امام مهدي -عجل الله تعالي فرجه الشريف- در قرآن
قال رسولالله (صلي الله عليه و آله):
«مَن ماتَ وَ لمَ يَعرِف اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مَيتَةً جاهِلية »[1]
ترديدي نيست كه تمامي مفاهيم و اعتقادات اصيل ديني در اسلام ريشه در قرآن دارد و هيچ باطلي، در اين كتاب آسماني وجود ندارد كه حق تعالي جل جلاله
فرموده: «ما قرآن را نازل كرديم و آنرا محافظت مينمائيم.»[2] و در آن همه چيز بيان گرديده و هيچ تر و خشكي نيست مگر اينكه در قرآن آمده باشد. از بيان هيچ
نكتهاي در آن كوتاهي نشده و تمامي وقايع و اتفاقات را تا زمان قيامت كبري و نفخ صور در بر دارد. قرآني كه آخرين كتاب آسماني و معجزه جاويد پيامبر اسلام است و
بيانگر تمامي مسائل و مباحث و موضوعات مورد نياز زندگي بشر است مسلما در باره موضوع مهم انقلاب جهاني حضرت وليعصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و
تحول بزرگي كه در دنيا به وسيله امام زمان و حكومت عدل و داد آن حضرت به وجود خواهد آورد، آيات و بيانات متعددي دارد ولي شناختن معارف اين كتاب آسماني و
بهرهگرفتن از سرچشمههاي زلال و شيرين آن راهي جز اين ندارد كه از مترجمان راستين و بازگوكنندگان وحي و خاندان عصمت (عليهمالسلام) بياموزيم كه :
«لا يمسّه الا المطهرون؛
به قرآن جز پاكيزگان (ائمه معصومين عليهمالسلام) كسي دست نمييابد»[3]
و از امام صادق(عليهالسلام) روايت شده كه فرمودند: «به خدا سوگند من كتاب خدا را از اول تا به آخر ميدانم چنانكه گويي در كف دست من است، [4]
در قرآن خبر آسمان و زمين، گذشته و آينده موجود است كه خداي عزوجل فرموده :
«وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ؛
ما قرآن را بر تو نازل كرديم در حاليكه بيان و توضيح همه چيز در آن است.»[5]
و نيز امام باقر(عليهالسلام) فرمودند: هيچ كس جز اوصياي پيامبر(صلي الله عليه و آله) نميتواند ادعا كند كه (علم) تمامي قرآن نزد اوست.[6] با اين بيان درمييابيم
كه قرآن و اهل بيت(عليهمالسلام) هيچ گاه از هم جدا نميشوند زيرا كه قرآن بازگوكننده حقانيت و عظمت اين خاندان است و مردم را به سوي اين حاملان علوم
الهي هدايت ميكند[7] و فقط اين چهارده نور پاكند كه حقايق و بطون اين معجزه جاويد و اين كتاب عظيم آسماني را ميدانند اما سنگينترين ضربهاي كه پس از
رحلت رسول گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله) بر پيكر بشريت وارد آمد اين بود كه خلافت و جانشيني پيامبر از حاملان وحي و اوصياي واقعي حضرتش غصب گرديد
و منصب خلافت به دست نااهلان و جاهلان افتاد.
زمانيكه غاصبان بر كرسي جانشيني پيامبر تكيه زدند و اميرالمؤمنين را از حق مسلمش محروم كردند دريافتند كه بايد مردم را از دست يابي به سند نوراني حقانيت
حضرت امير و فرزندانش محروم نمايند تا مبادا همه مردم از معارف نوراني قرآن كه همان شناخت معصومين و گنجينهداران علوم الهي است بهرهمند گردند و به عدم
حقانيت اين ظالمان پي ببرند، لذا قرآني را كه اميرالمؤمنين(عليهالسلام) گردآوري كرده بود و ويژگيهاي زيادي را چون شأن نزول، تأويلات و تطبيقات دربرداشت
نپذيرفتند.[8]
و بدين ترتيب مردم را از راه يافتن به چشمههاي زلال وحي بازداشتند و در عوض ظواهري از دين را به قصد فريب خلق الله رواج دادند از سوي ديگر پولهاي گزافي
ميدادند تا عالم نماياني از خدا بيخبر و مزدور، دروغهايي را به عنوان حديث در زمينههاي مختلف از جمله تفسير و تأويل قرآن جعل ميكنند و اذهان مردم را از
رسيدن به حقايق دور سازند.
در طول تاريخ پيوسته دشمنان حق از انتشار معارف قرآن و آشكار شدن حقايق و اسرار اين كتاب آسماني به روشهاي مختلف جلوگيري كرد تا آنجا كه عده زيادي از
اصحاب و شاگردان مكتب اهل بيت كه مفسر و مبين حقايق قرآن بودهاند را به شهادت رساندند و ياران و اصحاب پيامبر را از بازگو كردن حقايق قرآن و احاديثي كه خود
مستقيماً از آن حضرت شنيده بودند ممنوع كردند.[9] از اين رو شيعيان با وجود آن همه مشكلات و موانع علي رغم سختگيريهاي زياد مخالفان در جهت فراگيري
علوم و معارف از ائمه معصومين(عليهمالسلام) سخت تلاش كردهاند و به روايت و تدوين و نشر احاديث مربوط به آن اهتمام ورزيدهاند كه خوشبختانه مجموعههاي
ارزندهاي در اين زمينه امروز در دسترس ما قرار دارد كه هر كدام از آنها براي رهيابي به معارف ناب قرآن از اهميت والايي برخوردار است. با بررسي و تحقيق اين
مجموعههاي روايي و احاديث موجود به نكته شگفت انگيزي پي ميبريم و آن اينكه مسئله مهدويت و حكومت جهاني آن حضرت از چنان اهميت والايي برخوردار
است كه خداوند از تمامي پيامبرانش درباره او و پدران بزرگوارش پيمان گرفت.
آنان كه در اين عهد و پيمان استوار بودند در زمره پيامبران اولوالعزم قرار گرفتند و آنان كه در اين پيمان اراده نا استوار داشتند از بهشت رانده شدند[10] و خداوند توبه
ايشان را به وسيله تمسك به همين ذوات مقدسه قبول فرمودند و مقام قرب را به ايشان بازگرداند.[11] بنابراين موضوع مهدويت از ابتداي هبوط حضرت آدم تا پايان
نبوت حضرت خاتم(صلي الله عليه و آله) در لسان تمامي پيامبران الهي و در تمام كتب آسماني به چشم ميخورد و بشارت دادن به حكومت جهاني آن حضرت و
استيلاي صالحان بر زمين و پادشاهي عدل و داد جزء اصلي متن كتابهاي آسماني و برنامههاي پيامبران بوده و كتب آسماني همچون قرآن، تورات، انجيل، زبور و ...
آكنده از اين بشارات است كه انبياء الهي به امتهايشان بيان فرمودهاند.
البته در تعيين مصداق آن مصلح، عبارتها مختلف و الفاظ متفاوت است ولي اصل ظهور يك مصلح واقعي و تشكيل حكومتي واحد كه از مرز عدالت بيرون نرود، مورد
قبول تمام ملل و اديان آسماني و غير آسماني عالم است همچنين قرآن كريم نيز در بيش از يكصد و سي آيه به اين معنا اشاره فرموده و
اعلام داشته كه اراده و خواست خداوند متعال بر اين است كه دوران حكومتهاي ظالم و ستمگر به پايان رسد و بساط پيروان آنها را برچيده شود و حتما بندگان صالح
خويش را در سراسر دنيا حكومت دهد.[12] تا قوانين اسلام را به طور كامل و همه جانبه در اين كره خاكي اجرا سازند و سعادت بشر را تضمين و تأمين نمايند.
[align=left]به اميد روزي كه حضرت وليعصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از زندان غيبت به در آيد و عالم به نورش روشن شود.
[align=left]اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[2] - سوره حجر، آيه 9.
[3] - سوره واقعه، آيه 79.
[4] - سوره نحل، آيه 89.
[5] - كافي: كتاب الحجه: باب 34.
[6] - امام صادق(عليهالسلام) فرمودند: مراد از «ان هذا القرآن يهدي للتي هي اقوم» اين است كه قرآن مردم را به سوي امام هدايت ميكند. (كافي: ج 1، ص 31)
[7] - بصائر الدرجات: ص 213 – كافي: كتاب الحجه: ص 34.
[8] -. احتجاج: ج 1، ص 225.
[9] - تذكرة الحفاظ، شمس الدين ذهبي: ج 1، ص 4.
[10] - تفسير قمي: ج 2، ص 66.
[11] - تفسير نور الثقلين: ج 1، ص 149 – تفسير صافي: جزءاول، ص 186.
[12] - سوره قصص، آيه 5.
