اثر گناه در محروم کردن انسان از عبادت

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

اثر گناه در محروم کردن انسان از عبادت

پست توسط مائده آسمانی »

 تصویر 




 اثر گناه در محروم کردن انسان از عبادت 
   


در روایت آموزنده ای آمده است:

شخصی از امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام سؤال کرد که چرا من از شب خیزی و از خواندن نافله سحر محرومم؟


امیرالمؤمنین جواب خیلی ساده ای داد، فرمود:   رجل قد قیدتک ذنوبک؛  

مردی هستی که گناهانت، دست و پایت را به غل و زنجیر بسته اند، نمی گذارند بلند شوی.

این خیلی عجیب است و خود یک حقیقتی است. این را مکرر علما در کتابهای خودشان نوشته اند که گناه روز مانع چنین توفیقی است.

«محرومم» معنایش این است که نه فقط بیدار نمی شوم، بیدار هم که بشوم نمی توانم بلند شوم.


فرمود یک غل و زنجیر نامرئی به دست و پایت هست، خودت هم نمی دانی.

یعنی اگر می خواهی بلند شوی اول باید آن غل و زنجیرها را باز کنی.

فردی – که اگر نام ببرم شاید همه تان او را بشناسید – می گفت: پیش مرحوم شیخ حسنعلی اصفهانی بودم.

مردی که از علما و خیلی متشخص بود، به منزل ایشان آمد. اولا (آن مرحوم) اعتنای زیادی به او نکرد.

بعد که به کارهای دیگران رسیدگی کرد، آن مرد رو کرد به وی و گفت: آقای حاج شیخ! یک عرضی خدمت شما دارم. بله بفرمایید.

گفت: من نمی دانم که چه سری هست من خیلی دلم می خواهد که سحرها بلند شوم عبادت کنم و بیدار هم می شوم ولی

هر کاری می کنم که بلند شوم نمی توانم. این وضع هست تا طلوع صبح. بعد از طلوع صبح، دیگر راحت بلند می شوم.

من نمی فهمم این چه حسابی است؟

آمده بود که ایشان مثلا یک دعایی به او بدهد که این حالت از او رفع شود.

هرچه گفت او گفت: حالا عجالتا بفرمایید تشریف ببرید، و به او اعتنا نکرد.

آن شخص گفت: ما یک مقدار ناراحت شدیم که آخر او پیرمرد و محترم و متشخص است.

می گفت وقتی که آن مرد می رفت، نزدیک در منزل یا در اتاق که رسید،

آقاشیخ حسنعلی با صدای بلند گفت (گو یا شنید) ان شاء الله موفق نخواهی شد.

بیشتر تعجب کردم. بعد به او گفتم (چرا این طور برخورد کردی؟) جریانی را گفت که این مثلا در چه قضایایی که مربوط به کجا بود یک

خیانتی مرتکب شده و آن خیانت نمی گذارد که او چنین توفیقی پیدا کند و پیدا نخواهد کرد.
بالاتر از سخن این مرد عالم، سخن خود امیرالمؤمنین است، از آن بالاتر که نمی شود. آن شخص گفت: آقا چرا محرومم؟

فرمود:

تو مردی هستی که قیدها یعنی کنده ها (به تو بسته شده) قید و کنده نامرئی به دست و پایت زده شده؛ تا آنها را باز نکنی،

نمی شود.


باز کردن آنها یعنی چه؟


یعنی قبلا توبه کردن، خود را پاک کردن و شستشو دادن، تا بعد خداوند چنین توفیقی به تو بدهد.
تصویر
ارسال پست

بازگشت به “داستان”