منافات عقل با الوهيت مسيح

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

منافات عقل با الوهيت مسيح

پست توسط مائده آسمانی »

 بسم الله الرحمن الرحیم 
   
 منافات عقل با الوهيت مسيح  



آيا ميتوان به مساله اي ايمان آورد و که عقلمان آن را نفي ميکند.
قبل از بررسي اين موضوع بايد متذکر شويم که پرسشها و گزاره ها در رويارويي با خرد انساني, سه گونه اند:

-گزاره هاي سازگار با خرد: گزاره هايي هستند كه خرد آدمي آن را پذيرفته و به درستي آنها اقرار دارد؛ مانند جزء كوچكتر از كل است.

-گزاره هاي ناسازگار با خرد: گزاره هايي هستند كه خرد آنها را نپذيرفته و رد مي كند؛ مانند: اجتماع نقيضين.

-گزاره هاي فراتر از خرد: گزاره هايي هستند كه دست خرد از رسيدن به آنها كوتاه است. در جهان اموري هستند, كه اگر وحي نبود,


هرگز به شناختي از آنها دست نمي يافتيم؛ مانند: برخي از احكام شرعي و همين طور رابطه ميان كارهاي اختياري انسان در دنيا و


پيامدهاي اخروي آن؛ خرد انسان, از فهم چگونگي اين رابطه ناتوان بوده و تفسير آن در حوزه ديگري به نام "غيب" صورت مي پذيرد.
بايد توجه داشت كه نبايد گزاره هايي از گونه سوم (گزاره هاي فراتر از عقل) را , قسمي از گزاره هاي گروه دوم (گزاره هاي ناسازگار با


خرد) به شمار آورد؛ زيرا هرگز گزاره هايي كه خرد, توان فهم آنها را ندارد, با گزاره هايي كه خرد آدمي حكم به بطلان آنها مي نمايد, برابر


نيستند. اين در واقع همان دامي است كه مسيحيان در آن گرفتار شده و به مغالطه دست يازيده اند؛ زيرا آموزه تثليث, با عقل آدمي سرِ


ناسازگاري دارد. آنها هنگامي كه با اشكالات عقلي روبرو مي شوند, ابراز مي دارند كه اين حقايق, اموري غيبي بوده و خرد را, راهي براي


وصول به آنها نيست..و مسيحيان در اين باره ميگويند تثليث را نميتوان با عقل فهميد و اين راز و از اسرار کليسايي است و به ناچار مجبور


به تعريف نا صحيحي از ايمان .

يا آن گونه كه مسيحيان مي گويند, مي توان براي كسب ايمان, عقل را كنار گذاشت؛ آيا در اينجا تناقض روشني وجود ندارد؛ انسان چگونه


مي تواند راه صحيح را از نا صحيح تشخيص دهد؛ آيا اين كارجز با عقل و خرد, صورت مي پذيرد؟


حتي مسيح و شاگردان او هم براي به اثبات رساندن رسالت مسيح, با يهود به طور منطقي استدلال و مناظره ميکردند.


بنابراين اگرعقل, نقش اساسي و تعيين كننده در تشخيص دين درست دارد, چگونه مي توان به آموزه اي ايمان آورد كه عقل آن را رد


كرده و نمي پذيرد؟

ترديدي در اين نيست که الوهيت مسيح به هيچ وجه با عقل بشري سازگاري ندارد حتي خود مسيحيان هم چنين مساله اي را انکار


نميکنند . دايرة المعارف آمريکانا مينويسد که اعتقاد به تثليث ، ((ماوراي منطق بشري)) شمرده ميشود.

اسقف يوجين کلارک ميگويد: ما توانايي درک آنرا نداريم ، بنابراين فقط آنرا مي پذيريم.


کاردينال جان اُکنِر اظهار ميدارد: ميدانيم که اين سّري بسيار ژرف است ، سّري که درک آن براي ما ممکن نيست.


پاپ ژان پل دوم از ((سّر غير قابل درک خداي تثليث)) سخن ميگويد.
در اينباره ، جوزف برَکِن يسوعي در کتاب خود با عنوان آنان دربارة تثليث چه ميگويند؟


چنين اظهار عقيده ميکند: ((کشيشاني که با تلاش قابل ملاحظه . . . تثليث را در خلال سالهاي مدرسه علوم ديني آموخته اند ، به طبع


ترديد دارند که آن را از بالاي کرسي سخنراني حتي در روز يکشنبة تثليث ، براي مردم خود ارائه کنند . . . چرا بايد ذهن مردم را با


موضوعي خسته کرد که در هر حال ، سرانجام آنرا به درستي درک نخواهند کرد.))


او همچنين ميگويد: ((تثليث موضوع اعتقاد تشريفاتي است ، ليکن [تأثير] بسيار اندکي بر زندگي و پرستش مسيحي دارد.))


در عين حال ، ((اعتقاد اصلي)) کليساها است!
مسيحيان بر آنند كه تثليث و الوهيت مسيح به مثابه يک راز است که جز با ايمان پايدار و حقيقي به مسيح, از راه ديگري نمي توان فهميد.
تصویر
ارسال پست

بازگشت به “مسیحیت”