اصول کلی اشکال شرور از نظر عدل الهی

در اين بخش ميتوانيد به بحث پيرامون مسائل عدل بپردازيد.

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Member
Member
پست: 57
تاریخ عضویت: جمعه 3 اسفند 1386, 7:37 pm
سپاس‌های دریافتی: 42 بار

اصول کلی اشکال شرور از نظر عدل الهی

پست توسط راز »

خلاصه و اصول کلی شرور از نظر عدل الهی عبارتند از:
صفت حکمت، یعنی حکیم بودن، درباره خداوند و درباره انسان به دو گونه صادق است. حکیم بودن انسان به معنی این است که در هر کاری غایتی معقول دارد و در کارهای خود عالی ترین و فاضل ترین هدفها را و بهترین وسیله ها را برای رسیدن به آن هدفها انتخاب می کند. اما خداوند، غنی علی الاطلاق است، غایتی را جستجو نمی کند، کمالی فرض نمی شود که او فاقد باشد تا بخواهد آن را جستجو کند، حکیم بودن او به معنی این است که موجودات را به کمالات لایقشان تا هر حدی که برای آنها ممکن باشد می رساند، کار او ایجاد است که به کمال وجود رساندن است و یا تدبیر و تکمیل و سوق دادن اشیاء به سوی کمالات ثانویه آنهاست که نوعی دیگر از رساندن اشیاء به کمالات آنهاست. بعضی از پرسشها و ایرادها و اشکالها از قیاس گرفتن غلط حکیم بودن خداوند به حکیم بودن انسان پیدا می شود.

فیض الهی، یعنی فیض هستی که سراسر جهان را در بر گرفته نظام خاص دارد، یعنی تقدم و تأخر، و سببیت و مسببیت، و علیت و معلولیت میان آنها حکمفرماست و این نظام، غیر قابل تخلف است، یعنی برای هیچ موجودی امکان تخلف و تجافی از مرتبه خود و اشغال مرتبه دیگر وجود ندارد. سیر تکامل موجودات، بالخصوص سیر تکاملی انسان، به معنی سرپیچی از مرتبه خود و اشغال مرتبه دیگر نیست، بلکه به معنی " سعه وجودی " انسان است. لازمه درجات و مراتب داشتن هستی این است که نوعی اختلاف و تفاوت از نظر نقص و کمال و شدت و ضعف در میان آنها حکمفرما باشد و اینگونه اختلافها تبعیض نیست.

صنع خدا کلی است نه جزئی، ضروری است نه اتفاقی. ریشه دیگر اشتباهات در این زمینه، مقایسه صنع خدا با صنع انسان از این نظر است که پنداشته می شود. ممکن است صنع الهی مانند صنع انسان، جزئی و اتفاقی باشد. علاوه بر اینکه باید غایات را، غایت فعل باری گرفت نه غایت ذات باری، باید بدانیم که غایات افعال باری، غایات کلیه است نه غایات جزئیه و غایات ضروری است نه اتفاقی.

برای وجود یافتن یک چیز، تام الفاعلیه بودن خداوند، کافی نیست، قابلیت قابل هم شرط است. عدم قابلیت قابلها منشأ بی نصیب ماندن برخی موجودات از برخی مواهب است. شروری که از نوع نیستیهاست یعنی عجزها، ضعفها، جهلها، از آن جهت که به ذات اقدس الهی مربوط است، یعنی از نظر کلیت نظام ( نه از آن جهت که به بشر مربوط است، یعنی جنبه های جزئی و اتفاقی نظام ) ناشی از نقصان قابلیتهاست.

خداوند متعال همانطور که واجب الوجود بالذات است، واجب من جمیع الجهات و الحیثیات است، از این رو واجب الافاضه و واجب الوجود است. محال است که موجودی امکان وجود یا امکان کمال وجود پیدا کند و از طرف خداوند افاضه فیض و اعطاء وجود نشود. آنچه به نظر می رسد که در مواردی یک موجود قابلیت یک کمالی را دارد و از آن بی نصیب است، امکان به حسب علل جزئی و اتفاقی است نه امکان به حسب علل کلی و ضروری.
شرور، یا اعدامند و یا وجوداتی که منشأ عدم در اشیاء دیگرند و از آن جهت شرند که منشأ عدمند. شریت شرور نوع دوم، در وجود اضافی و نسبی آنهاست نه در وجود فی نفسه شان. آنچه واقعا وجود دارد و جعل و خلق و علیت به آن تعلق می گیرد، وجود حقیقی است نه وجود اضافی. شرور، مطلقا مجعول و مخلوق بالتبع و بالعرضند نه مجعول بالذات. جهان یک واحد تجزیه ناپذیر است، حذف بعضی از اجزاء جهان و ابقاء بعضی، توهم محض و بازیگری خیال است. شرور و خیرات، دو صف و دو رده جدا نیستند، به هم آمیخته اند، عدمها از وجودها، و وجودهای اضافی از وجودهای حقیقی تفکیک ناپذیرند. نه تنها عدمها از وجودها، و وجودهای اضافی از وجودهای حقیقی تفکیک ناپذیرند، وجودهای حقیقی نیز به حکم اصل تجزیه ناپذیری جهان، پیوسته و جدا ناشدنی هستند. موجودات به اعتبار انفراد و استقلال، حکمی دارند و به اعتبار جزء بودن و عضویت در یک اندام، حکمی دیگر. آنجا که اصل پیوستگی و انداموارگی حکمفرماست، وجود انفرادی و مستقل، اعتباری و انتزاعی است. اگر شر و زشتی نبود، خیر و زیبایی معنی نداشت. شرور و زشتیها نمایانگر خیرات و زیبائیهاست. شرور، منبع خیرات، و مصائب، مادر خوشبختیهاست.
Senior Member
Senior Member
پست: 128
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 1 اردیبهشت 1388, 4:13 pm
سپاس‌های ارسالی: 52 بار
سپاس‌های دریافتی: 137 بار

Re: اصول کلی اشکال شرور از نظر عدل الهی

پست توسط حامد صارم »

سلام
خدمت دوستان عرض می کنم که این مطالبی که جناب راز نوشته است از جهات اعتقادی اشکالات بسیاری بر آن وارد است که این متن را از حیث مسائل اعتقادی فاقد ارزش بلکه مضر می کند بعضی از این اشکالات به این نحو است :




می نویسد :

تکامل به معنی " سعه وجودی " انسان است

این کلام چه معنی دارد آیا وجود انسان حجیم می شود و وسعت می گیرد که این سخن مضحکی می باشد

راز می نویسد :

صنع خدا کلی است نه جزئی، ضروری است نه اتفاقی

معنی این کلام این است که خدا قادر به خلق جزئیات نیست و در این خصوص نا توان است
لازم به ذکر است که انسان حیوانات از مخلوقات جزئی می باشد و مثلا عقل کلی است

ضروری دانستن فعل خدا یعنی اینکه خداوند در افعالش مجبور است که این مطلب در مورد خدا خنده دار است

راز نوشته :
برای وجود یافتن یک چیز، تام الفاعلیه بودن خداوند، کافی نیست، قابلیت قابل هم شرط است.

و نوشته :
محال است که موجودی امکان وجود یا امکان کمال وجود پیدا کند و از طرف خداوند افاضه فیض و اعطاء وجود نشود.

این کلام یعنی خدا برای خلقت محتاج خلق خود است اگر آنها قابلیت نداشته باشند خدا هم نمی تواند آنها را خلق کند
ومضافا اینکه ملازم است با قدیم بودن مخلوقات چرا که با ید قبل از خلقتشان باشند تا خدا ببیند که استعداد دارند یا ندارند



راز نوشته است :

شرور، یا اعدامند و یا وجوداتی که منشأ عدم در اشیاء دیگرند و از آن جهت شرند که منشأ عدمند.

این تناقض اشکار است اگر شر عدم است چگونه می تواند منشا اثر شود عدم بطلان محض است

راز نوشته :

شرور، مطلقا مجعول و مخلوق بالتبع و بالعرضند نه مجعول بالذات

این که با العرض مجعولند یعنی خدا نخواسته آنها را خلق کند از دستش در رفته و آنه خلق شدند که مسخره تر از این حرف در دنیا نیست
و قبلا گفته بود که عدم هستند و عدم که مخلوق نیست تا عرضی با شد یا ذاتی



و نوشته :
جهان یک واحد تجزیه ناپذیر است،

اگر منظور ایشان از جهن خدا و مخلوقات است که کفر محض است و اگر منظور ما سوی الله است که اولا ادعای بدون دلیل است
ثانیا خلاف وجدان است




و اشکالات بسیار دیگر که فکر می کنم همین مقدار کافی باشد
ارسال پست

بازگشت به “عدل”