مناظره امام حسن عسكري(علیه السلام) با اسحاق كندي- تناقض در ق

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Iron
Iron
نمایه کاربر
پست: 203
تاریخ عضویت: جمعه 7 فروردین 1388, 4:04 am
سپاس‌های ارسالی: 621 بار
سپاس‌های دریافتی: 602 بار

مناظره امام حسن عسكري(علیه السلام) با اسحاق كندي- تناقض در ق

پست توسط علی اصغر حسین »

 [COLOR=#NaNNaNNaN]  امام حسن عسگري(علیه السلام) با اسحاق   [COLOR=#NaNNaNNaN]   [COLOR=#NaNNaNNaN]  تناقض در قرآن؟  [COLOR=#NaNNaNNaN] !   
     
  «ابن شهر آشوب»   ‎  : «اسحاق كندی» كه از [COLOR=#NaNNaNNaN]فلاسفه اسلام و   به شمار   ‎   و در عراق اقامت      ،   تألیف نمود بنام «  ‎   قرآن!» او   ‎   زیادی در منزل نشسته و گوشه نشینی اختیار كرده و خود را به نگارش آن كتاب، مشغول ساخته بود. روزی یكی از شاگردان او به محضر امام عسگری ـ   ‎  ّلام ـ شرفیاب شد. هنگامی كه چشم حضرت به او افتاد، فرمود:   
  
«آیا در میان شما مردی رشید وجود ندارد كه  
 ‎   استادتان «كندی» را پاسخ گوید؟   
   از شاگردان عرض كرد: «ما همگی از شاگردان او هستیم و   ‎   به اشتباه استاد اعتراض كنیم.  
  
[COLOR=#NaNNaNNaN]امام فرمود:  اگر مطالبی به شما تلقین و تفهیم شود،  
 ‎  ، آنرا برای استاد خود نقل كنید
شاگرد گفت:آری. 
 
  
[COLOR=#NaNNaNNaN]امام فرمود:  از اینجا كه برگشتی به حضور استادت برو و با او به گرمی و محبّت رفتار نما و سعی كن با او انس و الفت پیدا كنی، هنگامی كه كاملاً انس و آشنایی به عمل آمد، به او بگو:  
 ‎   برای من پیش آمده است و آن اینكه آیا ممكن است گوینده قرآن از گفتار خود معانی ای غیر از آنچه شما حدس   ‎   اراده كرده باشد؟   
  
او در پاسخ خواهد گفت: بلی، ممكن است چنین منظوری داشته باشد. دراین هنگام بگو: شما چه  
 ‎  ، شاید گوینده قرآن معانی دیگری غیر از آنچه شما حدس   ‎  ، اراده كرده باشد و شما الفاظ او را در غیر معنای خود به كار   ‎  ؟ امام در اینجا اضافه كرد. او آدم باهوشی است، طرح این نكته كافی است كه او را متوجه اشتباه خود كند.   
  
شاگرد به حضور استاد رسید و طبق دستور امام رفتار نمود تا آنكه زمین برای طرح مطلب مساعد گردید: سپس سؤال امام را به این نحو مطرح كرد.  
 
  
آیا ممكن است  
 ‎   سخنی بگوید و از آن مطلبی اراده كند كه به ذهن خواننده نیاید؟ و به عبارت دیگر:   
   گوینده چیزی باشد مغایر با آنچه در ذهن مخاطب است؟  
  
فیلسوف عراقی با كمال دقت به سؤال شاگردش گوش داد و گفت: «سؤال خود را تكرار كن.  
 
  
شاگرد سؤال را تكرار نمود.  
 
  
استاد تأملی كرد و گفت: «آری، هیچ بعید نیست، امكان دارد كه چیزی در ذهن گوینده سخن باشد كه به ذهن مخاطب نیاید و شنونده از ظاهر كلام گوینده چیزی بفهمد كه وی خلاف آن را اراده كرده باشد.»  
 
  
استاد كه  
 ‎   شاگرد او چنین سؤالی را از پیش خود   ‎   مطرح نماید و در حدّ اندیشه او نیست، رو به شاگرد كرد وگفت: «تو را قسم   ‎   كه حقیقت را به من بگویی، چنین سؤالی از كجا به فكر تو خطور كرد؟   
     
  : چه ایرادی دارد كه چنین سؤالی به ذهن خود من آمده باشد؟   
  
استاد: نه تو هنوز زود است كه به چنین مسائلی رسیده باشی، به من بگو این سؤال را از كجا یاد گرفتی؟  
 
  
شاگرد: حقیقت این است كه «ابو محمد» (امام حسن عسكری ـ علیه 
 ‎  ّلام ـ)    با این سؤال آشنا كرد.   
  
استاد: «اكنون واقع را گفتی، سپس افزود: [COLOR=#NaNNaNNaN]چنین سؤالهایی تنها زیبنده این خاندان است.   
 
  
آنگاه استاد با درك واقعیّت و توجه به اشتباه خود، دستور داد آتشی روشن كردند و آنچه را كه به عقیده خود درباره « 
 ‎   قرآن» نوشته بود تماماً سوزاند!     
     
     
 [COLOR=#NaNNaNNaN]  که می گوییم فهم کتاب خدا بسته به فهم معصوم است ودیگران امکان دارد برداشت نادرست داشته باشند.   
تصویرتصویر
ارسال پست

بازگشت به “امام حسن عسکری (علیه السّلام)”