راستگو و تائب

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه 16 بهمن 1385, 7:39 pm
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

راستگو و تائب

پست توسط HRG »

راستگو و تائب

ابوعمر زجاجى انسانى وارسته و نیکوکار بود ، مى گوید : مادرم از دنیا رفت ، خانه اى را از او به ارث بردم ، خانه را به پنجاه دینار فروختم و عازم حج شدم . چون به سرزمین نینوا رسیدم ، دزدى بیابانى در برابرم سبز شد ، به من گفت : چه دارى ؟ در درونم گذشت راستى و صدق امرى پسندیده و مورد دستور خداوند است ، خوب است به این دزد حقیقت مطلب را بگویم . گفتم : مرا کیسه اى است که بیش از پنجاه دینار در درون آن نیست . گفت : کیسه را به من بده . کیسه را به او دادم ، شمرد و سپس باز گرداند ، گفتم : چه شد ؟ گفت : آمدم پول تو را ببرم ، راستى تو مرا برد . از چهره اش نور ندامت پدیدار شد ، معلوم بود در درونش از وضع گذشته ى خود توبه کرده ، از مرکب پیاده شد ، به من گفت : سوار شو ، گفتم : نیاز به سوارى ندارم . اصرار کرد سوار شدم ، او هم به دنبال من پیاده به حرکت آمد . به میقات رسیدیم ، به حال احرام درآمد ، آنگاه به جانب حرم شتافت ، تمام اعمال حج را در کنار من به جاى آورد ، بعد از آن از دنیا رفت(1) !

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ روح البیان : 2 / 181 .
2 ـ روح البیان : 2 / 225 .
Iron
Iron
نمایه کاربر
پست: 444
تاریخ عضویت: شنبه 25 آبان 1387, 3:57 pm
محل اقامت: خیلی دور ، خیلی نزدیک
سپاس‌های ارسالی: 3080 بار
سپاس‌های دریافتی: 1425 بار

Re: راستگو و تائب

پست توسط hasan21 »

دزدا هم دزدای قدیم . =8) :D :::P ::mo
[External Link Removed for Guests]
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری
Senior Member
Senior Member
نمایه کاربر
پست: 149
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 18 اسفند 1387, 4:18 pm
سپاس‌های ارسالی: 106 بار
سپاس‌های دریافتی: 213 بار

Re: راستگو و تائب

پست توسط fizikdan3000 »

سلام داستان خیلی جالبی بود

دست شما درد نکنه

واقعا صداقت باعث هدایت خود و دیگران میشود

اما بعضی وقت ها صداقت هست! اونو بیانش میکنی!

اما دریغ از اندکی پذیرش

به هر حال از این حرفهای قشنگ(در مورد صداقت)زیاد بنویسید

موفق باشید
:razz:
حرفهای خنده ام را میشود در سکوت برکه نا امید از بارش باران ترجمه کرد ،

  که با قاصدکی تنها و بی ریا، در راه بودن،  خبری را خبر می دهد ...

[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “داستان”