به ياد امام زمان عجل الله فرجه الشريف

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Junior Member
Junior Member
پست: 28
تاریخ عضویت: جمعه ۱۲ بهمن ۱۳۸۶, ۲:۴۸ ب.ظ
محل اقامت: asalie2008@gmail.com
سپاس‌های دریافتی: 7 بار
تماس:

به ياد امام زمان عجل الله فرجه الشريف

پست توسط m2008 »

با عرض سلام خدمت شما دوستان :razz:

این شعر را تقدیم میکنم به تمامی دوستداران آقا ولی عصر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف :AA:

[align=center]ابا صالح التماس دعا التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش

نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش

مدینه رفتی به پا بوس قبر پیغمبر مادرت زهرا یاد ما هم باش

ابا صالح التماس دعا التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش

به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش

بغل کردی قبر مادر را در شب جمعه یاد ما هم باش

همان لحضه که بر احوالش از نوا رفتی یاد ما هم باش

ابا صالح التماس دعا التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتی چون زنی بوسه یاد ما هم باش

ابا صالح التماس دعا التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش

کنار قبر ابالفضل با صفا رفتی یاد ما هم باش

به آن شام پر بلا رفتی یاد ما هم باش

خرابه رفتی چون به پابوس آن سه ساله هم یاد ما هم باش

ابا صالح التماس دعا التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش  

و از همه شما دوستان التماس دعا :AA:
m2008
New Member
New Member
پست: 9
تاریخ عضویت: جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۸۶, ۱۰:۵۰ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 15 بار

پست توسط mahan_teh2000 »

اين شعر رو يه غروب جمعه که خيلي دلم تنگ بود گفتم:

به دل گفتم چرا با غم عجيني؟
چرا هر عصر جمعه،دل غميني؟
به ناگه اشك چشمم ناله سر داد
دلم از غصه اش فرياد سر داد
كه تو آخر نميداني،كسي هست
كه عهدي با دل هر عاشقي بست
همه گويند چرا اين دل چنين است؟!
به عصر جمعه ها عاشق غمين است
بگويم من تو را از عهد اين دل
كه فرياد دو دو صد فرياد از اين دل
همه دلها گرو در دست مولاست
همه جانهاي ما سر مست ليلاست
همان روزي كه خلوت كرده بودم
به ناگه يك ندايي را شنيدم
ندايي بود،بس جانسوز و پرخون
كه گويي او دلي دارد همه خون
دگر عشاق ما حالي ندارند
دگر با آه ما اشكي ندارند
همه در بند دنياي خودستند
چرا پيمان خود با من شكستند؟!
چرا نام مرا آهسته گويند؟
ز خجلت نام من با كس نگويند؟
چرا كس نام من از دل نگويد؟
به تزوير و ريا نامم بگويد؟
همه آلام خود،آرام و پر درد
بگفت با اين دل پر غصه و درد
گلويم پر ز بغض،مملو ز فرياد
ز پر دردي مولايم زنم داد
دو چشمانم به دردش ناله مي كرد
خدا را با كه اين بازي توان كرد؟!
كه مولايم همه درد و همه غم
وليكن يار او بي درد و بي غم!
از آن پس با دل خود عهد كردم
خوشي را بر دل خود منع كردم
به مادامي، كه مولايم غريب است
به هر جا كه روم كارم همين است:
خنده بر لب نزنم از ته دل تا به ابد
گريه بسيار كنم بر غم او تا به ابد
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: به ياد امام زمان عجل الله فرجه الشريف

پست توسط قهرمان علقمه »

كوه بايد تو را ركوع كند
ماه، بايد تو را، خضوع كند
«سرافرازي» به احترام حضور
پيش پاي شما خشوع كند
تو غذايي براي روح، اي كاش
دل به ياد تو، سدّ جوع كند
تو گل نور باغ ايماني
نور بر اصل خود رجوع كند
آن قيام بزرگ، رستاخيز
بي ظهور تو، كِي وقوع كند؟
بوي گلهاي دوستي، بايد
در تمامي جهان شيوع كند
تنگ شد عرصه ي ستم، اي كاش
منتقم، كار را شروع كند
او كه خورشيد آرزوي شماست
شايد اين روزها طلوع كند
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: به ياد امام زمان عجل الله فرجه الشريف

پست توسط قهرمان علقمه »

در یک سکوت مبهم
غرق در واژه ها هستم
نمی یابم آن اکسیر نجات بخش را
آن که اسم
اعظمش گویند
چه فرقی می کند
که آن اسم را بیابم یا نه
من صاحب اسم را یافته ام
ودر بستر عشق او آرمیده ام
من با عشق او

آتش را سرد کرده ام
نیل را شکافته ام
و به صلیب رفته ام
من مست شراب عشق اویم
و در خمار رخ زیبایش
حیران و سرگردانم
تا روز وصال

یا مهدی ادرکنی
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: به ياد امام زمان عجل الله فرجه الشريف

پست توسط قهرمان علقمه »

ببخش اگر كه قلب من لايق اين مهر تو نيست
ببخش اگر كه كوچكم بزرگيم حد تو نيست

ببخش كه رويم سيه است از اينهمه بار گناه
تقصيراز كار من است كه هيچ بدي نزد تو نيست

ببخش كه روز و شب من شده گناه و اشتباه
ببخش كه چشم تار من لايق ديدار تو نيست

ببخش كه ديوانه ام و مست ز جام مي تو
ببخش كه قلب سيهم لايق اين عشق تو نيست

بكش كه مشكل منم و مشكل گشا فقط توئي
ببخش كه حتي تن من لايق شمشير تو نيست

نفس كشيدنم شده صدا زدن به نام تو
ببخش كه حتي نفسم لايق فرياد تو نيست

بسوز اين جان مرا كآتش جانم آرزوست
ببخش اي يار مرا كه جان سزاوار تو نيست

شكسته تر ز اين مخواه كه دلشكسته ام بسي
ببخش كه قلب«منتظر» جز در تمناي تو نيست
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: به ياد امام زمان عجل الله فرجه الشريف

پست توسط قهرمان علقمه »

 حتي اگر شكوفه كند بي تو باغمان
عادت كند نبود تو را چشم آسمان
حتي اگر نفس به تو بي اعتنا شود
پروانه ها اگر كه تو را يادشان رود
آقا اجازه !... ما دلمان تنگ مي شود
آخر چرا ؟... نگو كه دعايت نميكنيم
شبهاي سرد جمعه دعايت نمي كنيم
من هر قنوت نام تو را گريه ميكنم
شب در سكوت نام تو را گريه مي كنم
كاغذ! قلم! دو چشم ورم كرده! دل! سلام
آقا اجازه ! آمده ام باز پشت بام
ها ميكنم كه گرم شود دستم از بخار
من سردم است مي كشد آغوشم انتظار
تصوير آسمان پر خش شد .......نيامدي
 
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: به ياد امام زمان عجل الله فرجه الشريف

پست توسط قهرمان علقمه »

کدام نقطه ی اين خاک زير پا ی تو نيست ؟
کدام پاره ی خورشيد آشنا ی تو نيست ؟

بگو کدام نسيم شکفته در واد ی است ؟
که ذهنش آينه بندانی از صفا ی تو نيست

کدام جاده ، بگو ، مي رساندم تا تو ؟
کدام سو ی افق را نشان پای تو نيست ؟

منم که گمشده ام ا ی عزيز پيدايم
منی که هر نفسم گريه ای برا ی تو نيست

اميد شيعه ! چرا از سفر نمي آیی ؟
که زخم کهنه ی ما را به جز دوا ی تو نيست

زمين به ماتم غيرت نشسته است آقا
چرا به بام جهان بيرق لوا ی تو نيست ؟

در انتظار تو اين جان به تنگ آمده است
بيا بيا که به سرها به جز هوا ی تو نيست
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: به ياد امام زمان عجل الله فرجه الشريف

پست توسط قهرمان علقمه »

در زندان غیبت کی شود باز؟

فقط گفتی به ما پرواز- پرواز!

در زندان غیبت کی شود باز؟



بدون تو چگونه پرگشاییم؟

برای هر عمل هستی سر آغاز



برای ما نمانده سوز و آهی

تو می گویی بخوان آواز- آواز؟



میان ما خوارج یکه تازند

کدامین ارتش و نیرو و سرباز؟!



سخن کوتاه آقا جان-غریبی

نداری یاور و دلسوز و غمساز



مرا از خواب شب بیدار گردان

ز خواب غفلت و خودبینی و ناز
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: به ياد امام زمان عجل الله فرجه الشريف

پست توسط قهرمان علقمه »

تویی تنها غریب این زمانه


کسی درد فراقت را ندارد

که دل را بر سر کویت گذارد



نیا ای معنی عشق و رهایی

کسی هرگز نگوید تو کجایی!



نیا-اینجا همه در خواب نازند

پی دنیا و پول و رقص و سازند



به اشک تو دلی هرگز نسوزد

به راه تو کسی چشمش ندوزد



تویی تنها غریب این زمانه

که آتش گیرد از قلبت زبانه



خلاصه حال و روز ما خراب است

فراقت ای گل زهرا، سراب است
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: به ياد امام زمان عجل الله فرجه الشريف

پست توسط قهرمان علقمه »

صدای حسرت و اندوه و ناله و صد آه

دل سیاه شب و بارش تلالو ماه

صدای حسرت و اندوه و ناله و صد آه



بیا که بغض فروخورده ی دلم واشد

و نور صاعقه ای ناگهان هویدا شد



دلم گرفت ولی آسمان چرا بارید؟!

ز درد و غصه من آسمان چرا نالید؟!



میان اینهمه باران دو چشم من بی تاب

که بین صاعقه ها و درخشش مهتاب...



چرا هنوز آسمان شب تار است!

و پهنه ی دل من نیز غرق در خار است



دو دست خویش پر از اشک آسمان کردم

و یک ستاره ی پر نور را نشان کردم



بیا که از غم تو عالمی است طوفانی

بیا که صاف شود این هوای بارانی
ارسال پست

بازگشت به “شعر”