فرهنگ پرسش گری در اسلام

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه 20 بهمن 1385, 10:01 pm
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5883 بار
تماس:

فرهنگ پرسش گری در اسلام

پست توسط محمد علي »

فرهنگ پرسش گری در اسلام

  به معنای طلب و خواستن است که گاهی برای استفهام و اخبار از چیزی است و گاهی به معنای درخواست چیزی می باشد. (مفردات راغب اصفهانی ص ۴۳۷ و لسان العرب، ابن منظور ج ۶ ص ۱۳۴) چنان که گاهی مقصود پرسشگر کسب آگاهی و خبرگیری و گاهی مقاصد و انگیزه های دیگری هم چون انکار، امر و تشویق، توبیخ و سرزنش، تعجب و شگفتی، استهزاء و تمسخر و یا تقریر و تایید دارد. (مغنی اللبیب، ابن هشام، باب اول حرف الف ص ۱۷ تا ۲۴) 
  که در مقام درخواست قرار می گیرد در زبان و ادبیات عربی و فارسی از آن به سایل یاد می کنند و اگر بر این درخواست اصرار و پافشاری کرد و هر روزه به شکل شغل از مردمان درخواست کمک و یاری مالی می کند به عنوان تکدی شناخته و معرفی می شود. 
  چه در آیات قرآنی مطرح است که می بایست حق سائل و محروم را از هر مالی داد، و خداوند پرداخت حقوق این دو دسته را از صفات مومنان و محسنان واقعی می شمارد، مراد حق کسانی است که سوال و درخواست به شکل شغل و حرفه در نیامده باشد و تکدی را به عنوان راه درآمد و کسب ثروت و مال قرار نداده باشد؛ چنان که در جامعه امروزی بسیاری از سائلان همان تکدی گران می باشند که درخواست و سوال کردن از این و آن به عنوان شغل گدایی می نگرند. 





  چه در این نوشتار موردنظر است سوال به معنای درخواست کمک مالی نیست بلکه به معنا و مفهوم پرسش گری می باشد. نویسنده تلاش دارد تا دیدگاه قرآن را درباره آداب و احکام و آثار و اقسام سوال و پرسش را مطرح سازد و نگرش اسلام به فرهنگ پرسش و پرسشگری را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم. 
 اقسام پرسش 
  از بیان آثار و آداب پرسش گری نگاهی گذرا و کوتاه به اقسام پرسش می شود تا نقش و کارکرد هر یک را براساس این دسته بندی از آیات قرآن به دست دهیم. 
  یکی از اقسام پرسش را پرسش حقیقی می شمارد که به هدف دست یابی به آگاهی و علم صورت می گیرد. از جمله این پرسش ها می توان به پرسش حضرت ابراهیم(ع) از خداوند درباره کیفیت زنده کردن و احیای مردگان اشاره کرد که در آیه ۲۶۰ سوره بقره به این داستان توجه داده شده است. آن حضرت(ع) با آن که از نظر نظری و ذهنی به حقیقت احیای مردگان علم و یقین داشته است ولی می خواست تا این مساله را به شکل عین الیقین دریابد؛ از این رو از خداوند خواست تا چگونگی احیای مردگان را به شکلی که قلب مطمئن شود به او نشان دهد. این خواست ابراهیمی و تاکید بر اطمینان نشان می دهد که آدمی هر چند که از راه عقل و ذهن می تواند به اموری آگاهی یابد ولی این شناخت را به شکل علم الیقین می خواهد و یکی از راه های دست یابی به اطمینان و آرامش دل، مشاهده حسی و از راه چشم می باشد که از آن به عین الیقین یاد می کنند. البته عین الیقین هم می تواند از راه چشم ظاهری و هم چشم باطنی تحقق یابد، چنان که دیدن ملکوت آسمان و زمین برای حضرت ابراهیم(ع) به چشم باطن و برزخی بوده است. 
  هر حال یکی از انواع پرسش ها، پرسش حقیقی است که در این خواسته حضرت ابراهیم(ع) و نیز درخواست های دیگرش چون سوال از خدا برای دست یابی فرزندانش به منصب امامت (بقره آیه ۱۲۴) و یا از فرشتگان درباره ماموریت آنان (حجر آیه ۵۱ و ۵۷ و ذاریات آیات ۲۴ و ۳۱) و یا پرسش ارمیای پیامبر از خداوند درباره چگونگی معاد و رستاخیز و احیای مردگان (بقره آیه ۲۵۹ و تفسیر قمی ج ۱ ص ۱۱۷ والجامع لاحکام القرآن، قرطبی، ج ۳ ص ۱۸۸) و مانند آن که در قرآن به وفور بیان شده از نمونه های پرسش حقیقی است. 
 پرسشهای مجازی 
  دوم پرسش ها، پرسشهای مجازی است که با انگیزه های مختلفی انجام می شود از جمله اقسام سؤال مجازی می توان به پرسش های استهزایی اشاره کرد که نمونه آن در آیات ۵۲ و ۵۳ سوره انعام بیان شده است. در این آیات به پرسش های استهزاآمیز اشراف و ثروتمندان، از کرامت و ارزشمندی فقیران خداپرست در پیشگاه خداوند اشاره می شود که به شکل تمسخرآمیزی از سوی ثروتمندان و اشراف مطرح می شود. 
  شیوه را فرعونیان و اشراف و درباریان فرعونی در پیش گرفته و با استفاده از پرسش به انکار و استهزای ایمان به موسی و هارون اشاره می کنند. (مومنون آیات ۴۵ و ۴۷) 
  بسیاری از قرآن به نمونه های از این نوع شیوه استهزای دشمنان نسبت به مومنان و پیامبران اشاره می کند که می کوشیدند تا از راه پرسشگری، مومنان و پیامبران را خوار کرده و دست بیاندازند. در حقیقت بسیاری از پرسش های استهزایی مجازی برای تحقیر و دست انداختن دیگران به کار می رود تا موقعیت اجتماعی شخص تضعیف و به سخریه گرفته شود. 
  دیگری که برای پرسشهای مجازی بیان می شود، پرسش هایی با انگیزه انکار و یا انکار توبیخی است که نمونه آن را می توان در پرسش انکاری و توبیخی خدا از عدم اندیشه بنی اسرائیل و اهل کتاب درباره اعمال و رفتار خود ردگیری کرد. خداوند در آیات ۴۰ تا ۷۶ سوره بقره با طرح پرسشهای انکار توبیخی از اهل کتاب می کوشد تا آنان را نسبت به عملکرد نابهنجار خودآگاه سازد و به آنان هشدار دهد که این شیوه عمل نمی تواند کارساز بوده و آنان را به بهشت و دیگر اهداف خیر برساند. 
  چون آیات ۱۷ سوره نحل و ۴۶ سوره انعام و ۱۲۳ و ۱۲۵ و نیز ۱۵۵ سوره صافات و یا ۶۲ سوره هود و ۵۰ سوره کهف و ده ها آیه دیگر نمونه های از پرسش های توبیخی و انکاری را مطرح می سازد که از سوی خداوند و یا پیامبران مطرح می شود. 
 پرسشهای تشویقی 
  تشویقی و ترغیبی پرسش را می توان در آیه ۲۰ سوره آل عمران ردگیری و شناسایی کرد. در این آیه پیامبر(ص) با پرسشی تشویقی و آمرانه می کوشد تا اهل کتاب را نسبت به تسلیم در برابر خداوند و اخلاص برای او تشویق و ترغیب نماید. 
  نوعی از پرسش از سوی خداوند در آیه ۱۱ سوره حدید برای تشویق مردمان  
  الحسنه و وام نیک دادن بیان می شود؛ چنان که در آیه ۲۰ سوره فرقان خداوند با بیان پرسش تشویقی می کوشد تا مردمان را به شکیبایی و صبر در برابر آزمون ها و امتحانات خداوندی ترغیب نماید. 
  آیات سوره قمر نیز بارها از این شیوه پرسشی برای تشویق مردمان برای تذکر و پندپذیری از آیات آسان و روشن قرآن بهره جسته است که می توان به آیات ۱۷، ۲۲، ۳۲ و ۴۰ آن اشاره کرد. 
 پرسش تعجبی، تعظیمی و… 
  تعجبی خداوند از کفرورزی بشر با توجه به آیات روشن از جمله شیوه هایی است که خداوند آن را در پیش گرفته است و آیات بسیاری را در قرآن می توان یافت که از این شیوه بیانی برای القای معنایی خاص سود جسته است که نمونه آن آیه ۱۷ سوره عبس است. همین شیوه را حضرت ابراهیم(ع) نیز بارها آیات ۷۴ و ۷۶ سوره هود و آیات ۵۱ تا ۵۴ سوره حجر به کار گرفته است. 
  برای تعظیم نیز از شیوه هایی است که در آیات قرآنی مورد توجه و کاربرد بوده است. از جمله آیاتی که از این شیوه بیانی سود جسته است می توان به آیات ۲ و ۳ سوره قدر اشاره کرد که به هدف ارزش گذاری شب قدر و بیان آن به شکل پرسشی طرح می شود. 
  ۱ و ۳ سوره حاقه و ۱۴ سوره مرسلات و ۱۷ تا ۱۹ انفطار و ۱ و ۴ سوره غاشیه نیز به پرسش خداوند از پیامبر(ص) درباره عظمت و اهمیت قیامت توجه می دهد که به هدف تفخیم و تعظیم انجام شده است. 
  تقریری به هدف اقرار گرفتن و یا تنبه و آگاهی بخشی به مخاطب و شنونده یکی دیگر از انواع پرسش های مجازی است که می توان به آیه ۱۳۳ سوره بقره و ۹۶ و ۷۳ و ۷۴ و ۳۹ و ۸۰ و ۹۰ سوره یوسف در این باره اشاره کرد. 
  توبیخی پرسش ها را نیز می توان در آیه ۲۱ سوره ذاریات ردگیری کرد که در آن اندیشه نکردن انسان ها در وجود خود برای تحصیل بصیرت مورد سؤال توبیخی و نکوهشی خداوند قرار گرفته است. آیات ۲۶ و ۲۸ سوره غافر و ۲۰ و ۲۲ سوره یس نیز نمونه های دیگری است که می توان در آن این گونه شیوه را شناسایی و معرفی کرد. 
  تهدیدی هدف دیگری است که در پرسش های مجازی مطرح می باشد. سرگذشت هلاکت بار قدرتمندان مورد خشم خدا، مورد پرسش خدا برای تهدید و هشدار به مشرکان پندناپذیر می باشد که در آیات ۱۶ و ۱۸ از آن سود برده است. 
  متعال در آیات ۴۶ و ۴۷ سوره مریم و نیز ۲۴۶ سوره بقره، پرسش های با انگیزه تهدید و تحذیر و هشدار باش به مشرکان و کافران و جهادگریزان را به کار می برد که این مطلب خود نشان می دهد که پرسش هایی به انگیزه ها و کاربردهای مختلفی به کار می رود و می توان از آن ها بسیاری از مطالب و مفاهیم را به شنونده القا کرد که از راه دیگری به این زیبایی و بیانی شدنی نیست. 
  پرسش ها را می توان از جهات دیگر نیز دسته بندی کرد که یکی از این اقسام می توان به دسته بندی پرسش ها براساس سؤال مفید و به جا و سؤال بی جا اشاره کرد. 
  های بی جا همان دسته از پرسش های ممنوع و قبیحی است که نمی بایست اصولا مطرح شود. خداوند در آیه ۱۰۸ سوره بقره به سؤال ناپسند و بی جای برخی از مؤمنان از پیامبر(ص) اشاره می کند که موجبات اذیت و آزار پرسش شنونده و حتی پرسشگر را فراهم می آورد. 
  پرسش هایی نیز از سوی بنی اسرائیل برای رویت و دیدن پروردگار (بقره آیه ۱۰۸ و نساء آیه ۱۵۳) و یا تعیین خدای محسوس به جای خدای غیرمحسوس (اعراف آیه ۱۳۸ و ۱۴۰ و مائده آیات ۱۰۲ و ۱۰۱) مطرح می شد که خداوند با بیان آن کوشیده است تا مومنان عصر پیامبر(ص) از چنین پرسش هایی پرهیز کنند؛ زیرا این دسته از پرسش های ناروا و بی جا می تواند موجب سخت تر شدن وضعیت و موقعیت پرسش کننده و بلکه مومنان شود؛ چون ممکن است پرسشی موجب سخت تر شدن قوانین و تکالیف گردد. (بقره آیات ۶۷ تا ۷۱) 
  در آیه ۱۰۱ سوره مائده بیان می کند که پرسش های بی جا و ناروا می تواند زمینه ناراحتی پرسش کننده را فراهم آورد. 
  ۱۵۳ سوره نساء سؤال و پرسش ناپسند و نابه جا و بی مورد را عاملی برای نزول عذاب الهی می داند؛ چنان که پرسش های بی جای بنی اسرائیل از موسی(ع) درباره رویت و دیدن خدا با چشم بصر موجب نزول عذاب الهی بر آنان شد. 
 زمینه های پرسش های بی مورد و نابه جا 
  ریشه و خاستگاه این گونه پرسش های نابه جا را بهانه جویی و کژاندیشی (بقره آیات ۶۷ و ۷۰ سوره بقره و ۷ و ۸ سوره فرقان و آیه ۴۸ سوره قصص) جهل و نادانی برخی از مومنان نسبت به خداوند و ربوبیت و مالکیت و قدرت او (آل عمران آیات ۱۵۲ تا ۱۶۵ و بقره آیه ۲۶) و دنیاطلبی و خودگزینی برخی از افراد (همان) و کفر (بقره آیه ۲۶) و درنهایت مسئولیت گریزی (قیامت آیه ۵ و ۶) برمی شمارد. بسیاری از کسانی که پرسش های بی جا و بی مورد مطرح می کنند می کوشند خود را در پس پرسش های بی مورد مخفی و نهان سازند و از مسئولیت و تکالیف خویش بگریزند. این شیوه در مدارس به شدت رواج دارد و بسیاری از دانش آموزان برای این که از پاسخ گویی بگریزند با طرح پرسش های گمراه کننده و فریب دهنده می کوشند تا آموزگار خویش را به سوی دیگری سوق دهند. 
  میان اهالی سیاست نیز پاسخ گویی با طرح پرسشی دیگر نیز رواج دارد. کسانی که می خواهند از پرسشی بگریزند و از پاسخ گویی به مسئولیتی جا خالی کنند به پرسش رو می آورند که در بیش تر موارد پرسش های بی جا و بی مورد است. 
 فلسفه و آثار پرسش 
  پرسش ها را با توجه به فلسفه آن ها تبیین و توضیح می دهد. به این معنا که برخی از پرسش ها به هدف توجه دادن مردم به شناخت و آگاهی و علم (انعام آیات ۶۳ و ۶۴ و رعد آیه ۱۶ و مومنون آیات ۸۷ و ۹۰) و اصلاح عقاید غلط درباره هستی و خدا (مائده آیه ۱۸) اطمینان خاطر و فزونی یقین (یونس آیه ۹۴) و افشاگری (مائده آیات ۵۹ و ۶۰) و ایجاد زمینه تفکر و پندپذیری (یونس آیه ۳۴ و قصص آیات ۷۱ و ۷۲ و زمر آیات ۸ و ۹) و مبارزه با بدعت ها و مشکلاتی که از افکار نادرست بشری پدید می آید (اعراف آیه ۳۲) می باشد. 
  چه درباره فلسفه پرسش گفته شده است می توان به آثار و کارکردهای پرسش نیز مطرح ساخت. البته اتمام حجت (بقره آیه ۲۱۱) نیز می تواند از آثار و کارکردهای پرسش گری باشد که در آیات قرآنی بدان اشاره و توجه داده شده است. 
  هر کسی با هر هدف و انگیزه ای که پرسشی را طرح می کند می بایست آداب و فرهنگ پرسش گری را بشناسد و بدان عمل کند. 
 آداب پرسش گری 
  توجه به مطالب پیش گفته می توان گفت که پرسش از نظر اسلام دارای جایگاه ارزشی مهم و اهمیت فوق العاده ای است؛ چنان که از آیات بسیار قرآن برمی آید پرسش راه دست یابی به حقایق است و انسان نمی تواند از نقش پرسش برای شناخت دست بردارد. 
  این همه همان طور که گفتیم برخی از پرسش ها بی مورد و نابه جاست و نمی بایست آن ها را مطرح ساخت؛ زیرا موجب می شود تا خود شخص پرسشگر و یا دیگران به دردسر افتند و از مسیر اصلی دور شوند و حتی ممکن است که موجبات اذیت و آزار پرسش شونده و یا عذاب پرسش گر فراهم شود. 
  یکی از آداب پرسش گری دوری از پرسش های نابه جا و بی مورد است که در آیات مختلفی بدان اشاره شده است. 
  دیگر آداب پرسش گری می توان به لزوم تواضع و فروتنی به هنگام پرسش و سؤال اشاره کرد که خداوند در آیه ۶۶ سوره کهف بدان توجه داده است. 
  موسی(ع) که برای آموزش علم رشدی و لدنی به نزد عالم ربانی می رود در هنگام مواجه با او می کوشد تا همه مسایل را به دقت رعایت کند و چیزی از فروتنی و تواضع نسبت به استاد و عالم ربانی که به شاگردی و دانشجویی نزد او رفته بود کم نگذارد. 
  دیگر آداب پرسش گری آن است که شخص هر سؤال و پرسشی را در سر جا و به هنگام نیاز مطرح سازد و از پرسش ها درباره چیزهایی که هنوز زمان آن نرسیده خودداری کند. (مائده آیه ۱۰۵ و کهف آیه ۷۰) از شیوه برخورد حضرت موسی(ع) و خضر(ع) می توان نکاتی آموزنده بسیاری درباره چگونگی طرح پرسش و آداب آن به دست آورد که در این جا به همین مقدار بسنده می شود. 
  باید از اهل دانش باشد تا موجب علم و آگاهی برای پرسشگر شود (نحل آیه ۴۳ و انبیاء آیه ۷) بنابراین انسان می بایست به اهل هر علم و دانشی رجوع کند و از او پرسش کند و پرسش از نااهل دور از آداب پرسشگری است که می بایست از آن پرهیز  
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
ارسال پست

بازگشت به “پرسش و پاسخ”