غدیر به روایت اهل بیت علیهم السلام

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: غدیر به روایت اهل بیت علیهم السلام

پست توسط مائده آسمانی »

 تصویر 



على عليه السلام همانند هارون


شيخ حرّ عاملى رحمه اللّه در اين باره حديث ديگرى را نقل مى كند. انس مى گويد:


روزى پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله بر فراز منبر رفت، دست على عليه السلام را گرفت و فرمود:


أللهمّ إنّ هذا منّي بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنّه لا نبي بعدي، أيّها الناس! ألست أولى بكم من أنفسكم؟


خدايا! اين مرد براى من همانند هارون براى موسى است با اين تفاوت كه پس از من هيچ پيامبرى نخواهد آمد.


اى مردم! آيا من از شما به خودتان سزاوارتر نيستم؟

گفتند: بله هستيد.

فرمود: من كنت مولاه فعلي مولاه، ومن كنت وليّه فعلي وليّه؛ 1

هر كه من مولاى او هستم، على مولاى اوست و هر كس من ولىّ او هستم، على، ولىّ اوست.

پی نوشت :
1 . همان: 2 / 44.
تصویر
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: غدیر به روایت اهل بیت علیهم السلام

پست توسط مائده آسمانی »

 تصویر 



غدير و سخنى ديگر


آخرين روايت را در اين زمينه از شيخ ابوجعفر طوسى رحمه اللّه نقل مى كنيم. وى مى گويد:


مفيد، از على بن احمد قلانسى، از عبداللّه بن محمّد، از عبدالرحمان بن صالح، از موسى بن عمران، از ابواسحاق سبيعى، از زيد بن ارقم


نقل مى كند. زيد مى گويد: از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله شنيدم كه در غدير خم مى فرمود:


صدقه براى من و اهل بيتم، حلال نيست. خدا لعنت كند هر كسى كه خود را به غير پدرش، وابندند. خدا لعنت كند كسى را كه


سرپرستى غير واليان امر را بپذيرد. فرزند از آنِ صاحب بستر است و زناكار بايد سنگسار شود و براى وارث بيش از آن چه وصيت شده


است؛ سهمى نيست.


آگاه باشيد كه شما سخنانم را شنيديد و مرا ديديد. هان! هر كس به عمد بر من دروغ بندد در واقع جايگاه خود را در دوزخ، مستحكم كرده


است.


حضرتش در ادامه افزود:


ألا وإنّي فرط لكم على الحوض ومكاثر بكم الأمم يوم القيامة، فلا تسوّدوا وجهي. ألا لأستنقذنّ رجالا من النار وليستنقذنّ


من يدي أقوام. إنّ اللّه مولاي وأنا مولى كلّ مؤمن ومؤمنة، ألا فمن كنت مولاه فهذا علي مولاه؛ 1


آگاه باشيد كه من پيشاپيش شما بر حوض وارد مى شوم و در روز قيامت به دليل فراوانى شما، بر امّت هاى ديگر به خود مى بالم؛ پس


مرا رو سياه نكنيد.


هان كه من افرادى را از آتش دوزخ مى رهانم و اقوامى چند به واسطه من نجات مى يابند. خداوند مولاى من و مولاى همه مردان و زنان


مؤمن است. آگاه باشيد! هر كه من مولاى او هستم، اين على مولاى اوست.



پی نوشت :

1 . الأمالى، شيخ طوسى: 227 و به نقل از آن، بحار الأنوار: 37 / 123.
تصویر
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: غدیر به روایت اهل بیت علیهم السلام

پست توسط مائده آسمانی »

 تصویر  


فوايدى ارزشمند


اينك به فوايدى چند در اين احاديث اشاره مى نماييم.


يكم. شمار مردم مكّه و مدينه كه در غدير حاضر بودند و سخنان رسول خدا صلى اللّه عليه وآله را شنيدند، ده هزار نفر بود؛ حال اگر مردم


ديگر سرزمين هاى حجاز همانند يمن و غيره را به اين تعداد اضافه كنيم، جمعيتى عظيم را پيش روى خود مى بينيم.


دوم. در اين احاديث آمده است كه پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله به مردم فرمان داد تا با امير مؤمنان على عليه السلام بيعت نمايند و


همه مردم نيز چنين كردند.


در برخى احاديث آمده است كه پيامبر صلى اللّه عليه وآله به مردم فرمود:


سلّموا على علي بإمرة المؤمنين؛1


به على، به عنوان امير مؤمنان، سلام دهيد.


هر چند كه مورّخان گذشته اهل سنّت از اين موضوع، غفلت كرده اند؛ امّا در برخى سيره ها و تواريخ به آن تصريح شده است.2


سوم. بر اساس برخى روايات، حسن بصرى از ذكر نام فردى كه آيه ولايت در شأن او نازل شده بود، خوددارى مى كرد. بايد گفت كه پيش


از او نيز، اشخاصى چند از روى حسد يا تقيه از ذكر نام آن فرد پرهيز مى كردند و افراد ديگرى نيز با آنان همسو شدند.


چهارم. پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله در حديث غدير به حوض اشاره كرد و فرمود:


فلا تسوّدوا وجهي؛


پس مرا روسياه نكنيد.


آن گاه فرمود:


لأستنقذنّ رجالاً من النار وليستنقذنّ من يدي أقوام؛


من افرادى را از آتش دوزخ مى رهانم و اقوامى چند به واسطه من نجات مى يابند.


حال بايد پرسيد كه اين اقوام كيستند؟


بخارى، مسلم و ديگر نگارندگان صحاح و مسانيد، حديثى را از پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله نقل كرده اند كه اقوام مذكور، همان هايى


هستند كه پس از پيامبر صلى اللّه عليه وآله بدعت گذارده و دچار ارتداد به دوران گذشته شدند.3


گفتنى است كه ارتباط و پيوند غدير با حوض، بر خوانندگان هوشيار، پوشيده نيست.


پنجم. اگر حديث غدير را در كنار حديث ثقلين ـ كه در صحيح مسلم و كتاب هاى ديگر ذكر شده است ـ و حديثِ منزلت ـ كه در صحيح


بخارى و مسلم و ديگر كتاب ها آمده است ـ قرار دهيم مشخص مى شود كه حديث غدير به لحاظ سند و متانت مفهومى آن، حديثى ثابت


و صحيح است.


پی نوشت :

1 . الكافى: 1 / 292، حديث 1.
2 . نگاه كنيد به: معارج النبوّه، محمد معين هندى: 2 / 318، روضة الصفا: بخش دوم، جلد 1 / 173 و حبيب السير: بخش سوم، جلد 1 / 144.
3 . صحيح بخارى: 4 / 87 ، باب فى الحوض.
تصویر
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: غدیر به روایت اهل بیت علیهم السلام

پست توسط مائده آسمانی »

 تصویر 

استناد و سوگند به حديث غدير


در برخى از روايات به حديث غدير استناد و سوگند ياد شده است. شيخ طوسى رحمه اللّه متوفاى سال 460 هجرى خبر استناد


اميرمؤمنان على عليه السلام به حديث غدير را در جمع اهل شورا چنين نقل مى كند:


چندين راوى از ابوالمفضّل، از حسن بن محمّد انصارى، محمّد بن جعفر حميرى، على بن محمّد نخعى و احمد بن محمّد بن سعيد همدانى؛


از احمد بن يحيى ازدى، از عمرو بن حمّاد قنّاد، از اسحاق بن ابراهيم ازدى، از معروف بن خرّبوذ، زياد بن منذر و سعيد بن محمّد؛


از ابوطفيل از على عليه السلام، حديث طولانى استدلال آن حضرت عليه اهل شورا را چنين نقل كرده اند:


حضرت على عليه السلام به اهل شورا فرمود:


أنشدكم باللّه، هل فيكم أحد قال له رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله ما قال في غزاة تبوك: «إنّما أنت منّي بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنّه


لا نبي بعدي»، غيري؟


شما را به خدا سوگند مى دهم، آيا در ميان شما، جز من كسى هست كه پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله در غزوه تبوك، در مورد او


سخنى هم چون: «تو براى من همانند هارون براى موسى هستى مگر اين كه هيچ پيامبرى بعد از من نخواهد آمد»، گفته باشد؟


گفتند: نه!


فرمود:


أنشدكم باللّه، هل فيكم أحد قال له رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله مقالته يوم غدير خم: «من كنت مولاه فعلي مولاه، اللّهم وال من والاه،


وعاد من عاداه»، غيري؟


شما را به خدا سوگند مى دهم، آيا در ميان شما، جز من كسى هست كه پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله در روز غدير خم در مورد او


سخنى هم چون: «هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست. خدايا! دوستداران او را دوست و دشمنانش را دشمن دار»، گفته


باشد؟


گفتند: نه!1


شيخ صدوق رحمه اللّه نيز حديث سوگند گرفتن امير مؤمنان على عليه السلام و نفرين ايشان عليه كتمان كنندگان ـ يعنى انس بن مالك،


براء بن عازب انصارى، اشعث بن قيس كندى و خالد بن يزيد بجلّى ـ را نقل كرده است.2


شيخ حرّ عاملى رحمه اللّه متوفّاى سال 1104 هجرى به نقل از ابراهيم بن محمّد بن سعيد ثقفى در كتاب الغارات، خبر سوگند دادن


ابوهريره توسّط يك جوان را چنين نقل كرده است:


پس از ورود معاويه به كوفه، ابوهريره به مسجد رفت و به روايت حديث، مشغول شد. در اين هنگام جوانى از انصار به نزد او آمد و گفت: اى


ابوهريره! در مورد يك حديث از تو سؤالى دارم و تو را به خدا سوگند مى دهم كه آيا از پيامبر صلى اللّه عليه وآله شنيده اى كه به على


عليه السلام فرمود:


من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهمّ وال من والاه، وعاد من عاداه؛


هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدايا! دوستداران او را دوست و دشمنانش را دشمن بدار؟


ابوهريره گفت: آرى، به خدايى كه معبودى جز او نيست، از پيامبر صلى اللّه عليه وآله شنيدم كه مى گفت:


من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهمّ وال من والاه، وعاد من عاداه؛


هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدايا! دوستداران او را دوست و دشمنانش را دشمن بدار؟


آن جوان به او گفت: به خدا سوگند كه تو با دشمنان على، دوستى و با دوستان على، دشمنى كرده اى.


در اين هنگام ابوهريره از مسجد بيرون رفت و تا هنگام خروج از كوفه به مسجد بازنگشت.3


شيخ حرّ عاملى رحمه اللّه روايت ديگرى را در اين زمينه به نقل از احمد بن على طبرسى به سند خود از محمّد و يحيى ـ فرزندان عبداللّه


بن حسن ـ از پدرشان، از حضرت على عليه السلام در ضمن حديثى چنين نقل مى كند:


ابىّ بن كعب به هنگام سخنرانى ابوبكر به او گفت: مگر نمى دانيد كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله در جايى براى ما سخنرانى كرد و


على را به خلافت برگزيد و فرمود:


من كنت مولاه فهذا علي مولاه...؛


هر كه من مولاى او هستم اين على مولاى اوست...؟ 4


گفتنى است كه بيشتر محدّثان مشهور اهل سنّت، روايت هاى سوگند دادن و استناد به حديث غدير را نقل كرده اند... براى مثال برخى


محدّثان اهل سنّت همانند خطيب خوارزمى در المناقب، حموينى در فرائد السمطين و حتى حافظ ابن عبدالبرّ در الاستيعاب به سند خود


از عمرو بن حمّاد قنّاد، خبر سوگند دادن در روز شورا را نقل كرده اند.5


هم چنين مى توان خبر سوگند دادن و نفرين كتمان كنندگان را در مسند احمد، أسد الغابة فى معرفة الصّحابه، مجمع الزوائد و...


مشاهده نمود.6


از طرفى، خبر سوگند دادن ابوهريره از سوى جوان انصارى را ابوبكر هيثمى در مجمع الزوائد و هم چنين ابن كثير در تاريخ خود از قول چندين


تن از ائمه حديث، نقل كرده اند.7


پی نوشت :

1 . الأمالى، شيخ طوسى: 555، إثبات الهداة: 2 / 86.
2 . إثبات الهداة: 2 / 420 به نقل از كتاب الأمالى، شيخ صدوق.
3 . إثبات الهداة: 2 / 178
4 . همان: 2 / 116.
5 . فرائد السّمطين: 1 / 86 ، الاستيعاب (چاپ شده در حاشيه الاصابه): 3 / 35.
6 . مسند احمد: 1 / 119، اسد الغابه: 3 / 321، مجمع الزوائد: 9 / 106.
7 . مجمع الزوائد: 9 / 105، تاريخ ابن كثير: 5 / 213.
تصویر
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: غدیر به روایت اهل بیت علیهم السلام

پست توسط مائده آسمانی »

 تصویر 



گفت و گوى سعد و معاويه

ابوجعفرمحمّد بن حسن طوسى رحمه اللّه معروف به شيخ طائفه شيعه، گفت و گوى سعد ومعاويه را از چند راوى، از ابوالمفضّل، از محمّد بن هارون، از محمّد بنحميد، از جرير، از اشعث بن اسحاق، از جعفر بن ابومغيره،


از سعيد بن جبير،از ابن عبّاس نقل كرده است.


ابن عباس مى گويد: سعد بن ابى وقّاص درضمن گفت و گوى طولانى با معاويه گفت: شنيدم كه مردى براى شكايت از علىعليه السلام به نزد پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله آمد،


امّا پيامبر صلىاللّه عليه وآله به وى فرمود:


ألا تعلم أنّي أولى بالمؤمنين من أنفسهم؟


آيا نمى دانى كه من از مؤمنان به خودشان سزاوارترم؟


گفت: مى دانم.


فرمود: فمن كنت مولاه فعلي مولاه؛


پس هر كس من مولاى او هستم على مولاى اوست.


سعدبن ابى وقّاص گفت: پيامبر صلى اللّه عليه وآله در يكى از سفرهايش، علىعليه السلام را با خود نبرد و در مدينه به جاى خود نهاد؛


على عليه السلامگفت: اى رسول خدا! آيا مرا در امر زنان و كودكان بر جاى خود مى نشانى؟


رسول خدا صلى اللّه عليه وآله فرمود: أما ترضى أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنّه لا نبي بعدي؟1


آيا راضى نيستى كه براى من، همانند هارون براى موسى باشى با اين تفاوت كه هيچ پيامبرى پس از من نخواهد آمد؟


يعنى تو در تمام امور جانشين من هستى؛ نه فقط در امور زنان و كودكان.


اينگفت و گو هنگامى رخ داد كه معاويه به سعد بن ابى وقّاص دستور داد تا اميرمؤمنان على را دشنام دهد. اين گفت و گو در كتاب هاى اهل سنّت، نقل شده ومسلم نيشابورى و ديگر ائمه اهل تسنّن نيز آن را روايت كرده اند.


در اينگفت و گو آمده است:


سعد گفت: تا زمانى كه سه مطلب را به ياد مى آورمكه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله به على عليه السلام گفت، وى را دشنامنخواهم داد؛ اگر يكى از اين سه مطلب در وصف من گفته مى شد، آن را از همهنعمت ها، بيشتر


دوست مى داشتم... .


امّا علماى اهل سنّت اين حديث راتحريف كرده اند؛ به گونه اى كه برخى از آنان، حديث غدير را از آن حذف كردهاند، برخى ديگر لفظ دشنام را نياورده اند و برخى ديگر نام دشنام دهنده راذكر نكرده اند... .2


اى كاش معاويه نيز همانند برخى طرفداران خود ـپس از شنيدن آن سخنان و خوددارى سعد از دشنام دادن به خاطر گفتار پيامبر ـاز دشنام دادن به على عليه السلام دست برمى داشت و ديگران را نيز از آننهى مى كرد.


شيخ طوسى رحمه اللّه به سند خود از سهم بن حصين اسدى نقل مى كند:


منو عبداللّه بن علقمه به مكه رفتيم. عبداللّه بن علقمه همواره به على صلواتاللّه عليه بسيار دشنام مى داد.


به او گفتم: اگر مايلى به نزد ابوسعيدخدرى برويم و با او تجديد عهدى كنيم؟


گفت: برويم.


پس از آن كه به نزد ابوسعيد خدرى رفتيم، عبداللّه بن علقمه از او پرسيد: آيا منقبتى در مورد على شنيده اى؟


گفت:آرى، آن را براى تو نقل مى كنم و مى توانى براى حصول اطمينان، از مهاجرين،انصار و قريش نيز بپرسى. آن منقبت اين است كه رسول خدا صلى اللّه عليهوآله در روز غدير خم به سخنرانى و تبليغ رسالت پرداخت و آن گاه


فرمود: يا أيّها الناس! ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم؟


اى مردم! آيا من به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نيستم؟


گفتند: بله.


پيامبر صلى اللّه عليه وآله سخن خود را سه مرتبه تكرار كرد و آن گاه فرمود: اى على! نزديك بيا.


رسول خدا صلى اللّه عليه وآله دست على را بالا برد تا جايى كه من سفيدى زير بغل هر دوى آن ها را ديدم.


پيامبر صلى اللّه عليه وآله سه بار فرمود: من كنت مولاه فعلي مولاه؛


هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست.


سهم بن حصين در ادامه مى گويد: عبداللّه بن علقمه گفت: تو خود، اين سخنان را از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله شنيدى؟


ابوسعيد به گوش ها و سينه خود اشاره كرد و گفت: آرى، گوش هايم آن را شنيد و قلبم آن را درك نمود.


عبداللّهبن شريك مى گويد: عبداللّه بن علقمه و سهم بن حصين به نزد ما آمدند و پساز اقامه نماز ظهر، عبداللّه بن علقمه برخاست و سه بار گفت:


من به خاطردشنام دادن به على بن ابى طالب عليهما السلام، توبه و از خدا طلب آمرزش مىكنم.3


پی نوشت :

1 . إثبات الهداة: 2 / 89.
2 . براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ر.ك: تاريخ ابن كثير: 7 / 340، الخصائص، نسائى: 49، الاستيعاب: 3 / 1099.
3 . الأمالى، شيخ طوسى: 247 و به نقل از آن، بحار الأنوار: 37 / 142.
تصویر
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: غدیر به روایت اهل بیت علیهم السلام

پست توسط مائده آسمانی »

 تصویر 


اعتراض و مخالفت در روز غدير


در اين زمينه شيخ محمّد بن مسعود عياشى رحمه اللّه روايتى را از جعفر بن محمّد خزاعى از پدرش نقل مى كند: محمّد خزاعى مى گويد:


امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: هنگامى كه پيامبر صلى اللّه عليه وآله در روز غدير سخنان خود را به پايان رسانيد، مقداد از كنار جمعيتى گذشت كه مى گفتند:


وى مى خواهد پس از خود، حكومت را به على واگذارد، به خدا سوگند نشانش خواهيم داد!


مقداد، رسول خدا صلى اللّه عليه وآله را از موضوع آگاه كرد؛ رسول خدا صلى اللّه عليه وآله آن افراد را فرا خواند، امّا آن ها سوگند ياد كردند كه چنين چيزى نگفته اند.1


مرحوم عياشى روايت ديگرى را چنين نقل مى كند: ابان بن تغلب مى گويد: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود:


هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله در روز غدير خم، على عليه السلام را به حكومت، منصوب كرد و فرمود: هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست.


دو تن از قريشيان گفتند: به خدا سوگند، هرگز تسليم سخنان او نخواهيم شد.


پيامبر صلى اللّه عليه وآله را از گفت و گوى آن دو تن، آگاه كردند. پيامبر صلى اللّه عليه وآله از آن ها پرسيد چه گفته ايد؟ آن ها تكذيب كرده و به خدا سوگند ياد كردند كه چيزى نگفته اند.2


روايت ديگرى را سيّد شرف الدين على نجفى از بزرگان قرن دهم از محمّد بن عبّاس نقل مى كند:


على بن عبّاس، از حسن بن محمّد، از يوسف بن كليب، از خالد، از حفص بن عمر، از حنان، از ابوايّوب انصارى براى ما چنين روايت كرد:


آن گاه كه پيامبر صلى اللّه عليه وآله دست على عليه السلام را گرفت و آن را بالا برد و فرمود:


من كنت مولاه فعلي مولاه؛[COLOR=#7030a0]هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست. 


برخى گفتند: پيامبر صلى اللّه عليه وآله شيفته پسر عموى خود شده است.3


به يقين در آن صحنه، افراد ديگرى نيز بودند كه همانند فهرى فكر مى كردند. اگر اين افراد همانند فهرى، مخالفت خود را با رسول خدا صلى اللّه عليه وآله علنى مى كردند به همان بلايى گرفتار مى شدند كه فهرى بدان گرفتار شد


و داستان آن در تاريخ، به ثبت رسيد... امّا چنان كه ديديد، افراد نام برده، تكذيب نموده و به دروغ، سوگند ياد كردند كه چنين چيزى نگفته اند؛ اين در حالى است كه آنان سخن كفرآميز خود را بر زبان جارى كرده بودند... .



پی نوشت :

1 . إثبات الهداة: 2 / 137.
2 . إثبات الهداة: 2 / 137.
3 . همان.
تصویر
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: غدیر به روایت اهل بیت علیهم السلام

پست توسط مائده آسمانی »

 تصویر 

معناى حديث غدير


درباره معناى حديث غدير شيخ فرات بن ابراهيم كوفى رحمه اللّه اين گونه روايت مى كند:


اسحاق بن محمّد بن قاسم هاشمى به صورت پيوسته از حذيفه، حديث غدير را چنين نقل مى كند: پيامبر صلى اللّه عليه وآله فرمود:


أيّها الناس! ألستم تعلمون أنّي أولى بكم من أنفسكم؟


اى مردم! آيا نمى دانيد كه من از خودتان به شما سزاوارترم؟


گفتند: مى دانيم.


پيامبر صلى اللّه عليه وآله فرمود:


أيّها الناس! من كنت مولاه فهذا علي مولاه؛


اى مردم! هر كه من مولاى او هستم اين على مولاى اوست.


در اين هنگام مردى از ميانه مسجد گفت: اى رسول خدا! تأويل كلام شما چيست؟


فرمود:


من كنت نبيّه فعلي أميره، اللهمّ وال من والاه وعاد من عاداه؛1


هر كه من پيامبرش هستم، على امير اوست. خدايا! دوستداران او را دوست و دشمنانش را دشمن بدار.


روايت ديگرى را شيخ عماد الدين محمّد بن ابوالقاسم طبرى نويسنده كتاب بشارة المصطفى نيز به سند خود از ابراهيم بن رجاء نقل مى كند.


ابراهيم مى گويد: به امام جعفر صادق عليه السلام گفتند: رسول خدا صلى اللّه عليه وآله در روز غدير به على عليه السلام فرمود:


«هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست؛ خدايا! دوستداران او را دوست و دشمنانش را دشمن بدار». منظور رسول خدا صلى اللّه عليه وآله از اين سخنان چه بود؟


امام صادق عليه السلام با حالتى نيكو نشست، آن گاه فرمود:


سئل عنها ـ واللّه ـ رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله فقال: اللّه مولاي وأولى بي من نفسي ولا أمر لي معه وأنا مولى المؤمنين وأولى بهم من أنفسهم لا أمر لهم معي ومن كنت مولاه وأولى به من نفسه فعلي بن أبي طالب مولاه،


أولى به من نفسه، لا أمر له معه؛2



به خدا سوگند! همين سؤال از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله پرسيده شد.ايشان در پاسخ فرمود: خدا، مولاى من و از خودم به من سزاوارتر است؛ به گونه اى كه من با وجود دستور الاهى، هيچ اختيارى از خود ندارم.


من نيز مولاى مؤمنان و از خودشان به آن ها سزاوارتر هستم؛ به گونه اى كه با وجود دستور من، هيچ اختيارى از خود ندارند؛ هر كه من مولاى او هستم و به او از خودش سزاوارترم،


پس على بن ابى طالب مولاى او و به خودش از وى سزاوارتر است؛ به گونه اى كه با وجود دستور على، هيچ اختيارى از خود ندارد.



شيخ صدوق رحمه اللّه از محمّد بن عمر حافظ جعابى، از موسى بن محمّد ثقفى، از حسن بن محمّد، از صفوان بن يحيى، از يعقوب بن شعيب، نقل مى كند كه ابان بن تغلب مى گويد:


از امام محمّد باقر عليه السلام در مورد سخن پيامبر صلى اللّه عليه وآله كه «هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست» پرسيدم.


فرمود:


يا أبا سعيد! تسأل عن مثل هذا؟! أعلمهم أنّه يقوم فيهم مقامه؛3


اى اباسعيد! در مورد اين سخن، مى پرسى؟! پيامبر صلى اللّه عليه وآله به مردم اعلام كرد كه على، جانشين او مى شود.


شيخ صدوق رحمه اللّه روايت ديگرى را در اين زمينه اين گونه نقل مى كند:


محمّد بن عمر حافظ جعابى از جعفر بن محمّد حسينى، از محمّد بن على بن خلف، از سهل بن عمرو، از زافر بن سليمان، از شريك، از ابواسحاق نقل مى كند كه به امام سجّاد عليه السلام گفتم:


معناى اين سخن پيامبر صلى اللّه عليه وآله كه: «هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست» چيست؟


فرمود:


أخبرهم أنّه الإمام بعده؛4


به آن ها خبر داد كه على عليه السلام پس از وى، امام مردم است.


در اين باره شيخ على بن عيسى اربلى متوفّاى سال 693 نيز در كشف الغمه مى نويسد:


عبداللّه بن جعفر حميرى در كتاب الدلائل مى گويد:


حسن بن ظريف به من گفت: براى امام سجّاد عليه السلام نامه نوشتم و عرض كردم:


معناى اين سخن رسول خدا صلى اللّه عليه وآله درباره امير مؤمنان على عليه السلام كه «هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست» چيست؟


امام سجّاد عليه السلام فرمود:


أراد بذلك أن يجعله علماً يعرف به حزب اللّه عند الفرقة؛5


پيامبر صلى اللّه عليه وآله با اين سخن قصد داشت تا على عليه السلام را به عنوان عَلَم و شاخص برگزيند كه به هنگام تفرقه، حزب اللّه به وسيله او، شناخته شوند.


پی نوشت :

1 . همان: 2 / 170.
2 . بشارة المصطفى: 92.
3 . معانى الأخبار: 66.
4 . همان: 65.
5 . كشف الغمّه: 1 / 147.
تصویر
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: غدیر به روایت اهل بیت علیهم السلام

پست توسط مائده آسمانی »

 تصویر 


اعتراف ابوحنيفه به دلالت حديث غدير


شيخ محمّد بن محمّد بن نعمان بغدادى ملقّب به مفيد، متوفّاى سال 413 هجرى اين گونه روايت مى كند:


محمّد بن عمر جعابى، از احمد بن محمّد بن سعيد نقل مى كند كه على بن حسن تيمى مى گويد: در كتاب پدرم يافتم كه محمّد بن مسلم اشجعى از محمّد بن نوفل بن عائذ صيرفى اين گونه نقل كرده است:


روزى ابوحنيفه به نزد ما آمد و درباره امير مؤمنان على عليه السلام به گفت و گو نشستيم.


ابوحنيفه گفت: من به هم كيشان خود گفته ام كه در برابر شيعيان، به حديث غدير خم اعتراف نكنيد؛ زيرا در صورت اعتراف، منطق آن ها بر شما غلبه مى يابد.


در اين هنگام رنگ چهره هيثم بن حبيب صيرفى تغيير يافت و به ابوحنيفه گفت: چرا به حديث غدير اعتراف نمى كنيد؟ اى نعمان! مگر از حديث غدير اطّلاع ندارى؟


ابوحنيفه گفت: من از آن اطّلاع دارم و حقيقتاً آن را روايت كرده ام.


هيثم گفت: پس چرا به آن اعتراف نمى كنى و حال آن كه حبيب بن ابى ثابت از ابوطفيل از زيد بن ارقم نقل مى كند كه على عليه السلام در «رحبه»، حاضرانِ روز غدير را در مورد صحّت حديث غدير، سوگند داده است؟


ابوحنيفه گفت: مگر نمى بينيد كه مردم به حدّى در اين زمينه اختلاف كرده اند كه على به ناچار در «رحبه» مردم را در اين باره سوگند داده است؟


هيثم گفت: پس ما على عليه السلام را تكذيب و سخن او را ردّ مى كنيم!!


ابوحنيفه گفت: ما على را تكذيب و سخن او را ردّ نمى كنيم، اما چنان كه مى دانيد گروهى از مردم در مورد على، غلو مى كنند.


هيثم گفت: سخن را رسول خدا صلى اللّه عليه وآله فرموده و يك خطبه در مورد آن ايراد نموده و ما از بازگويى آن مى هراسيم... .1

پی نوشت :

1 . الأمالى، شيخ مفيد: 27، إثبات الهداة: 2 / 145.
تصویر
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: غدیر به روایت اهل بیت علیهم السلام

پست توسط مائده آسمانی »

 تصویر 

روزه روز غدير


روز غدير، روزِ روزه، نماز، دعا و عبادت است و روايات بسيار زيادى در اين مورد وجود دارد.


براى مثال شيخ طوسى رحمه اللّه به سند خود، از حسين بن حسن حسينى نقل مى كند كه محمّد بن موسى همدانى، از على بن حسّان واسطى، نقل كرده كه على بن حسين عبدى مى گويد:


امام جعفر صادق عليه السلام مى فرمود:


صيام يوم غدير خم يعدل صيام [عمر] الدنيا...؛


روزه روز غدير خم، با روزه [عمر] جهان برابرى مى كند... .


آن گاه امام عليه السلام به ذكر نمازِ روز غدير و ثواب آن پرداخت... سپس فرمود: پس از دو ركعت نماز مذكور بايد اين دعا را هم بخوانى و بگويى... .1


ابن بابويه شيخ صدوق رحمه اللّه در اين باره مى گويد:


حسن محمّد بن حسن سكونى، از ابراهيم بن محمّد بن يحيى نيشابورى، از ابوجعفر بن سرى و ابونصر بن موسى خلال، از على بن سعيد، از ضمرة بن شوذب، از مطر، از شهر بن حوشب از ابوهريره نقل مى كند:


هر كه روز هيجدهم ذى حجّه را روزه بگيرد، خداوند روزه شصت ماه را براى او ثبت مى كند. هيجدهم ذى حجّه، روز غدير خم است.


آن گاه كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله دست على بن ابى طالب عليهما السلام را گرفت و فرمود: آيا من به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نيستم؟


گفتند: بله، اى رسول خدا!


پيامبر صلى اللّه عليه وآله فرمود:


من كنت مولاه فعلي مولاه؛


هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست.


در اين هنگام، عمر به على عليه السلام گفت: خوشا به حالت اى على! مولاى من و مولاى همه مسلمانان شدى.


آن گاه خداوند اين آيه را نازل فرمود:


(الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ)؛


امروز دينتان را براى شما كامل كردم.2


اين حديث را خطيب خوارزمى و صدرالدين حموئى به صورت مسند از بيهقى، از حاكم نيشابورى و او هم به سند خود از على بن سعيد نقل كرده اند... .3


هم چنين ابن مغازلى به سند خود از على بن سعيد...4 روايت فوق را نقل كرده است. خطيب بغدادى نيز اين حديث را از عبداللّه بن على بن محمّد بن بشران از دارقطنى از ابونصر خلال از على بن سعيد... روايت كرده است... .5


پی نوشت :

1 . تهذيب الأحكام: 4 / 305.
2 . إثبات الهداة: 2 / 48، بحار الأنوار: 37 / 108.
3 . مناقب على بن أبى طالب عليهما السلام: 79، فرائد السّمطين: 1 / 77.
4 . همان: 38.
5 . تاريخ بغداد: 8 / 290.
تصویر
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه 11 آبان 1386, 3:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: غدیر به روایت اهل بیت علیهم السلام

پست توسط مائده آسمانی »

 تصویر 


مسجد غدير و نماز گزاردن در آن


شيخ محمّد بن يعقوب كلينى، شيخ ابوجعفر صدوق و شيخ ابوجعفر طوسى به سند خود از حسّان جمال چنين نقل كرده اند:


روزى امام صادق عليه السلام را از مدينه به مكّه مى بردم، هنگامى كه به مسجد غدير رسيديم، امام عليه السلام به سمت چپ مسجد، نگاه كرد و فرمود:


ذاك موضع قدم رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله حيث قال: «من كنت مولاه فعلي مولاه...»؛1


رسول خدا صلى اللّه عليه وآله در همين نقطه ايستاد و فرمود: «هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست...» .


شيخ كلينى رحمه اللّه نيز در اين باره روايتى را به سند خود از ابان نقل مى كند، ابان مى گويد: امام صادق عليه السلام فرمود:


يستحب الصلاة في مسجد الغدير؛ لأنّ النبي صلّى اللّه عليه وآله أقام أمير المؤمنين عليه السلام وهو موضع أظهر اللّه فيه الحق؛2


نماز گزاردن در مسجد غدير، مستحب است؛ چرا كه پيامبر صلى اللّه عليه وآله در آن جا امير مؤمنان على عليه السلام را به حكومت، منصوب نمود و آن جا، جايگاهى است كه خداوند در آن، حق را آشكار ساخت.



پی نوشت :

1 . إثبات الهداة: 2 / 16، 19 به نقل از الكافى، من لا يحضره الفقيه و تهذيب الأحكام.

2 . الكافى: 4 / 567.
تصویر
ارسال پست

بازگشت به “خطابه غدیر”