علّت ترس از مـرگ ... ؟!!

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Old-Moderator
Old-Moderator
نمایه کاربر
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه 23 شهریور 1386, 2:57 am
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

علّت ترس از مـرگ ... ؟!!

پست توسط محدثه »

.

 تصویر 


 [FONT=Times New Roman]« علّت هاي ترس انسان از مـرگ ؟!! »  


 تصویر 


« ترس‌ از مرگ » ‌، مانند عشق‌ و دلبستگي‌ به‌ زندگي‌، طبيعي‌ است‌.

از هرچه ‌بترسيم‌ از آن‌ رو است‌ كه‌ به‌ كمال‌ زندگي دنيوي‌ زيان‌ مي‌رساند يا اين زندگي‌ را تهديد مي‌كند . ما از شكست‌ها، بدبختي‌ها، فقر، جهل‌ و بيماري‌ها

بيمناكيم‌؛ زيرا حالت‌ طبيعي‌ زندگي‌ را از دست‌ مي‌دهيم‌ . بيماري‌ و شكست‌ و ضعف‌ و نقص‌، فعّاليّت‌ حياتي‌ ، ما را به‌ سختي‌ مي‌اندازد و ما را از ثمرات‌ و لذايذ

زندگي‌ محروم‌ مي‌سازد. اين‌ كاستي‌ها و بيماري‌ها آن‌گاه‌ هراسناك‌ و خطرناك‌ مي‌نمايند كه‌ ما را به‌ پيش‌ مرگ‌ دراندازند. براي‌ انسان‌ بيماري‌ از مرگ‌ بهتر است‌؛

زيرا اصل‌حيات‌ نمي‌بُرد. بي‌ترديد اگر بيماري‌ به‌ مرگ‌ بينجامد، خطرناك‌تر و ترسناك‌تر مي‌نمايد.

ترس‌ از مرگ‌ به‌ مردم‌ عادي‌ محدود نمي‌گردد . دانشمندان‌، متخصّصان‌ و قهرمانان‌ نيز از مرگ‌ مي‌ترسند .

در اين تاپيك قصد داريم تا به بررسي برخي از علل ترس انسانها از مرگ بپردازيم .



.
آخرین ويرايش توسط 2 on محدثه, ويرايش شده در 0.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
نمایه کاربر
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه 23 شهریور 1386, 2:57 am
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

[FONT=Times New Roman]1 ـ عشق به زندگي 


امام علي‌ (ع) مي‌فرمايند:


 [FONT=Times New Roman]« و اعْلَمُوا أَنَّه‌ُ لَيْس‌َ مِن‌ْ شَي‌ءٍ اِلاّ' وَ يَكادُ صَاحِبُه‌ُ يَشْبَع‌ُ مِنه‌ُ و يَمَلُّه‌ُ اِلا الْحَياه‌َ فَاِنَّه‌ُلايَجِدُ في‌ الموت‌ِ رَاحَه‌ً »  (16) 
 «‌ بدانيد كه‌ سرانجام ‌، آدمي‌ از همه‌ لذّت‌هاي‌ دنيا سير مي‌شود ، جز لذّت‌ زندگي ‌؛ زيرا هيچ‌ كس‌ در مرگ‌ آسايش ‌نمي‌بيند . » 


چنان‌ كه‌ گفتيم‌ ، حتّي‌ عرفا و اولياي‌ الهي‌ اين‌ حقيقت‌ را پذيرفته‌اند كه‌ نظام‌ ادراكي‌ ( هوش‌ و حواس‌ّ ) ما بر محور حيات‌ دنيوي‌ تنظيم‌ شده‌ است‌.

بنابراين‌، تا از هوش‌ و حواس‌ّ بهره‌منديم ‌، حيات‌ و لذّت‌هاي‌ دنيوي‌ بر ايمان ‌ارجمندند. انسان‌ زندگي‌ را دوست‌ دارد و در دشوارترين‌ موقعيت‌ نيز از زندگي‌

دل‌ نمي‌كند؛ و چاره‌اي‌ نيز ندارد ؛ زيرا عشق‌ به‌ زندگي‌ غريزي‌ و نهادي‌ است‌.





_______________________________________
16. نهج البلاغه، خطبه 133.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
نمایه کاربر
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه 23 شهریور 1386, 2:57 am
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

[FONT=Times New Roman]ب ) دست نيافتن به آرزوها و هدفها 


امام‌ علي‌ (ع) مرگ‌ را عامل‌ دست‌ نيافتن‌ آدمي‌ به‌ آرزوها و هدف‌هاي ‌خويش‌ مي‌داند و مي‌فرمايند:

 [FONT=Times New Roman]    [FONT=Times New Roman]« فَاِن‌َّ الْمَوْت‌َ... مُباعِدُ طِيّاتِكُم »  ‌ْ(17) 
 « مرگ‌ ميان‌ شما و هدف‌هايتان‌ فاصله‌مي‌شود. » 


هر آرزويي‌ ممكن‌ است‌ با مرگ‌ بر باد رود . از اين‌ رو ، اگر انسان‌ به‌ مرگ ‌بينديشد ، دل‌ به‌ فريب‌ آرزوها نمي‌سپارد ؛


چنان‌ كه‌ امام‌ علي‌ (ع) مي‌فرمايند:

 [FONT=Times New Roman]« لو رَأي‌ العَبْدُ الاَجَل‌َ وَ مَصيرَه‌ُ، لابْغَض‌َ الامَل‌َ و غُرُورَه‌ُ »  (18)  
 « اگر آدمي‌ اَجل‌ و سرنوشت‌ خويش‌ را مي‌ديد، با آرزو و فريب‌ آرزوها دشمني‌ مي‌ورزيد. » 



_____________________________
17. نهج البلاغه، خطبه 230.
18. همان، حكمت 334.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
نمایه کاربر
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه 23 شهریور 1386, 2:57 am
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

[font=Times New Roman]ج ) ترس از چگونگي مرگ 



يكي‌ ديگر از عوامل‌ ترس‌ از مرگ ‌، نگراني‌ و ترس‌ از چگونگي‌ مرگ‌است‌ .

چنان‌ كه‌ گذشت ‌، هيچ‌ انساني‌ مرگ‌ را نيازموده‌ است‌ و همه‌ انسان‌ها بي‌هيچ‌ تجربه‌اي‌ با مرگ‌ روبه‌رو مي‌شوند.


امام‌ علي‌ (ع) در اين‌ باره‌ مي‌فرمايند:

    « ميهماني‌ است‌ ناخوانده‌ و ناخوشايند ؛ هماوردي‌ شكست‌ناپذير كه ‌مي‌كشد و قصاص‌ نمي‌شود. دامش‌ را همه‌ جا گسترده‌،با لشكر درد و رنج‌ محاصره‌مان‌

    كرده ‌، از هر سو هدف‌ تير و نيزه‌مان‌ ساخته‌ . كابوس ‌مرگ‌، با قدرت‌ تمام‌ ، به‌ حريم‌ هستي‌ انسان‌ پاي‌ نهاده‌، بي‌ آن‌ كه‌ ضربتش‌خطا كند در هاله‌اي‌ از ابهام‌

    و تيرگي‌ و با لشكري‌ از بيماري‌ها و دردهاي‌ جانكاه‌ و با انبوهي‌ از مشكلات‌، سايه‌ سنگين‌ خود را گسترده‌ و طعم‌ تلخش‌ را به‌ آدمي‌ چشانده‌ . »
    (19)



ــ انسان‌ افزون‌ بر خود مرگ ‌، از شرايط‌ ويژه‌ مرگ‌ نيز نگران‌ است ‌؛ مانند مرگ‌ تصادفي‌ و نابهنگام‌ ، مرگ‌ بي‌ايمان‌ ، مرگ‌ در بستر نه‌ در ميدان‌ جهاد ،

مرگ‌ پس‌ از بيماري‌ طولاني‌، كشته‌ شدن‌ به‌ دست‌ ديگران‌ و مرگ‌ در غربت‌ و تنهايي‌.


امام‌ علي‌ (ع) از مرگ‌ در بستر و در حال‌ نافرماني‌ خدا مي‌هراسد و مي‌فرمايند:

    « بي‌گمان‌، گرامي‌ترين‌ مرگ‌ها كشته‌ شدن‌ در راه‌ خدا است‌ . سوگند به‌كسي‌ كه‌ جان‌ پسر ابوطالب‌ در دست‌ او است‌ ، هزار مرتبه‌ ضربت‌شمشير خوردن‌

    بر من‌ آسان‌تر است‌ از در بستر مردن‌. »





____________________________________

19. نهج البلاغه : خطبه 230.

.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
نمایه کاربر
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه 23 شهریور 1386, 2:57 am
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

[FONT=Times New Roman]د ) رويدادهاي پس از مرگ 



يكي‌ ديگر از عوامل‌ ترس‌ مردم‌ از مرگ ‌، رويدادهاي‌ پس‌ از مرگ‌ است‌ .

بخشي‌ از اين‌ رويدادها به‌ دنيا مربوط‌ است ‌؛ مانند بي‌سرپرست‌ ماندن‌ فرزندان ‌، ازدواج‌ همسران ‌، تقسيم‌ و تصرّف‌ اموال ‌، كاميابي‌ دشمنان‌ و فروپاشي‌ تن‌ .

بخشي‌ ديگر به‌ آن‌ جهان‌ مربوط‌ است‌؛ براي‌ مثال‌ عذاب‌ قبر و سختي‌حساب‌ و كتاب‌ اخروي‌.




 [FONT=Times New Roman]______________________________________  




[FONT=Times New Roman]هـ ) سختيهاي جان كندن 



مرگ‌ از سختي‌هايي‌ است‌ كه‌ مؤمنان‌ نيز از آن‌ها نگرانند ؛ مانند احتمال‌ از ميان‌ رفتن‌ ايمان‌ در لحظه‌هاي‌ واپسين‌ زندگي‌ و لحظه‌هاي‌ مرگ‌ گاه‌ چنان

‌سنگين‌ و طاقت‌فرسايند كه‌ حتّي‌ مؤمنان‌ نيز اختيار از كف‌ مي‌دهند و به‌كارهاي‌ خطرناك‌ دست‌ مي‌يازند. شيطان‌ همواره‌ در كمين‌ آدمي‌ است‌ و از هر

فرصتي‌ براي‌ گمراه‌ كردن‌ وي‌ بهره‌ مي‌جويد. يكي‌ از اين‌ فرصت‌ها، آشفتگي‌هاي‌ لحظه‌ جان‌ دادن‌ است‌. در اين‌ لحظه‌ حسّاس‌، شيطان‌ با نيرنگ‌ به‌سراغ‌

آدمي‌ مي‌آيد و مي‌كوشد او را گمراه‌ سازد.


امام علي‌(ع) در اين‌ باره‌ مي‌فرمايند:

    « هنوز گرم‌ سركشي‌ بود و سرگرم‌ شادخواري‌ و لذّت‌جويي‌ ، كه‌ بلاي مرگ‌ بر سرش‌ تاختن‌ آورد... او بي‌هوش‌ افتاده‌ و در حال‌ سكرات‌ است‌.

    غمگين‌ و حسرت‌زده‌ است‌. به‌ هنگام‌ جان‌ دادن‌ ، به‌ درد مي‌نالد و به‌ هنگام‌ رخت‌ بربستن‌ از اين‌ جهان‌ ، رنج‌ ديده‌ است‌ و درد كشيده‌...

    چون‌ تشييع‌كنندگان‌ و نوحه‌سرايان‌ بازگردند ، او را در قبرش‌ بنشانند و او از بيم‌ سؤال‌ و لغزش‌ در امتحان‌ ، ياراي‌ سخن‌ گفتنش‌ نباشد. »
    (20)




____________________________

20. نهج البلاغه، خطبه 83.

.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
نمایه کاربر
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه 23 شهریور 1386, 2:57 am
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.
[FONT=Times New Roman]و ) نگراني از عمل 


انسان‌هاي‌ باايمان‌ ، در هر موقعيتي ‌، اعمال‌ خود را ناچيز مي‌بينند و نگرانند .

امام علي‌ (ع) مي‌فرمايند :

 [FONT=Times New Roman]« يَنْبَغي‌ لِلْعاقِل‌ِ اَن‌ْ يَعْمَل‌َ لِلْمَعادِ و يَسْتَكثِرَ مِن‌َ الزّادِ قَبْل‌َ زُهُوِِ نفسِه‌ِ و حُلُول ‌ِرَمْسِه‌ِ . »  (21) 



ــ افزودن‌ بر زاد و توشه‌ همواره‌ دغدغه‌ انبيا و اوليا بوده‌ است‌. آنان‌ توشه‌ را ، هر چه‌ بسيار باشد ، در برابر راه‌ سخت‌ و طولاني‌ ناچيز مي‌شمردند ؛

امام علي‌ (ع) مي‌فرمايند :

 « آگاه‌ باش‌ كه‌ راهي‌ سخت‌ و دراز در پيش‌ است ‌. توفيق‌ تو در پيمودن‌ اين‌ راه‌ در گرو آن‌ است‌ كه‌ به‌ شايستگي‌ بكوشي‌

و تا مي‌تواني‌ توشه ‌برگيري‌ و بار گناه‌ خود را سبك‌ گرداني‌ كه‌ سنگيني‌اش‌ در اين‌ راه‌ دشوار رنج‌آور است‌. پيشاپيش‌ تا

مي‌تواني‌ به‌ آن‌ سراي‌ توشه‌ فرست‌ . مستمندان‌ را ياري‌ رسان‌ و بار خويش‌ بر دوش‌ آنان‌ بگذار تا روز قيامت‌ به‌ تو بازگردانند.

تا مي‌تواني‌ انفاق‌ كن‌ و برگ‌ عيشي‌ به‌ گور خويش‌ فرست‌ . اگر از تو وام‌ خواهند ، غنيمت‌ بشمار كه‌ اگر به‌ وامي ‌دست

‌ كسي‌ را بگيري‌ ، در روزهاي‌ سخت‌ آن‌ دنيا ، دست‌ تو را بگيرند . بدان‌ كه‌ در پيش‌ روي‌ تو گردنه‌هايي‌ سخت‌ است‌

كه‌ تا مي‌تواني‌ بايد سبك‌ بار باشي‌ و توشه‌ راه‌ داشته‌ باشي ‌. »
(22) 



________________________________

21. عبدالواحد بن محمّدآمدي: غررالحكم و دررالكلم، ج6، ص440.
22. نهج البلاغه، نامه 31.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
نمایه کاربر
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه 23 شهریور 1386, 2:57 am
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

[FONT=Times New Roman]ز ) مرگ بيفضيلت 


گونه‌هاي‌ مرگ ‌، به‌ لحاظ‌ فضيلت ‌، با يكديگر متفاوتند . امام علي‌ (ع) ، آرزومند شهادت‌ است‌ و مرگ‌ در بستر را دوست‌ نمي‌دارد و در اين‌ باره‌ مي‌گويد :

 « مرگ‌ چنان‌ با سرعت‌ و جدّيّت‌ در پي‌ ما است‌ كه‌ چه‌ باز ايستيم‌ و چه ‌بگريزيم ‌، بر ما دست‌ خواهد يافت‌.

با ارج‌ترين‌ مرگ‌ها نزد من‌ ، كشته‌شدن‌ با شمشير است‌. سوگند به‌ خداوندي‌ كه‌ جان‌ فرزند ابوطالب‌ در دست‌ او است‌،

اگر هزار شمشير بر سرم‌ بخورد ، برايم‌ آسان‌تر از آن‌است‌ كه‌ در بستر بميرم‌ . »
(23) 



ــ مردم‌ عادّي ‌، مرگ‌ در وطن‌ و خانه‌ شخصي‌ و بستر و ميان‌ فرزندان‌ و خويشاوندان‌ را دوست‌ دارند ؛ ولي‌ مرگ‌ در ميدان‌ و شهادت‌ در راه‌ خداچيزي‌ ديگر است‌.

امام علي‌(ع) خود ، درباره‌ عشق‌ و علاقه‌اش‌ به‌ شهادت‌ چنين ‌مي‌فرمايند :

    « روزي‌ به‌ پيامبر خدا(ص) گفتم‌: آن‌ گاه‌ كه‌ جنگ‌ احد پايان‌ يافت‌ و برخي‌ مسلمانان‌ شهيد شدند و من‌ همراه‌ آنان‌ به‌ شهادت‌ نرسيدم‌

    و سخت‌ اندوهگين‌ بودم‌، مگر مرا نفرمودي ‌: بشارت‌ باد تو را كه‌ شهادت در پي‌ تو است‌؟

    پيامبر(ص) در پاسخ‌ فرمودند : آري‌، چنين‌ است‌. امّا درآن‌ روز شكيبايي‌ تو چسان‌ خواهد بود ؟

    گفتم‌: يا رسول‌ الله، اين‌ جا نه‌ جاي‌ صبر و شكيبايي‌، بلكه‌ جاي‌ شادماني‌ و سپاس‌ است‌. »
    (24)





 [FONT=Times New Roman]______________________________________  



[FONT=Times New Roman]ن ) كثرت گناه 


يكي‌ ديگر از عوامل‌ نگراني‌ مؤمنان‌ از مرگ ‌، گناهان‌ بسيار است ‌.

امام حضرت‌علي‌ (ع) مي‌فرمايند:

 «چنان‌ مباش‌ كه‌ به‌ خاطر گناهان‌ بسيار، مرگ‌ را ناخوش‌داري ‌». (25) 


آن‌ بزرگوار همچنين‌ مي‌فرمايند :

 [FONT=Times New Roman]« مُسَوِّف‌ُ نَفْسِه‌ِ بِالتَّوْبَه‌ِ مِن‌ْ هُجُوم‌ِ الاجَل‌ِ عَلي‌' اَعْظَم‌ِ الْخَطَرِ »  (26) 
 « آن‌ كه‌ در برابر اجل ‌، همواره‌ توبه‌ را به‌ پس‌ مي‌اندازد ، در خطري‌ بس‌ عظيم‌ است‌. »  



__________________________________

23. نهج البلاغه، خطبه 123.
24. نهج البلاغه ، خطبه 156.
25. نهج البلاغه ، حكمت150.
26. عبدالواحد بن محمّدآمدي: غررالحكم و دررالكلم، ج6، ص151.
 
تصویر 
New Member
New Member
پست: 1
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 6 خرداد 1389, 1:36 pm
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 1 بار

Re: علّت ترس از مـرگ ... ؟!!

پست توسط zero.time »

تصویر
کجا بودم ، کجا رفتم، کجایم من نمی دانم ...به تاریکی در افتادم ره روشن نمی دانم!
ارسال پست

بازگشت به “معاد”