بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت دوست عزیز ؛
توجه شما را به آیه شریفه ای جلب می کنم ، که نه تنها بر زمان و مکان ، بلکه فراتر از آن ، و به نوع
خلق فطرت انسان اشاره دارد :
« فأقِم وَجهَکَ للدّین حَنیفاً فطرَةَ الله الّتی فَطَرَ الناسَ علیها لا تَبدیلَ لخَلقِ الله ذلکَ الدّینُ القَیّم ولکنّ أکثرَ الناسِ لا یَعلَمون » « پس روی خود را متوجه آئین خالص پروردگار کن . این فطرتی است که خداوند ، انسان ها را بر اساس آن آفریده ؛
هیچ دگرگونی در آفرینش الهی نیست ، این است آئین استوار ؛ ولی اکثر مردم نمی دانند . » (روم/ 30)
چند واژه را به اختصار توضیح می دهیم ، سپس معنی دقیق این آیه را مورد بررسی قرار می دهیم (إن شاءالله)
حنیف : به معنی روی آوردن از باطل به سوی حق است .
لاتبدیل لخلق الله : اسلوب "لا..." نفی جنس است ، و تاکید بسیار دارد که برای این خلق خداوند (یعنی فطرت انسان) هیچ تغییر و دگرگونی نیست .
متاسفانه اکثر مردم نمی دانند .
الناس : نکته مهم دیگر این است که تمامی اشاره ها با ، ناس (همه مردم) بکار رفته ، و لذا نکته ای کلی را می خواهد بیان کند .
حال معنی این آیۀ شریفه : روی خود را به سوی دین و آئین الهی استوار بدار ، در حالیکه از باطل به سوی حق می گروی ؛
و این گرایش به حق را خداوند می فرماید که امری فطری است . و در درون انسان نهاده شده است .
و این دین ، همان دینی که بر اساس فطرت الهی که در درون انسان ها قرار داده شده ، برای بشر تنظیم گشته است .
و قوانین آن مطابق فطرت بشر است . دقت کنید ، خداوندی که خالق این بشر است می گوید :
«فطرت انسان تغییر پذیر نیست و من برای این فطرت قوانینی را به عنوان دین قرار داده ام » برخی ویژگی های فطرت او : مثلا حب ریاست ، شهوت قدرت ، شهوت جنسی و... ، همیشه بوده ؛ چه هزار سال پیش ، چه چهار هزار سال پیش ، چه الان !
برای این نیروهایی که در درون بشر است ، خالق او ، راهنمایی هم برای استفاده بهینه از آنها قرار داده است ؛
که او خالق است و بیشتر از هر کسی ، به زوایای وجودی مخلوق خویش آگاه است . مثالی می زنیم : وقتی شما یک محصولی را از کارخانه ای می خرید ، قطعا نیازمند دفترچه راهنمایی هستید که سازندۀ آن محصول
برای استفاده صحیح از آن ، در اختیار شما قرار داده است ؛
حال اگر بگویید که نه ، من به این دفترچه احتیاجی ندارم و خودم کاربری های دیگری برای این محصول پیدا می کنم ؛ همه به عقل شما شک می کنند !
ساده است ، کسی که چیزی را می سازد ، نحوه استفاده از آن را هم در اختیار دیگران قرار می دهد . و اگر آن سازنده هم چنین نکند ، باز باید در اندیشه او تردید کرد !
برای هر یک از ابعاد وجودی این انسان ، تدابیری اندیشیده شده تا در بهترین حالت بتوان از آن استفاده نمود . (چه بعد فردی ، اجتماعی ، جسمی ، عبادی و ...)
اصل وجودی او ، فطرت او و تمامی ابعاد درونی او تغییر ناپذیر دانسته شده و لذا قوانین جامع و تغییر ناپذیری هم برای او وضع شده است .
مثلا در آیه ای در مورد شیر دادن کودک :
« و الوالداتُ یُرضعنَ اولادَهُنَّ حَولَین کامِلَین لِمَن أراد أن یُتمَّ الرَّضاعةَ ...» که برای شیر دادن کامل و تمام کودک (که مورد تاکید پزشکان امروز هم هست ، برای سلامتی کامل کودک) مادران دو سال آنها را شیر می دهند ،
و برای این دو سال (مدت شیر دادن) هم قوانین خاصی برای مادر و کودک وضع شده است .
چه عصر حجر باشد و چه عصر نانو ، کودک که به دنیا می آید برای سلامتی کامل (بهتر دانسته شده) که دو سال کامل شیر بخورد ( به انضمام دیگر مسائل )
این ها سنت ها و قوانین الهی است که در بشر قرار داده شده نمی توان گفت که این برای هزار سال پیش است .
برای مسائل اجتماعی هم همینطور : مثلا برای جلوگیری از ثروت اندوزی و بوجود آمدن نظام طبقاتی ، پرداخت مواردی همچون زکات و خمس را قرار داده تا تعادل اقتصادی جامعه به هم نخورد .
در مسائل زناشویی هم همینطور ، برای حفظ خانواده و سلامت آن قوانین بسیار دقیق و ظریفی در نظر گرفته که امروزه روانشناسان غیر مسلمان ،
به بی نظیر بودن و موثر بودن این توصیه ها و نکات ، اعتراف نموده و خوشه چین این معارف هستند .
مثالی هم از قوانین خود انسان ها می زنم ، مثلا در زبان عربی داریم که : کُلُّ فاعل مَرفوع ( یعنی هر فاعلی اعرابش رفع است)
و امروزه هم این قانون در ادبیات مورد استفاده است . و اینگونه جافتاده است .
حال یک نفر بیاید و بگوید که نه این مال 1400 سال پیشه ، به کار ما نمیاد ، باید عوض بشه ! خود قوانین بشری هم در بعضی علوم کاربردش همیشگی است . (البته این تنها مثالی بود ،
ولی البته همانطور که می دانید از ضعف های قوانین بشری
همین متغیر بودن و خطا پذیر بودن آن است ؛ برای همین قابل اطمینان نیست )
* اما بحث اصلا بر سر این است که اینها قوانین و سنت های ساری و جاری الهی اند که بر اساس آنها خداوند برای بشر برنامه ریزی و قانونگذاری کرده است ؛
و خود این خالق هم می گوید که : این است دین قیّم و استوار ، و تغییر و لغزش ناپذیر ، و لیکن اکثر مردم نمی دانند ؛
و تصور می کنند راه ناقصی که در پیش می گیرند آنها را به کمال می رساند ؛ اما چنین نیست !
*** پس دین الهی تناسب با فطرت انسان دارد *** و نیز این دین را معرفی نموده :
[FONT=Times New Roman]« إنَّ الدّين عندَ الله الإسلام » [FONT=Times New Roman]
دین ، در نزد خداوند ، اسلام است . (آل عمران /19)
( و یکی از معانی اسلام هم ، تسلیم بودن در برابر فرامین الهی است ) و در آخر ، نتیجۀ نپذیرفتن این دین هم بیان می شود :
[FONT=Times New Roman] « و مَن يَبتَغِ غيرَ الإسلام ديناً فلَن يُقبَلَ مِنه » [FONT=Times New Roman]و هر کس به غیر از اسلام ، (روش و ) دینی را برگزیند ، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد ! (آل عمران /85)
و السلام علی من اتبع الهدی