دوازده بند محتشم كاشانى‏

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

دوازده بند محتشم كاشانى‏

پست توسط مائده آسمانی »

 تصویر

تصویر      
 دوازده بند محتشم كاشانى         بند اول       
باز اين چو شورش است كه در خلق عالم است
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است‏



باز اين چه رستخيز عظيم است كز زمين
بى نفح صور خاسته تا عرش اعظم است



اين صبح تيره باز دميد از كجا كزو
كار جهان و خلق جهان جمله در هم است



گويا طلوع مى‏كند از مغرب آفتاب
كاشوب در تمامى ذرات عالم است



گر خوانمش قيامت دنيا بعيد نيست‏
اين رستخيز عام كه نامش محرم است



درباره گاه قدس كه جاى ملال نيست
سرهاى قدسيان همه بر زانوى غم است



جن و ملك بر آدميان نوحه مى‏كنند
گويا عزاى اشرف اولاد آدم است‏



خورشيد آسمان و زمين نور مشرقين
پرورده كنار رسول خدا حسين‏                 
تصویر
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: دوازده بند محتشم كاشانى‏

پست توسط مائده آسمانی »

 بسم ربّ الحسین [SUP]ع[/SUP]  
 
 
 
 
 
 تصویر   
بند دوم  
   
 
كشتى شكست خورده طوفان كربلا
در خاك و خون طبيده ميدان كربلا


گر چشم روزگار برو زار مى‏گريست
خون مى‏گذشت از سر ايوان كربلا


نگرفت دست دهر گلابى بغير اشك
ز آن گل كه شد شگفته به بستان كربلا


از آب هم مضايقه كردند كوفيان
خوش داشتند حرمت مهمان كربلا


بودند ديو و دد همه سيراب و ميمكيد
خاتم ز قحط آب سليمان كربلا


زان تشنگان هنوز بعيوق مى‏رسد
فرياد العطش ز بيابان كربلا


آه از دمى كه لشكر اعداد نكرد شرم
كردند رو بخيمه سلطان كربلا


آندم فلك بر آتش غيرت سپند شد
كز خوف خصم در حرم افغان بلند  
تصویر
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: دوازده بند محتشم كاشانى‏

پست توسط مائده آسمانی »

 بسم ربّ الحسین [SUP]ع[/SUP] 


 تصویر  


 بند سوم  
   
   
 
كاش آنزمان سرادق گردون نگون شدى‏
وين خر گه بلند ستون بى ستون شدى‏


كاش آنزمان درآمدى از كوه تا بكوه
سيل سيه كه روى زمين قير كون شدى‏


كاش آنزمان ز آه جهان سوز اهلبيت‏
يك شعله برق خرمن گردون دون شدى‏


كاش آنزمان كه اين حركت كرد آسمان
سيماب وار گوى زمين بى سكون شدى‏


كاش آنزمان كه پيكر او شد درون خاك‏
جان جهانيان همه از تن برون شدى‏


كاش آنزمان كه كشتى آل نبى شكست
عالم تمام غرقه درياى خون شدى‏


آن انتقام گرنفتادى بروز حشر
با اين عمل معامله دهر چون شدى‏


آل نبى چو دست تظلم برآورند
اركان عرش را به تلاطم درآورند  
تصویر
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: دوازده بند محتشم كاشانى‏

پست توسط مائده آسمانی »

 بسم ربّ الحسین [SUP]ع[/SUP] 


 تصویر  


 بند چهارم        
[COLOR=#7030a0]برخوان غم چو عالميان را صلا زدند

اول صلا بسلسله انبيا زدند


نوبت با وليا چو رسيد آسمان طپيد
زان ضربتى كه بر سر شير خدا زدند


آن در كه جبرئيل امين بود خادمش‏
اهل ستم به پهلوى خيرالنسا زدند


بس آتشى ز اخگر الماس ريزه‏ها
افروختند و در حسن مجتبى زدند


وانگه سرادقى كه ملك محرمش نبود
كندند از مدينه و در كربلا زدند


و ز تيشه ستيزه در آن دشت كوفيان
بس نخلها ز گلش آل عبا زدند


پس ضربتى كزان جگر مصطفى دريد
برحلق تشنه خلف مرتضى زدند


اهل حرم دريده گريبان گشوده مو
فرياد بر در حرم كبريا زدند


روح الامين نهاده بزانو سر حجاب‏
تاريك شد زديدن آن چشم آفتاب‏



  
تصویر
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: دوازده بند محتشم كاشانى‏

پست توسط مائده آسمانی »

 بسم ربّ الحسین [SUP]ع[/SUP] 


 تصویر         بند پنجم        
چون خون ز حلق تشنه او بر زمين رسيد
جوش از زمين بذروه عرش برين رسيد


نزديك شد كه خانه ايمان شود خراب‏
از بس شكستها كه باركان دين رسيد


نخل بلند او چو خسان بر زمين زدند
طوفان به آسمان زغبار زمين رسيد


باد آن غبار چون بمزار نبى رساند
گرد از مدينه بر فلك هفتمين رسيد


يكباره جامه درخم گردون به نيل زد
چون اين خبر بعيسى گردون نشين رسيد


پر شد فلك زغلغله چون نوبت خروش
از انبيا بحضرت روح الامين رسيد


كرد اين خيال و هم غلط كاركان غبار
تا دامن جلال جهان آفرين رسيد


هست از ملال گرچه برى ذات ذوالجلال‏
او در دلست و هيچ دلى نيست بيملال‏
 
تصویر
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: دوازده بند محتشم كاشانى‏

پست توسط مائده آسمانی »

 بسم ربّ الحسین [SUP]ع[/SUP] 




 تصویر 


 بند ششم  


 

ترسم اجزاى قاتل او چون رقم زنند
يكباره بر جريده رحمت قلم زنند


ترسم كزين گناه شفيعان روز حشر
دارند شرم كز گنه خلق دم زنند


دست عتاب حق بدر آيد ز آستين
چون اهلبيت دست در اهل ستم زنند


آه از دمى كه با كفن خون چكان ز خاك
آل على چو شعله آتش علم زنند


فرياد از آن زمان كه جوانان اهلبيت
گلگون كفن بعرصه محشر قدم زنند


جمعى كه زد بهم صفشان شور كربلا
در حشر صف زنان صف محشر بهم زنند


از صاحب حرم چه توقع كنند باز
آن ناكسان كه تيغ به صيد حرم زنند


پس برسنان كنند سريرا كه جبرئيل‏
شويد غبار گيسويش از آب سلسبيل‏  
   
   
   
   
تصویر
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: دوازده بند محتشم كاشانى‏

پست توسط مائده آسمانی »

 بسم ربّ الحسین [SUP]ع[/SUP]  



 
 تصویر    
 
 
 بند هفتم   


روزى كه شد به نيزه سر آن بزرگوار
خورشيد سر برهنه بر آمد ز كوهسار


موجى بجنبش آمد و برخاست كوه كوه
ابرى ببارش آمد و بگريست زار زار


گفتى تمام زلزله شد خاك مطمئن
گفتى فتاد از حركت چرخ بيقرار


عرش آنزمان بلرزه در آمد كه چرخ پير
افتاد در گمان كه قيامت شد آشكار


آن خيمه‏اى كه گيسوى حورش طناب بود
شد سرنگون زباد مخالف حباب وار


جمعى كه پاس محملشان داشت جبرئيل‏
گشتند بى عمارى محمل شتر سوار


با آنكه سر زد آن عمل از امت نبى
روح الامين زروح نبى گشت شرمسار


و انگه ز كوفه خيل الم روبشام كرد
نوعيكه عقل گفت قيامت قيام كرد
 
 
 
 
 
تصویر
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: دوازده بند محتشم كاشانى‏

پست توسط مائده آسمانی »

 بسم ربّ الحسین [SUP]ع[/SUP]  


 
 تصویر 

 بند هشتم           
[COLOR=#7030a0]بر حربگاه چون ره آن كاروان فتاد

شور و نشور واهمه را در گمان فتاد


هم بانگ نوحه غلغله در شش جهة فكند
هم گريه بر ملايك هفت آسمان فتاد


هر جا كه بود آهوئى از دشت پا كشيد
هر جا كه بود طايرى از آشيان فتاد


شد وحشتى كه شور قيامت بباد رفت
چون چشم اهلبيت بر آن كشتگان فتاد


هر چند بر تن شهدا چشم كار كرد
بر زخمهاى كارى تيغ و سنان فتاد


ناگاه چشم دختر زهرا در آن ميان
بر پيكر شريف امام زمان فتاد


بى اختيار نعره هذا حسين زو
سر زد چنانكه آتش از و در جهان فتاد


پس با زبان پر گله آن بضعة الرسول
رو در مدينه كرد كه يا ايها الرسول‏













  
تصویر
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: دوازده بند محتشم كاشانى‏

پست توسط مائده آسمانی »

 بسم ربّ الحسین [SUP]ع[/SUP]  

 
 تصویر 

 بند نهم           
[COLOR=#7030a0]اين كشته فتاده بهامون حسين تست‏

وين صيد دست و پا زده در خون حسين تست‏


اين نخل‏تر كز آتش جان سوزتشنگى‏
دود از زمين رسانده بگردون حسين تست‏


اين ماهى فتاده بدرياى خون كه هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسين تست‏


اين غرقه محيط شهادت كه روى دشت
از موج خون او شده گلگون حسين تست‏


اين خشك لب فتاده دور از لب فرات‏
كز خون او زمين شده جيحون حسين تست‏


اين شاه كم سپاه كه با خيل اشک و آه
خرگاه زين جهان زده بيرون حسين تست


اين قالب طپان كه چنين مانده بر زمين
شاه شهيد ناشده مدفون حسين تست


چون روى در بقيع بزهرا خطاب كرد
وحش زمين و مرغ هوا را كباب كرد




  
تصویر
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: دوازده بند محتشم كاشانى‏

پست توسط مائده آسمانی »

 بسم ربّ الحسین [SUP]ع[/SUP]  
 
 تصویر  
  
 
 بند دهم    
   
   
 
[COLOR=#7030a0]كاى مونس شكسته دلان حال ما ببين

ما را غريب و بيكس و بى آشنا ببين


اولاد خويش را كه شفيعان محشرند
در ورطه عقوبت اهل جفا ببين


در خلدبر حجاب دو كون آستين فشان‏
و اندر جهان معصيبت ما بر ملا ببين


نى نى ورا چو ابر خروشان به كربلا
طغيان سيل فتنه و موج بلا ببين


تنهاى گشتگان همه در خاك و خون نگر
سرهاى سروران همه بر نيزه‏ها ببين‏


آن سر كه بود بر سر دوش نبى مدام
يك نيزه‏اش زدوش مخالف جدا ببين‏


آن تن كه بود پرورشش در كنار تو
غلطان بخاك معركه كربلا ببين


يا بضعة الرسول ز ابن زياد داد
كو خاك اهلبيت رسالت بباد داد





 
 
تصویر
ارسال پست

بازگشت به “شعر”