یک سوال راجع به شمر ( لعنت الله علیه)

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Iron
Iron
نمایه کاربر
پست: 444
تاریخ عضویت: شنبه 25 آبان 1387, 3:57 pm
محل اقامت: خیلی دور ، خیلی نزدیک
سپاس‌های ارسالی: 3080 بار
سپاس‌های دریافتی: 1425 بار

یک سوال راجع به شمر ( لعنت الله علیه)

پست توسط hasan21 »

سلام این ایّام رو به همه تسلیت می گم می خواستم بپرسم که شمر دقیقا با امّ البنین (مادر حضرت عبّاس علیه السلام ) چه نسبتی داشته خیلی ها می گن برادرش بوده ؟
[External Link Removed for Guests]
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری
Iron
Iron
نمایه کاربر
پست: 444
تاریخ عضویت: شنبه 25 آبان 1387, 3:57 pm
محل اقامت: خیلی دور ، خیلی نزدیک
سپاس‌های ارسالی: 3080 بار
سپاس‌های دریافتی: 1425 بار

Re: یک سوال راجع به شمر ( لعنت الله علیه)

پست توسط hasan21 »

خواهشا جواب بدید .
[External Link Removed for Guests]
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه 20 بهمن 1385, 10:01 pm
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5883 بار
تماس:

Re: یک سوال راجع به شمر ( لعنت الله علیه)

پست توسط محمد علي »

سلام حسن جان

داشتم می نوشتم که اومدیتصویر

شمر به هیچ عنوان برادر حضرت ام البنین (س) نبوده و تنها "هم قبیله ای" بودند ، ویک خویشی بسیار دوری داشتند .

برای همین شمر در امان نامه ای که برای حضرت عباس (ع) آورده بود اشاره می کنه که هم قبیله ای هستیم و به این دلیل تو در امانی و ...

که علمدار سپاه جوابی در خور به او داد .


موفق باشیتصویر
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
Old-Moderator
Old-Moderator
نمایه کاربر
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه 23 شهریور 1386, 2:57 am
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

Re: یک سوال راجع به شمر ( لعنت الله علیه)

پست توسط محدثه »

  الله الرحمن الرحیم  


امام (ع) ، صبح عاشورا خار و خاشاك و هيزم‏هاى پشت خيمه‏ها را آتش زد تا دشمن توان حمله از آن سو را نداشته باشد.

شمر با نگاه به چنين صحنه‏اى، زشتى و پليدى سيرت خويش را آشكار و رو به حضرت كرد و گفت: اى حسين! عجله كردى به سوى آتش در دنيا پيش از روز رستاخيز.

امام پس از اطمينان نسبت به گوينده سخن، كه شمر است، در پاسخ به او فرمود:

«يابن راعية المعزى انت اولى بها صِليّا».اى پسر زن بُزچران! تو سزاوارترى از من به ورود در آتش.
 ( مقتل ابومخنف، ص 221) 


چرا پسر زن بزچران ؟

روزى مادر شمر كه زن بزچرانى بود و در بيابان به كار خود مشغول بود، از چوپانى كه از كنار او مى‏گذشت، تقاضاى آب كرد تا با آن رفع عطش كند.

چوپان تقاضاى شيطانى خود را شرط دادن آب قرار داد و او نيز پذيرفت و از اين طريق، نطفه شمر منعقد شد.
 (بحارالانوار، ج 45، ص 5، 31، 56 و 336؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 237 و شفاءالصدور، ج 1، ص 378 ـ 375.) 


از اين رو امام حسين عليه‏السلام در روز عاشورا خطاب به او فرمود:
 «يابن راعية المِعْزى»؛ اى پسر زن بزچران! 

یعنی او را به نام مادرش خواند (کنایه از ناپاک زاده بودن)


[HR]

نام اصلی او شمرابن فرط ضیابی کلابی، از طایفه بنی کلاب، از فرماندهان جنایتکار و بی رحم سپاه کوفه و از بزرگترین قاتلان تاریخ، قاتل امام سوم شیعیان حسین بن علی علیه السلام و از مسببان شهادت اهل بیت پیامبر اسلام و اصحاب امام حسین علیه السلام است. پدرش "ذی الجوشن" (البته در واقع می شود شوهر مادرش ، چون پدر اصلی اش همان چوپان بود)
ذی الجوشن که در آغاز اسلام از مسلمان شدن امتناع کرد و به دعوت پیامبر اعتنایی نکرد، تنها وقتی که متوجه پیروزی مسلمانان بر مشرکین شد، اسلام آورد و اسبی بنام "عرجاء" را بعنوان هدیه نزد پیغمبر برد ولی ایشان، هدیه او را قبول نکردند.

از مادر "شمر" هم به پست فطرتی و پلیدی یاد شده و چون او دامنش به گناه بی عفتی آلوده شده بود .

(یعنی وقتی که شوهر داشت ، از راه نامشروع به شمر حامله شد ؛ شمر هم که علاوه بر ناپاکی ، تحت تربیت ذی الجوشن بوده : کسی که وصفش در بالا آمد)


شمر، مردی زشت رو و پیس و آبله رو، و از روسای هوازن بود. امام حسین ع فرمود:

جدم رسول خدا ص به پدرم علی ع فرمود: فرزندت حسین ع به دست مردی که أبقع و أبرص و شبیه به سگ ها و خوک ها است , کشته می شود.
 (مقتل الحسین , خوارزمی , ج 2 ص 236 مثیرالاحزان , ص 64 احقاق الحق , ج 11 ص 415 بحارالانوار, ج 45 ص 3) 


اگر چه اول با امیرالمومنین علی بن ابیطالب بیعت نمود و در جنگ صفین در لشگر آن حضرت بود و ضربتی از سپاه شام خورد و مجروح شد او بعدا به گروه خوارج پیوست و در کوفه مسکن کرد و در آن شهر به روایت حدیث پرداخت. او همیشه کینه آل علی را در دل داشت و منتظر فرصت مناسبی بود تا این کینه و عقده های دلش را بیرون بریزد. سال 61 هجری قمری که حرکت امام حسین علیه السلام به سمت عراق شد، شمر اخبار این حرکت را دقیقا پی گیری می کرد. جاسوسان او مسیر حرکت امام را تا ورود به کربلا، برای او گزارش میدادند. در تاریخ این واقعه عظیم، شمربن ذی الجوشن از طرف دولت وقت و دشمنان اسلام، چند جا نقش اساسی داشت:

1- و از جمله افرادی بود که "عبیدالله بن زیاد" حاکم کوفه، او را برای پراکنده کردن مردم کوفه از اطراف مسلم بن عقیل، یار باوفای حسین بن علی، به دارالاماره فرستاد.

2- زمانی که عمربن سعد، فرمانده لشگر کوفه در نامه ای برای حاکم کوفه نوشت که حسین بن علی حاضر شده که یا برگردد و یا به یکی از سرحدات کشور اسلامی برود "عبیدالله حاکم کوفه" نظر داد که باید پذیرفت ولی وقتی شمر از این نامه مطلع شد، او را منع کرد و گفت که اگر حسین بن علی خود را تسلیم نکند و برود، بعدا قدرتمند می شود. پس بهتر است الان که در چنگ شما گرفتار است، نگذارید برود. عبیدالله هم نظر شمر را قبول کرد او را فرمانده سپاه با 4000 جنگجوی زبده کرد و همراه با نامه ای به طرف عمربن سعد فرمانده کوفه در کربلا فرستاد، تا از حسین بخواهد که یا تسلیم شود و یا به جنگ تن در دهد و به دنبال این نامه، گفت ای عمر سعد، اگر اینکار را انجام نمی دهی از لشگر ما کناره بگیر و لشگر را به شمربن ذی الجوشن واگذار.

3- اوج جنایت و شقاوت این مرد از روز عاشورا دهم محرم سال 61 هجری در کربلا است. در آن روز او فرمانده پیاده های لشگر کوفه بود و جنایات بسیار را مرتکب شد. زمانی هم که بسیاری از اصحاب امام حسین شهید شدند، دشمنان امام، به طرف خیمه ها حمله کردند و شمر فریاد زد که آتش بیاورید تا خیمه ها و اهلش را بسوزانم. در این موقع امام علیه السلام در مقابل شمر فرمود: ای پسر ذی الجوشن، خدا ترا به آتش دوزخ بسوزاند. وای برشما، اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید و بعد حضرت خواستند که تا من زنده ام به حرم من تعرض نکنید!

4- این جنایتکار، در آخرین ساعتهای روز دهم محرم، زمانی که امام علیه السلام جراحت های زیادی در سر و بدن داشتند، دستور داد تا حضرت را از پشت، تیرباران کردند و سپس آن خبیث کثیف، با چکمه و خنجر برهنه بر سینه فرزند رسول خدا نشست و سر مقدس حضرت را از تن جدا کرد.

5- او بعد از شهادت امام و همه یاران حضرت، می خواست خیمه گاه خاندان وحی را آتش بزند و علی بن حسین، زین العابدین را به قتل برساند که دیگران مانع شدند.

6- در میان مورخین اتفاق نظر است که کسی که به فرمان عمربن سعد، سرهای مقدس شهداء کربلا را نزد "ابن زیاد" برد، او بود و از طرف ابن زیاد هم، سرهای شهداء را مجددا به همراه چند نفر دیگر، نزد یزید حاکم وقت شام برد.

[HR]

پایان زندگی شیطانی شمربن ذی الجوشن

زندگی سراسر ننگین و کثیف این مرد، زمانی که مختار ثقفی در سال 66 هجری برای خونخواهی ابا عبدالله الحسین قیام کرد، شمر از کوفه فرار کرد. یکی از غلامان مختار، به دنبال او رفت ولی شمر با ترفندی او را کشت و بعد به قریه دیگری فرار کرد و از آنجا هم باز به قریه «کلتانیه» تا اینکه سپاهیان مختار در آن جا، او را محاصره کردند. یاران شمر همگی پا به فرار گذاشتند. خود او هم فرصت نکرد تا لباس رزم بپوشد، پارچه ای به خود پیچید و با نیزه در مقابل سپاه مختار ایستاد تا اینکه از پای در آمد. بعضی گویند که جسم او را نزد سگان انداختند و بعضی گویند که او را دستگیر کردند، گردنش را زدند و بر بدنش اسب تاختند و سر او را، مختار نزد "محمد بن حنفیه" فرستاد.

نام قاتل او "ابن ابی الکنود" است که به زندگی پلید و لعین او در سال 66 هجری قمری خاتمه داد.
 
تصویر 
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ”