A.2500 »

باز هم سلام ;
خوب دو سوال ديگر :
محمد علي, نوشته : << افزون بر اين که، به نظر اسلام، تمام انبياي الهي معصوم اند و آدم(عليه السلام) مرتکب هيچ گناهي نشده است تا با فدا شدن عيسي(عليه السلام) گناه او و فرزندانش که از وي به ارث برده اند، بخشوده شود. >>

:-o يعني شما معتقديد حضرت آدم نافرماني خدا را نکرد و از آن درخت نخورد ؟ پس چرا از آسمان رانده شد و به زمين فرستاده شد ؟

محمد علي, نوشته : << اگر کسی خودش گناهی بکنه خودش هم باید کفاره بده ، مثل همون مثالی که شما زدید ... >>

:-o پس چرا نماز قضاي پدر را پسرش بايد بخواند ؟ پدر نافرماني ميکند و پسر بايد کفاره دهد ؟
* خدايا چنان کن سرانجام کار *** تو خشنود باشي و ما رستگار *
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه 20 بهمن 1385, 10:01 pm
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5883 بار
تماس:

پست توسط محمد علي »

به نام خدا

1- اولا حضرت آدم (ع) در زمانی که در آن باغ بودند ، در مقام نبوت نبودند ، و نیز در عالم تکلیف این دنیایی نبودند . و فرمان خدا نیز ارشادی بوده است نه مولوی

یعنی خداوند امر کرد به آن نزدیک نشو چون می دانست چه اثراتی برای آدم(ع) دارد . او هم نزدیک شد و اثرات آن بر او عارض شد وپس از آن ، عالم تکلیف برایش آغاز شد .

و در عالم تکلیف است که اگر مولا امری کند و شما نافرمانی کنید گناه محسوب می شود . (پس او در آن زمان نه پیامبر بوده و نه مکلف به معنی مشهور)


2- لطفادرست نقل قول کنید . وقتی کامل پست رو نمی خونید همین میشه . عرض بنده این بود که اولا گناه یک شخص به فرد دیگر چه ربطی دارد ؟

ثانیا کفاره و یا قصاص باید متناسب همان گناه باشد .

اولا در پست بالا ثابت کردیم که آدم(ع) گناه نکرده بود . بلکه امر ارشادی را انجام نداده بود .

ثانیا اگر هم گناه کرده باشد چه ربطی به این دارد که عیسی(ع) را به جای او بکشند ؟؟؟ (خواهشا اینو جواب بدید و از این شاخه به اون شاخه نپرید)


ثالثا نماز قضا شده گناه محسوب نمی شود . بلکه قصور و کوتاهی است . نمازی هم که قضا شود باید عین همان نماز خوانده شود . نه اینکه بزنی یک نفر را بکشی.

دستور هم رسیده که این قضای نماز(که کفاره نیست بلکه قضا است) باید توسط پسر بزرگ ادا شود (به دلایل حکمت الهی و حقوقی که پدر دارد ... )

اما دستور نرسیده چون آدم (بر فرض غلط :) اگر گناه کرد پس باید فرزندی در مثلا پنجاه نسل بعد از او کشته شود !!!


ضمنا بی پایه و اساس ترین نوع بحث ، قیاس در احکام است . بحث بر سر کفاره گناه آدم بود ، شما نماز قضا را مطرح می کنید ... چه ربطی دارد ؟؟؟

مثل این است که بگویی زنان در دوران خاصی نمی توانند نماز بخوانند ، و بعدا نباید قضا کنند .

اما اگر در همان ایام خاص روزه ای نگیرند ، باید بعدا قضایش را به جا بیاورند .

پس روزه مهم تر از نماز است . (از پایه این قیاس باطل است )

چون هیچ ربطی به هم ندارند .


به امید دقت بیشتر و تفکر عمیق تر :razz:
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
Member
Member
نمایه کاربر
پست: 73
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 29 آبان 1386, 3:09 am
محل اقامت: اصفهان
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 8 بار
تماس:

پست توسط KH.I.A.2500 »

با سلام مجدد ,
1- با توجه به اينکه اون اتفاق در عالمي ديگر رخ داده بود و در عالم تکليف رخ نداده بود قانع شدم که حضرت آدم (ع) گناه نکرده بوده . ولي ابتدا اينکه من منظور از ارشادي را درست متوجه نشدم . فرق ارشادي و مولوي دقيقا چيست ؟ ميتوانيد يک مثال بزنيد ؟ در دنياي ما ( عالم تکليف ) هم فرمان ارشادي وجود دارد ؟ يا فرمان ارشادي فقط مال اون عالم بود ؟

2- من هم پست را کامل خواندم و هم نقل قول را عينا copy / paste کردم و نميدانم کجايش اشکال داشت ؟ :?

محمد علي, نوشته : << ثانيا اگر هم گناه کرده باشد چه ربطي به اين دارد که عيسي(ع) را به جاي او بکشند ؟؟؟ (خواهشا اينو جواب بديد و از اين شاخه به اون شاخه نپريد) >> .

:-o بر فرض که طبق سوالتون حضرت آدم (ع) گناه کرده باشه , جواب اين است : ظاهرا ربطش در حکمت خداوند است !
همانطور که برخي چيزها و از جمله کشتن آن جوان بدست حضرت خضر ( ع) را به " حکمت و مصلحت " خدا نسبت ميدهيم ميتوانيم به همان سادگي مجازات عيسي (ع) در برابر گناه ديگري را به حکمت و مصلحت خدا نسبت دهيم و بگوييم حتما حکمتي داشته ! ( توجه کنيد منظور من فقط < حکمت الهي > است و نميخواهم آن جوان را با حضرت عيسي مقايسه کنم ) .

مورد ديگه اينکه شما فرموديد مجازات بايد متناسب با گناه باشد ؟ ولي مجازاتها را بستگي به نوع گناه , خود خدا تعيين ميکند و نه ما ! پس ما که انسان هستيم نميتوانيم بگوييم که آيا فلان مجازات متناسب با فلان جرم هست يا خير . خود خدا بهتر ميداند . حتما آن مجازات عادلانه و کاملا متناسب با جرم ( فرضي آدم ) بوده .

محمد علي, نوشته : << ضمنا بی پایه و اساس ترین نوع بحث ، قیاس در احکام است . بحث بر سر کفاره گناه آدم بود ، شما نماز قضا را مطرح می کنید ... چه ربطی دارد ؟؟؟ >>

:-o ربطش واضحه ( در هر دو مورد يک نفر کوتاهي کرده و ديگري بايد پاسخگو باشد ) ولي چون مسئله قياس در احکام را آورديد حرفتان را قبول ميکنم و اين مورد را ادامه نميدهم .

البته جواب شما براي من خيلي سوال پيش آورد که اين سوالات زياد مربوط به اين تاپيک نميشه و در جاي ديگري مطرح ميکنم .

يا علي (ع) :razz: :razz:
* خدايا چنان کن سرانجام کار *** تو خشنود باشي و ما رستگار *
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه 20 بهمن 1385, 10:01 pm
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5883 بار
تماس:

پست توسط محمد علي »

به نام خدا

با سلام :D

KH.I.A.2500 نوشته شده:با سلام مجدد ,
1- با توجه به اينکه اون اتفاق در عالمي ديگر رخ داده بود و در عالم تکليف رخ نداده بود قانع شدم که حضرت آدم (ع) گناه نکرده بوده . ولي ابتدا اينکه من منظور از ارشادي را درست متوجه نشدم . فرق ارشادي و مولوي دقيقا چيست ؟ ميتوانيد يک مثال بزنيد ؟ در دنياي ما ( عالم تکليف ) هم فرمان ارشادي وجود دارد ؟ يا فرمان ارشادي فقط مال اون عالم بود ؟


امر ارشادی حکمی را به دنبال ندارد ، یعنی وجوب و حرمت و امثال آن . اما امر مولوی به دنبالش حکم هم می آید .


:-o بر فرض که طبق سوالتون حضرت آدم (ع) گناه کرده باشه , جواب اين است : ظاهرا ربطش در حکمت خداوند است !
همانطور که برخي چيزها و از جمله کشتن آن جوان بدست حضرت خضر ( ع) را به " حکمت و مصلحت " خدا نسبت ميدهيم ميتوانيم به همان سادگي مجازات عيسي (ع) در برابر گناه ديگري را به حکمت و مصلحت خدا نسبت دهيم و بگوييم حتما حکمتي داشته ! ( توجه کنيد منظور من فقط < حکمت الهي > است و نميخواهم آن جوان را با حضرت عيسي مقايسه کنم ) .



1- در نگاه اول می توان چنین جوابی را به عنوان توجیه مطرح کرد ، اما اگر دقت بیشتری کنیم می بینیم که خداوند اگر حکمی بدهد از طریق رسولش می دهد .

به نظر شما مردمی که حضرت عیسی (ع) را به قتل رساندند از چه کسی حکم گرفته بودند ؟!!! مسلما اگر این حکم خدایی بود و از طرف حضرت عیسی(ع) به مردم ابلاغ شده بود

مورد تایید خداوند قرار می گرفت . در صورتیکه چنین نیست و قرآن چنین کاری را تقبیح تنموده است :


وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ (61بقره )

و (مهر) ذلت و نياز، بر پيشانى آنها زده شد; و باز گرفتار خشم خدائى شدند ; چرا كه آنان نسبت به آيات الهى، كفر مى‏ورزيدند;

و پيامبران را به ناحق مى‏كشتند. اينها به خاطر آن بود كه گناهكار و متجاوز بودند. (61)


أَفَكُلَّمَا جَاءكُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقاً تَقْتُلُونَ (87بقره)

آيا چنين نيست كه هر زمان، پيامبرى چيزى بر خلاف هواى نفس شما آورد، در برابر او تكبر كرديد

(و از ايمان آوردن به او خوددارى نموديد); پس عده‏اى را تكذيب كرده، و جمعى را به قتل رسانديد؟! (87)


جالب است که بدانید بنی اسرائیل اولین بارش نبوده که پیامبری را می کشته است . و کارشان همین بوده است ... بدون هیچ تایید خدایی



2- مجری احکام الهی حجت خداست ، اگر خود قرار باشد مجازات شود قطعا اعدل از او باید در بین مردم وجود داشته باشد و این منافات دارد با مقام نبوت حضرت .



ضمنا مسائلی که عرض شد و شما هم صمیمانه پذیرفتید ، همه در مورد گناه فرضی بود ، و چون ثابت شد که اصلا چنین گناهی رخ نداده پس سایر مسائل همه فرضی می شوند

و بحث هم درباره آن بی مورد است . :D



موفق باشید :razz:
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
ارسال پست

بازگشت به “مسیحیت”