سلام و عرض ادب ! متشکر و سپاسگذارم از دوستانی که در بحث شرکت می کنند و نظرات و دفاعیه های خود را ارائه می دهند.
من می خورم و هر که چو من اهل بود * می خوردن او نزد خدا سهل بود
می خوردن من حق ز ازل می دانست * من اگر می نخورم علم خدا جهل بود
این شعر معروف و منتسب به خیام را حتما شنیده اید ، شاید اولین چیزی که مرا به فکر کردن در مورد جبر و اخیتار واداشت همین دو بیت شعر بود!
خوب در مفهوم بیت دوم دقت کنید ! دقت کردید ؟ خب ، حالا من طور دیگری مفهوم شعر را عرض می کنم! کماکان که قبلا هم عرض کردم و هیچکس کوچکترین توجهی نکرد.
فرض کنیم ، خداوند از ازل می دانسته که من شراب خوار هستم ! توجه کنید ، از ازل ، یعنی زمانی که بنده نبودم ، نه تنها بنده نبودم بلکه آدم ابوالبشر هم نبود ، آیا اکنون من می توانم شراب نخورم ؟
لطفا جواب بنده را صریحا بدهید ! و مثل و حدیث و روایت نیاورید!
دیگر اینکه ، به اعتقاد شیعه : ما در این دنیا مختاریم ، ولی اختیاری که تحت اراده ی خداست ! و بحث توحید افعالی و ....
خب ، باشه ، ما مختاریم ، حالا اگر جبر بود چطور میشد ؟ تا حالا به این موضوع فکر کرده اید ؟
طبق لینکی که یکی از دوستان ارائه دادند جبر یعنی :
ب) «جبر» در اصطلاح علمای عقاید اسلامی
«جبر» در این اصطلاح یعنی : خدای متعال بندگانش را بر آنچه می کنند مجبور کرده است؛ در کار نیک باشد یا بد ، زشت باشد یا زیبا ، بگونه ای که بنده در این باره اراده و اختیار ترک فعل و سرپیچی از آن را ندارد.
پیروان «جبر» را عقیده بر آن است که ، هر چه برای انسان پدید آید همان سرنوشت از پیش تعیین شده اوست. انسان را آنجا که باید می برند ، او اختیاری ندارد. این سخن ، سخن اشاعره است. (1)
حالا اگر خدا شما را مجبور کند ، شما چطور می توانید بفهمید ؟ خواهشا خوب دقت کنید ! منظورم این نیست که خودتان نخواهید کاری را انجام دهید ولی بدنتان آن کار را انجام دهد.
من با یک استاد ریاضی ( معمولا اساتید ریاضی منطق و استدلال قوی دارند) در این رابطه صحبت کردم که »»»»»» اگر به شما بگویند شما مختارید که این یک بازی را ببرید و یا ببازید ، ولی از قبل نتیجه بازی معلوم باشد ( مثلا باخت شما ) ، آیا شما می توانید آن بازی را ببرید ؟؟؟
گفت : خیر .
پرسیدم : آیا می توان گفت شما مختار هستید که بازی را ببرید یا ببازید؟؟
باز هم پاسخ داد ، خیر.
باز هم اقتدا می کنم به لینکی که دوست عزیز جناب محسن قرار دادند.
د) «تفویض» در اصطلاح علمای عقاید اسلامی
«تفویض» در این اصطلاح یعنی : خداوند متعال کارهای بندگان را به خود آنان واگذار کرده است. هر چه بخواهند آزاد و رها و مستقل انجام می دهند و خداوند قدرتی بر افعال آنان ندارد. این سخن ، سخن معتزله است.(2)
من با نظر اشاعره موافقم ، ولی به نظرم باید تجدید نظری در مطلب فوق کرد :
قدرت انجام کاری را نداشتن یک چیز است و قدرت داشتن و انجام ندادن یک چیز دیگر.
برخلاف آنچه شما از طرف معتزله نقل کردید به نظرم باید به طور زیر اصلاح شود
«تفویض» در این اصطلاح یعنی : خداوند متعال کارهای بندگان را به خود آنان واگذار کرده است. هر چه بخواهند آزاد و رها و مستقل انجام می دهند و خداوند قدرت بر افعال آنان دارد ، ولی در کار آنان دخالت نمی کند . این سخن ، سخن معتزله است.(
به نظرم آنچه که در بالا به آن اشاره کردم ، همان اختیار حقیقی است!
در ضمن دوستان ، مایلم نظر شما را در رابطه با توحید افعالی و اختیار انسان بدانم.
ولی خواهشان از این عبارات کلیشه ای که بدون استدلال و تنها به ذکر اینکه این دو هیچگاه هیچ تضادی با هم ندارند بسنده نکنید که بنده با پاسخ بدون استدلال قانع نمی شوم.
خب ، در پایان عرایضم جا دارد ، همان مثالی را که عرض کدم دوستم برای من زد و من را تا حدودی فانع کرد برایتان عرض کنم :
شما تصور کنید ، بنده (علی) ، میدانم که جناب مهدی یار با عرایض بنده مخالف است ، زیرا ایشان اعتقاد محکمی دارد ! و بر اساس این دانسته خودم می دانم که با خواندن جملات من در دفاع از اعتقاد خود قلم می زند.
حالا اگر ایشان _ جناب مهدیار ) این کار را انجام بدهد ، آیا بنده ایشان را مجبور کرده ام که آن کار را انجام بدهند ؟ پاسخ روشن است : خیر
حالا بنده ( انسان ) شاید 5 درصد ایشان را بشناسم توانستم با علم محدود خودم این پیشبینی را انجام دهم.
آیا خداوند که آفریدگار ماست ، و 100 درصد ما را می شناسد، نمی داند ما چه می کنیم و چه نمی کنیم ؟
این همان مثالی بود که تا حدود بسیار زیادی من را قانع کرد ، ولی باز هم در گوشه و کنار ذهنم شبهاتی در این مورد هست !
یا حق


كه اين شرك محض است .