[External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests]
باز كن بر روى من آغوش جان را اى بقیع تا ببینم دوست دارى میهمان را اى بقیع خاكى اما برتر از افلاك دارى جایگاه در تو مىبینم شكوهِ آسمان را اى بقیع پنج خورشیدِ جهانافروز در دامان تست كردهاى رشك فلك این خاكدان را اى بقیع مىرسیم از گرد ره با كوله بار اشك و آه بار ده این كاروانِ خسته جان را اى
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد