سيرپيدايش اعتقاد به الوهيت مسيح

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

سيرپيدايش اعتقاد به الوهيت مسيح

پست توسط مائده آسمانی »

 بسم الله الرّحمن الرّحیم   
  سيرپيدايش اعتقاد به الوهيت مسيح 
 



بسياري بر اين اعتقادند که الوهيت مسيح آموزه کتاب مقدس است و در اين کتاب به پيروانش آموزش داده شده تا مسيح را خدا بدانند در حالي که اين باوري ناصحيح است و در هيچ کجاي کتاب مقدس صراحتي بر الوهيت مسيح وجود ندارد .

در اينجا ممکن است بپرسيد: (اگر خدا بودن مسيح آموزش کتاب مقدّس نيست ، پس چگونه به يکي از اعتقادات جهان مسيحيت مبدل شده است؟) برخي تصور ميکنند که اين اعتقاد در شوراي نيقيه در سال 325 د.م. تدوين شد.ولي اين نظر کاملاً صحيح نيست. البته شوراي نيقيه اظهار کرد که مسيح و خدا از يک جوهرند ، و همين امر اساس را براي الهيات تثليثي آتي فراهم کرد.. و عموم مومنان مسيحي و کشيشان مسيح را يک پيامبر ميدانستند و هيچ شان الوهي براي وي قائل نبودند .


نقش شوراي نيقيه


سالهاي بسيار ، مخالفتهاي فراواني بر پاية کتاب مقدس با نمو و توسعة اين عقيده که عيسي خداست صورت گرفت. دو شخصيت مهم اين نزاع يکي آريوس اسقف اعظم ليبي بود که معتقد بود مسيح خدا نيست بلکه انساني با خصوصيات ويژه و منحصر به فرد است و در طرف مقابل آثانيوس اسقف مصر بود که بر خدا بودن مسيح پاي فشاري ميکرد کنستانتين امپراتور روم در تلاشي براي حل و فصل مشاجرات ، تمامي اسقفها را به نيقيه فراخواند. 300 نفر از آنها که تنها بخش کوچکي را شامل ميشدند ، در آنجا حضور يافتند. پس از روزها بحث و گفتگو و نزاع ميان دو جناح طرفدار عيسي خدايي به رهبري اتاناسيوس و جناح مخالف عيسي خدايي به رهبري آريوس اسقف ليبي, سرانجام با دخالتهاي کنستانتين (که اعتقاد عيسي خدايي را براي بت پرستاني که عادت به پرستش خداي محسوس داشتند را بهتر ميديد )ديدگاه آتاناسيوس به مثابه رأي رسمي كليسا پذيرفته شده و بنا گذاشته شد که مسيح به عنوان خدا و همذات با خدا به عنوان اقنوم دوم در کنار خداي پدر به عنوان خدا پرستش شود.

و کنستانتين امپراطور رم که خود هدايت مستقيم جلسات را به عهده داشت و توانست با نفوذ خود اعتقاد عيسي خدايي را تثبيت کند بعد از شوراي نيقيه حکم کرد که هر کس کتابهاي آريوس را داشته باشد کشته ميشود.

ولي آنچه جالب توجه است در گفتار پدران کليسا در قبل از شوراي نيقيه هيچ آموزه اي مبني بر الوهيت مسيح وجود ندارد و انديشمندان سرشناس مسيحي چنين چيزي را آموزش نميدادند ايرِنايوس که در حدود سال 200 .م. وفات يافت ، اظهار کرد ((تنها خداي حقيقي)) که ((بر همه چيز متعال است و به غير از او کسي نيست)) برابري ندارد.

کلِمانس اسکندراني که حدود سال 215 .م. وفات يافت ، خدا را ((تنها خداي حقيقي ، آفريده نشده و غير فاني)) خواند. او گفت که پسر ((در کنار تنها پدر قدير مطلق قرار دارد)) ولي با او برابر نيست.

اوريژِن ، که حدود سال 250 .م. وفات يافت ، گفت که ((پدر و پسر ، دو جوهر هستند . . . از لحاظ ذاتي ، دو چيز هستند)) ، و اين که ((در مقايسه با پدر ، [پسر] پرتويي بسيار ناچيز است)).
و هيچ مدرکي مبني بر اين که نگارندگان مقدس حتي گمان برده باشند که [تثليثي] در الوهيت وجود دارد در دست نيست.



 
تصویر
ارسال پست

بازگشت به “مسیحیت”