علي(ع) آيات قرآن را، که با تفسير آن بر پوست و تخته و کاغذ و غيره نوشته شده بود[6] سوراخ مي کرد و نخ از بين آنها مي گذراند و اين گونه آيات و تفسير
هر سوره اي را جمع آوري فرمود. اين کار از چهارشنبه (فرداي دفن پيامبر) آغاز شد و در روز جمعه تمام شد.
آن حضرت، آن قرآن را با مولي و آزاد کرده خود، قنبر، به مسجد آورد. مسلمانان براي نماز جمعه در مسجد پيامبر گرد آمده بودند. آن حضرت به ايشان فرمود:
اين قرآن موجود در خانه پيامبر(ص) است که براي شما آورده ام.
- دستگاه خلافت - آنها گفتند: ما به اين قرآن حاجت نداريم ؛ ما خود قرآن داريم!
[align=center]حضرت فرمود: اين قرآن را ديگر نمي بينيد[7] .
آن قرآن، با تفسير تمام آيات، پس از آن حضرت، در دست يازده فرزند او دست به دست منتقل شده و اکنون در نزد حضرت مهدي (عج) است که به هنگام
ظهور خويش آن را ظاهر مي کند. واين قرآني که ما اکنون در دست داريم، [8] همان قرآن زمان پيامبر(ص) است ولي بدون تفسير، يعني تنها وحي قرآني است
و از وحي بياني خالي است[9] .
امّا چرا قرآني را که اميرالمؤمنين(ع) جمع کرده بود و، علاوه بر متن آيات، تفسير همه آنها را هم - به همان گونه که بر پيامبر(ص) وحي شده بود در بر داشت - قبول نکردند؟
دليل اين مطلب آن است که در وحي بياني، که بر پيامبر(ص) نازل شده و با کلمات آن حضرت(ص) که به عنوان حديث ايشان در بيان قرآن، تلقّي مي شد،
مطالبي وجود داشت که مخالفِ سياستِ دستگاه خلافت بود و مانع حکومت ايشان مي شد.
مثلاً، چنان که گذشت، ذيل آيه [والشجره الملعونه في القرآن] (اسراء: 60) بر آن حضرت(ص) وحي شده بود که ايشان بني اميه مي باشند؛
و اين تفسير در بعضي مصاحف ضبط شده بود. با وجود چنين روايتي، ديگر عثمان، معاويه، يزيد، وليد و امثالهم نمي توانستند حاکم شوند.
يا در ذيل آياتِ پر تهديد سوره تحريم آمده بود که مقصود از آن دو زن، عايشه وحفصه اند. يادر ذيل آيه [ياأَيهَا الّذينَ آمَنوا لاتَرفَعوُا أصْوَاتَکم فَوقَ صَوْتِ النَّبي...] (الحجرات: 2)
امده بو که در شأن ابوبکر و عمر نازل شده است.
يا آن گاه که آيات ابتداي سوره توبه (10-1) نازل شد[10] ، پيامبر(ص) آن آيات را به ابوبکر و عمر داد تا به مکه ببرند و در موسم حجّ به مشرکان ابلاغ کنند. وحي غير قرآني نازل شد که اين ابلاغ را بايد يا خود انجام دهي يا آن کس که از توست. پس، پيامبر(ص)، علي بن ابي طالب(ع) را فرستاد تا آن آيات را از ابوبکر و عمر گرفت و خود علي(ع) به مکه برد و در موسم حجّ به مشرکان ابلاغ فرمود[11] .
يا آياتي که در شآن پيامبر(ص) و اهل بيتش نازل شد، مانند آيه تطهير [إِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ لِيذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيتِ وَيطَهِّرَکمْ تَطْهِيراً](احزاب: 33).
خداوند فقط مي خواهد پليدي وگناه را زا شما اهل بيت دور کند وکاملاً شما را پاک سازد.
آيه مباهله [فَمَنْ حَاجَّک فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَک مِنْ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَه اللَّهِ عَلَي الْکاذِبِينَ] (آل عمران: 61)
هر گاه بعد از علم ودانشي که (درباره مسيح) به تو رسيده، (باز)کساني با تو به محاجّه وستيز برخيزند، به آنها بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت کنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنيم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنيم؛ ولعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.
وآيه در داستان واقعه غدير [يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيک مِنْ رَبِّک وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُک مِنْ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْکافِرِينَ](مائده: 67).
اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان؛ واگر نکني، رسالت او را انجام نداده اي. خداوند تو را از (خطر احتمالي) مردم نگاه مي دارد؛ وخداوند، جمعيت کافران (لجوج) را هدايت نمي کند.
وپس از وقوع غدير [الْيوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِينَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيکمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَکمْ الْإِسْلَامَ دِيناً] (مائده: 3)،
دين شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ واسلام را بعنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم.
آیه ولايت [إِنَّمَا وَلِيکمْ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يقِيمُونَ الصَّلَاه وَيؤْتُونَ الزَّکاه وَهُمْ رَاکعُون] (مائده: 55)
سرپرست و وليّ شما، تنها خداست وپيامبر او وآنها که ايمان آورده اند؛همانها که نماز را بر پا مي دارند، ودر حال رکوع، زکات مي دهند.
آيه نجوي [يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيتُمْ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَينَ يدَي نَجْوَاکمْ صَدَقَه ذَلِک خَيرٌ لَکمْ وَأَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ](مجادله : 12)
اي کساني که ايمان آورده ايد! هنگامي که مي خواهيد با رسول خدا نجوا کنيد (وسخنان در گوشي بگويد)، قبل از آن صدقه اي (در راه خدا) بدهيد؛ اين براي شما بهتر وپاکيزه تر است. واگر تواناي نداشته باشيد، خداوند آمرزنده ومهربان است.
و... بسياري آيات ديگر. لذا، نه تنها قرآن امير المؤمنين(ع) را نپذيرفتند[12] ، بلکه کوشيدند تا قرآن را مجرّد از وحي بياني بنويسند[13]
و از بيان و نشر و کتابتِ حديث پيامبر(ص) مانع شدند و به کتمان و جعل و تحريف آن پرداختند[14]
------------------ پی نوشت ------------------------

