بسم الله الرحمن الرحیم
نوشتن قرآن با مركب نجس
امام خميني (ره)
نوشتن قرآن با مركب نجس، اگر چه يك حرف از آن باشد حرام است؛ و اگر از روي ناداني يا عمد نوشته شود در صورتي كه قابلِ محو
است، بايد آن را محو نمود، و اگر قابل محو نيست - مانند رنگ چاپ - بايد تطهير شود.
عروه، ج 1، في احكام النجاسات، م 22؛ تحرير، ج1، في احكام النجاسات، م 5؛ رساله م 138؛ هدايه، ج1، ص113، م562.
آيه الله خوئى(ره)
نوشتنِ قرآن با مركبِ نجس اگرچه يك حرف آن باشد، حكم نجس كردن آن را دارد، يعني در صورتي كه مستلزم هتك باشد،
بي اشكال حرام است و در غير فرضِ هتك، بنابر احتياط واجب حرام است. (رساله، م139 و 136).
حضرات آيات, تبريزى, بهجت
نوشتـن قرآن با مركب نجـس, اگر چه يك حرف باشد حرام است. و اگر نوشته شود بايد آن را آب بكشند, يا بـواسطه تراشيدن و
مانند آن كارى كنند كه از بين بـرود و اگر چنانچه از بين نمى رود بايد آن را آب بكشند.(مساله142)
آيه الله مكارم
نوشتن قرآن با مركّب نجس حرام است و اگر عمداً يا سهواً نوشته شود بايد آن را محو كنند، يا آب بكشند.
احکام قرآن
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 2503
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 7581 بار
- سپاسهای دریافتی: 6236 بار
- تماس:

-
- پست: 2503
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 7581 بار
- سپاسهای دریافتی: 6236 بار
- تماس:
Re: احکام قرآن
بسم الله الرحمن الرحیم
دادن قرآن به كافر
[COLOR=#0070c0]امام خميني (ره):
احتياط واجب آن است كه از دادن قرآن به كافر خودداري كنند؛ و اگر قرآن در دست اوست در صورت امكان از او بگيرند.
عروه، ج1، في احكام النجاسات، م23 رساله، م139.
حضرات أيات گلپايگانى واراكي:
دادن قرآن به كافر، حرام و گرفتن قرآن از او واجب است. (رساله، م140، رساله،م138).
آيه الله خوئى(ره):
- خوئى(ره) در صورتي كه دادن قرآن به كافر، مستلزم هتك باشد حرام و گرفتن از او واجب است. (رساله، م140).
- بـايـد از دادن قـرآن به كـافـر خـوددارى كننـد, و اگـر قـرآن در دست اوست در صـورت امكان از بگيـرنـد, ولـى چنانچه مقصـود از دادن
قـرآن و يا داشتـن قرآن , تحقيق و مطالعه در ديـن باشد و نيز انسان بداند كه كافر با دست تر قرآن را لمس نمى كنـد اشكـالى نـدارد
(مساله 143)
آيه الله تبـريزى:
اگـر مستلزم هتك بـاشـد, حـرام است.
آيه الله مكارم:
دادن قرأن به دست كافراگرموجب بي احترامي باشدحرام است واگر اميد هـدايت او برود, يا براى تبليغ اسلام باشـد جايز,
بلكه گاهى واجب است.(مسأله161)
دادن قرآن به كافر
[COLOR=#0070c0]امام خميني (ره):
احتياط واجب آن است كه از دادن قرآن به كافر خودداري كنند؛ و اگر قرآن در دست اوست در صورت امكان از او بگيرند.
عروه، ج1، في احكام النجاسات، م23 رساله، م139.
حضرات أيات گلپايگانى واراكي:
دادن قرآن به كافر، حرام و گرفتن قرآن از او واجب است. (رساله، م140، رساله،م138).
آيه الله خوئى(ره):
- خوئى(ره) در صورتي كه دادن قرآن به كافر، مستلزم هتك باشد حرام و گرفتن از او واجب است. (رساله، م140).
- بـايـد از دادن قـرآن به كـافـر خـوددارى كننـد, و اگـر قـرآن در دست اوست در صـورت امكان از بگيـرنـد, ولـى چنانچه مقصـود از دادن
قـرآن و يا داشتـن قرآن , تحقيق و مطالعه در ديـن باشد و نيز انسان بداند كه كافر با دست تر قرآن را لمس نمى كنـد اشكـالى نـدارد
(مساله 143)
آيه الله تبـريزى:
اگـر مستلزم هتك بـاشـد, حـرام است.
آيه الله مكارم:
دادن قرأن به دست كافراگرموجب بي احترامي باشدحرام است واگر اميد هـدايت او برود, يا براى تبليغ اسلام باشـد جايز,
بلكه گاهى واجب است.(مسأله161)

-
- پست: 2503
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 7581 بار
- سپاسهای دریافتی: 6236 بار
- تماس:
Re: احکام قرآن
بسم الله الرحمن الرحیم
افتادن ورق قرآن در مستراح
امام خميني (ره):
- اگر ورقِ قرآن يا چيزي كه احترام آن لازم است مثل كاغذي كه اسمِ خداوند يا پيامبر - صلي الله عليه و آله - يا امام - عليه السلام -
برآن نوشته شده در مستراح يا چاه آن بيفتد، بيرون آوردن و آب كشيدن آن اگرچه خرج داشته باشد، واجب است و اگر بيرون آوردن آن
ممكن نباشد بايد به آن مستراح نروند تا يقين كنند كه آن ورق پوسيده است.
- عروه، ج1، في احكام النجاسات، م28؛ رساله م140.
[COLOR=#0070c0]آیة الله اراكى(ره):
بنابر احتياط واجب. (رساله، م139).
- اگر ورق قرآن يا چيزى كه احترام آن لازم است - مثل كاغذى كه اسـم خـدا يا پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلـم يا امام عليه السلام
بر آن نوشته شده - در مستراح بيفتـد بيرون آوردن و يا آب كشيدن آن اگر چه خرج داشته باشـد واجب است, و اگـر بيـرون آوردن آن
ممكـن نباشـد بنابـر احتياط واجب به آن مستـراح نـرونـد تـا يقيـن كننـد آن ورق پـوسيـده است. و نيز اگـر تــربت سيـدالشهداء
عليه السلام در مستراح بيفتـد و بيرون آوردن آن ممكـن نباشـد, بايـد تا وقتـى كه يقيـن نكـرده انـد كه بكلـى از بيـن رفته به آن مستـراح
نروند. (مساله 144)
آيه الله مكارم:
هرگاه ورق قرآن و دعا يا ورقى كه نام خدا، يا پيامبر(صلى الله عليه وآله) و يا ائمّه(عليهم السلام)روى آن نوشته باشد در جاى آلوده و
نجسى بيفتد بايد فوراً آن را بيرون آورد و آب كشيد، هرچند مخارجى داشته باشد و اگر بيرون آوردن آن ممكن نباشد احتياط واجب آن
است كه اگر مستراح باشد به آن مستراح نروند تا يقين كنند آن ورق پوسيده، يا خطّ آن محو شده است.(مساله162)
آيه الله بهجت:
بر كسى كه آنرا انداخته واجب است و اگر او ايـن كار را نكرده يا نتـوانست انجام دهـد, بـر ديگران واجب مـى شـود و خـرج آن از بيت المال
داده مى شود.
افتادن ورق قرآن در مستراح
امام خميني (ره):
- اگر ورقِ قرآن يا چيزي كه احترام آن لازم است مثل كاغذي كه اسمِ خداوند يا پيامبر - صلي الله عليه و آله - يا امام - عليه السلام -
برآن نوشته شده در مستراح يا چاه آن بيفتد، بيرون آوردن و آب كشيدن آن اگرچه خرج داشته باشد، واجب است و اگر بيرون آوردن آن
ممكن نباشد بايد به آن مستراح نروند تا يقين كنند كه آن ورق پوسيده است.
- عروه، ج1، في احكام النجاسات، م28؛ رساله م140.
[COLOR=#0070c0]آیة الله اراكى(ره):
بنابر احتياط واجب. (رساله، م139).
- اگر ورق قرآن يا چيزى كه احترام آن لازم است - مثل كاغذى كه اسـم خـدا يا پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلـم يا امام عليه السلام
بر آن نوشته شده - در مستراح بيفتـد بيرون آوردن و يا آب كشيدن آن اگر چه خرج داشته باشـد واجب است, و اگـر بيـرون آوردن آن
ممكـن نباشـد بنابـر احتياط واجب به آن مستـراح نـرونـد تـا يقيـن كننـد آن ورق پـوسيـده است. و نيز اگـر تــربت سيـدالشهداء
عليه السلام در مستراح بيفتـد و بيرون آوردن آن ممكـن نباشـد, بايـد تا وقتـى كه يقيـن نكـرده انـد كه بكلـى از بيـن رفته به آن مستـراح
نروند. (مساله 144)
آيه الله مكارم:
هرگاه ورق قرآن و دعا يا ورقى كه نام خدا، يا پيامبر(صلى الله عليه وآله) و يا ائمّه(عليهم السلام)روى آن نوشته باشد در جاى آلوده و
نجسى بيفتد بايد فوراً آن را بيرون آورد و آب كشيد، هرچند مخارجى داشته باشد و اگر بيرون آوردن آن ممكن نباشد احتياط واجب آن
است كه اگر مستراح باشد به آن مستراح نروند تا يقين كنند آن ورق پوسيده، يا خطّ آن محو شده است.(مساله162)
آيه الله بهجت:
بر كسى كه آنرا انداخته واجب است و اگر او ايـن كار را نكرده يا نتـوانست انجام دهـد, بـر ديگران واجب مـى شـود و خـرج آن از بيت المال
داده مى شود.