یك جرعه كوثر

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه 2 شهریور 1388, 2:23 pm
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

یك جرعه كوثر

پست توسط قهرمان علقمه »

 بسم رب        جرعه    


فاطمه جان! آمدنت را به خاطر می‌آورم؛ تو را از بهشت آورده بودند. یادت می‌آید؟!
پدر، چهل روز هجران دید؛ راست می‌گویم، فاطمه جان! از خلوتِ «حرا» بپرس! و مادر، چقدر رنج كشید از زخم‌زبان‌های زنان قریش و بنی‌هاشم! و «مریم» آمد؛ «آسیه» و «ساره» هم بودند؛ و همه این‌ها فقط به خاطر تو بود.
تو آمدی و تا واپسین روزهای زندگیِ مادر، با او بودی. آن روزهای تلخ اسارت را به خاطر داری؟ چشم‌های مادر، سنگین شده بود و تو در كنارش بودی. انگار تو مادر بودی و او فرزند! همان‌سان كه «مادر پدر» نیز شدی و مادر فقط چند روز پیش از آزادی، پرواز كرد!
چقدر رنج كشیدی فاطمه جان! پیش از هجرت... و چقدر محجوب بودی، آن‌گاه كه به خانه علی(ع) رفتی.
و تو ـ هیچ گاه ـ از او چیزی نخواستی.1

فاطمه جان! آمدنت را به خاطر می‌آورم؛ تو را از بهشت آورده بودند. یادت می‌آید؟!
پدر، چهل روز هجران دید؛ راست می‌گویم، فاطمه جان! از خلوتِ «حرا» بپرس! و مادر، چقدر رنج كشید از زخم‌زبان‌های زنان قریش و بنی‌هاشم! و «مریم» آمد؛ «آسیه» و «ساره» هم بودند؛ و همه این‌ها فقط به خاطر تو بود.
تو آمدی و تا واپسین روزهای زندگیِ مادر، با او بودی. آن روزهای تلخ اسارت را به خاطر داری؟ چشم‌های مادر، سنگین شده بود و تو در كنارش بودی. انگار تو مادر بودی و او فرزند! همان‌سان كه «مادر پدر» نیز شدی و مادر فقط چند روز پیش از آزادی، پرواز كرد!
چقدر رنج كشیدی فاطمه جان! پیش از هجرت... و چقدر محجوب بودی، آن‌گاه كه به خانه علی(ع) رفتی.
و تو ـ هیچ گاه ـ از او چیزی نخواستی.1
چقدر مظلوم بودی!
و چقدر مظلوم بودی و علی از تو هم، مظلوم‌تر.
و آن‌گاه كه پدر، در بسترِ ارتحال افتاد، قلبت شكست.
هیچ‌وقت، تو را چنین غمگین ندیده بودم.
پدر كه گریه‌هایت را دید، در آغوشت كشید؛ هر چند خود نیز می‌گریست! راستی! نگفتی پدر، برایت چه گفت؟
چه زود او را فراموش كردند و حرف‌هایش را! چه زود، تو را خشمگین كردند و خدا را.2
آمده بودند تا علی را ببرند. یادت می‌آید؟ هر چند، به یاد آوردنش نیز قلبم را می‌آزارد. هر چند، هیچ‌كس نمی‌خواهد تو را به یاد بیاورد، اما من شهادت می‌دهم خون تو را و كودك نیامده‌ات را و «فضّه» نیز با من همزبانی خواهد كرد آغوش گرم و خونینت را.
تمام مظلومیت، در چشم‌های علی(ع) جمع شده بود و ریسمان، فریاد را در گلویش می‌شكست.
دیگر وقت نشستن نبود. انگار پیامبر بود كه برخاست و از پس پرده ـ در مسجد مدینه ـ سخن گفت؛ برآشفت و تو ـ دیگر ـ هیچ نگفتی؛ هر چند كودكانت را در برابر دیدگان اشك‌بارِ علی(ع) در آغوش گرفتی؛ هر چند علی(ع) 30 سال، تنها شد؛ هر چند...
محمدصورت و علی‌هیبت
زهرا(س)، بهار رسالت را در آستین داشت و گلاب ولایت از دیدگانش فرو می‌چكید.
مرد آفرین بانویی كه طنین فریادش، بت‌خانه‌ها را در هم می‌شكست و دستان سبز و مهربانش، بوسه‌گاه همیشه پدر گشت.
خدایش از گُل و آیینه و لبخند آفرید، تا آفریدگانش، یازده گُل سُرخش ببویند. بهشتی سیرتی كه محمد صورت بود و علی هیبت.
«ام ابیها»ی عشق؛ زنده‌ترین زنان و روح مسیحای زمین و زمان كه سكّان شفاعت را در روز حشر، به او سپرده‌اند. روزی كه هر فریادگری، چشم به فریادرسی دوخته و دست التجا به دامنش می‌زند، تا از هول رستاخیز، رها گردد؛ كه ناگهان، آفتاب عشق، تابیدن می‌گیرد.3
ارمغان «هل‌أتی»
نام بلند و با شكوهت از ازل تا ابد، در فرهنگ آفریدگار ثبت است و القابت تا هماره برای مردان و زنان، نمود وارستگی، ایستادگی، صبر، عفت، نجابت، و ... همه نیكی‌ها و زیبایی‌هاست.4
ای مادر آیینه و لبخند، اسوه وقار، قبله دل‌ها، ضریح گمشده، شكوه تاریخ، زینت هستی، آبروی عشق، شفیع شفیعان، سرچشمه رحمت، بانوی قیامت، عصمت ناب، شكسته استوار، ارمغان «هل‌أتی»، سرو باغ محمد مصطفی(ص)، الفبای امامت، الهه ایثار، زهره زهرا! محبت انفاق در راه خدای مهربان و تلاوت قرآن را نصیب دل‌هامان گردان5 و از سر احسان، ما را به كاروان شیعیان‌تان برسان.6


[COLOR=#974806]پی‌نوشت‌ها:


1. «ای علی! من از پروردگارم، شرم دارم چیزی از تو در خواست كنم كه توان برآوردن آن را نداشته باشی.»؛ ر.ك: علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 43، ص 59
2. «به یقین، خداوند، با خشم فاطمه به خشم می‌آید و با خرسندی‌اش خشنود می‌گردد»؛ از پیامبر اكرم(ص)؛ ر.ك: مجلسی، همان، ج 43، ص 320.
3. «آن‌ گاه كه در روز قیامت، برانگیخته شوم، گناه‌كاران امت پیامبر اسلام را، شفاعت خواهم كرد.» ر.ك: احقاق الحق، ج 19، ص 129.
4. امام مهدی ـ روحی فداء ـ فرمود: «دختر رسول خدا(فاطمه) برای من سرمشقی نیكوست.» ر.ك: طوسی، الغیبة، ص 286.
5. حضرت فاطمه(س): «از دنیای شما، محبت سه چیز در دل من نهاده شد: تلاوت قرآن، نگاه به چهرة پیامبر و انفاق در راه خدا.»؛ ر.ك: نهج‌الحیاة، حدیث 164.
6. حضرت فاطمه(س): «اگر به آن چه فرمانت می‌دهیم، عمل كنی و از آن چه بر حذر می‌داریم، دوری كنی، از شیعیان مایی؛ در غیر این صورت، هرگز!» ر.ك: مجلسی، همان، ج 68، ص 155.
 
ارسال پست

بازگشت به “داستان”