.::. وظايف منتظران در عصر غيبت .::.
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
32- سرودن و خواندن شعر در فضايل و مناقب آن حضرت عليه السلام
سرودن و خواندن شعر در فضايل و مناقب آن جناب زيرا كه اين دو عمل نوعي از ياري كردن امام به شمار مي رود. و دليل بر اين است كه آنچه در كتاب وسائل به طور مسند روايت گرديده كه حضرت صادق عليه السلام فرمود:
هركس درباره ما يك بيت شعر بگويد، خداوند براي او خانه اي در بهشت خواهد ساخت. (1)
و از آن حضرت است كه فرمود:
هيچ كس درباره ما بيت شعري نگويد، مگر اين كه به روح القدس تأييد و ياري شده باشد.(2)
و از حضرت رضا عليه السلام روايت است كه فرمود:
هر فرد مؤمني كه درباره ما شعري بسرايد كه ما را به آن مدح گويد، خداوند براي او در بهشت منزلگاهي خواهد ساخت كه هفت برابر وسعت دنيا باشد، كه هر فرشته مقرب و هر پيغمبر فرستاده شده اي او را در آنجا ديدار خواهد كرد. (3)
شايد اين اختلاف ثواب ها از جهت متفاوت بودن شاعران در شناخت امامان و مراتب ايمان آنان باشد .
و از زراره روايت آمده كه گفت: كميت بن زيد بر حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام وارد شد، من نيز در آن محضر شرفياب بودم، كميت قصيده «من لقلب متيم مستهام...» را بر آن جناب خواند، هنگامي كه قصيده را به پايان رسانيد، امام باقر عليه السلام به كميت فرمود:
تا وقتي كه درباره ما شعر مي گويي، پيوسته به روح القدس تأييد مي شوي. (4)
33- قيام، هنگام ياد شدن نام يا القاب آن حضرت عليه السلام
بپا خاستن هنگام ياد شدن نام يا القاب شريف آن حضرت عليه السلام، كه سيره و شيوه شيعيان دوازده امامي بر همين اساس بوده و شاهد بر اين ، اضافه بر تعظيم و احترام بودن اين عمل كه خود مطلوب است، روايتي است كه يكي از علماي اعلام در كتاب النجم الثاقب از سيد عبدالله نواده سيد نعمت الله جزائري آورده، كه در بعضي روايات چنين يافته است كه :
روزي حضرت صاحب الزمان عليه السلام در مجلس امام صادق عليه السلام ياد شد، پس امام صادق عليه السلام به منظور احترام و تعظيم اسم آن حضرت بپا ايستاد. (5)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1)وسائل الشيعه ، 10/ 476، ح1
(2) وسائل الشيعه، 10 / 467، ح2
(3)وسائل الشيعه، 10 / 476، ح3
(4) همان ، حديث 4
(5) بحار الانوار، 44/ 278
سرودن و خواندن شعر در فضايل و مناقب آن جناب زيرا كه اين دو عمل نوعي از ياري كردن امام به شمار مي رود. و دليل بر اين است كه آنچه در كتاب وسائل به طور مسند روايت گرديده كه حضرت صادق عليه السلام فرمود:
هركس درباره ما يك بيت شعر بگويد، خداوند براي او خانه اي در بهشت خواهد ساخت. (1)
و از آن حضرت است كه فرمود:
هيچ كس درباره ما بيت شعري نگويد، مگر اين كه به روح القدس تأييد و ياري شده باشد.(2)
و از حضرت رضا عليه السلام روايت است كه فرمود:
هر فرد مؤمني كه درباره ما شعري بسرايد كه ما را به آن مدح گويد، خداوند براي او در بهشت منزلگاهي خواهد ساخت كه هفت برابر وسعت دنيا باشد، كه هر فرشته مقرب و هر پيغمبر فرستاده شده اي او را در آنجا ديدار خواهد كرد. (3)
شايد اين اختلاف ثواب ها از جهت متفاوت بودن شاعران در شناخت امامان و مراتب ايمان آنان باشد .
و از زراره روايت آمده كه گفت: كميت بن زيد بر حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام وارد شد، من نيز در آن محضر شرفياب بودم، كميت قصيده «من لقلب متيم مستهام...» را بر آن جناب خواند، هنگامي كه قصيده را به پايان رسانيد، امام باقر عليه السلام به كميت فرمود:
تا وقتي كه درباره ما شعر مي گويي، پيوسته به روح القدس تأييد مي شوي. (4)
33- قيام، هنگام ياد شدن نام يا القاب آن حضرت عليه السلام
بپا خاستن هنگام ياد شدن نام يا القاب شريف آن حضرت عليه السلام، كه سيره و شيوه شيعيان دوازده امامي بر همين اساس بوده و شاهد بر اين ، اضافه بر تعظيم و احترام بودن اين عمل كه خود مطلوب است، روايتي است كه يكي از علماي اعلام در كتاب النجم الثاقب از سيد عبدالله نواده سيد نعمت الله جزائري آورده، كه در بعضي روايات چنين يافته است كه :
روزي حضرت صاحب الزمان عليه السلام در مجلس امام صادق عليه السلام ياد شد، پس امام صادق عليه السلام به منظور احترام و تعظيم اسم آن حضرت بپا ايستاد. (5)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1)وسائل الشيعه ، 10/ 476، ح1
(2) وسائل الشيعه، 10 / 467، ح2
(3)وسائل الشيعه، 10 / 476، ح3
(4) همان ، حديث 4
(5) بحار الانوار، 44/ 278

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
33- گريستن و گريانيدن و خود را به گريه كننده گان شبيه نمودن بر فراق آن حضرت عليه السلام
در بحار به نقل از امالي شيخ طوسي از مولايمان حضرت امام حسين بن علي عليه السلام آورده كه فرمود:
هيچ بنده اي نيست كه چشمانش قطره اي اشك بر ما بريزد ، يا اينكه ديدگانش به خاطر ما اشك آلود گردد، مگر اينكه خداي تعالي به سبب آن ، سالها او را در بهشت جاي دهد.(1)
و شيخ طوسي در كتاب غيبت به سند خود ، از مفضل آورده كه گفت: شنيدم حضرت ابي عبدالله عليه السلام مي فرمود:
مبادا دم برآوريد، همانا به خدا سوگند! امام شما سالهايي از دورانتان را غايب خواهد ماند و ياد او خاموش مي گردد، تا آن جا كه گفته مي شود: مرده، كشته شده، (هلاك گشته) به كدام وادي رفته؟! البته ديدگان مؤمنين بر او گريان خواهد گشت و واژگون خواهيد شد، همچنان كه كشتي ها بر اثر امواج دريا واژگون مي گردند، پس نجات نخواهد يافت مگر كسي كه خداوند پيمان از او گرفته و ايمان در دلش ثبت نموده و به روحي از سوي خود تأييدش فرموده است.... .(2)
34- دعا در زمان غيبت آن حضرت عليه السلام
دعايي است كه سيد بن طاووس رحمه الله در كتاب «مهج الدعوات» آورده ، در حديثي كه غيبت حضرت مهدي عليه السلام در آن ياد شده، راوي گويد: عرض كردم:
شيعيانت چه كار كنند؟ فرمود: برشما باد به دعا كردن و انتظار فرج كشيدن، تا آن جا كه گويد: عرضه داشتم :
به چه چيزي دعا كنيم؟ فرمود ميگويي:
«اللهم أنت عرفتني نفسك و عرفتني رسولك و عرفتني ملائكتك و عرفتني نبيك و عرفتني ولاة أمرك. اللهم لا آخذ إلا ما أعطيت و لا أوقي إلا ما وقيت. اللهم لا تغييني عن منازل أوليائك و لا تزغ قلبي بعد اذ هديتني. اللهم اهدني لولاية من فرضت طاعته.»
خدايا ! تو خودت و فرستاده است و فرشتگانت و پيغمبرت و واليان امرت را به من شناسانيدي، خدايا! من نگيرم جز آنچه تو عطا كني و هيچ نگه دارنده اي جز تو برايم نيست. خدايا! مرا از منازل دوستانت دور مگردان و دلم را پس از آن كه هدايت كرده اي، منحرف منماي. خدايا! مرا به ولايت كسي كه اطاعتش را بر من واجب ساخته اي، هدايت فرما.(3)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) بحار الانوار/ 44، 279/ ح8
(2) غيبت، 204
(3) مهج الدعوات، 332
در بحار به نقل از امالي شيخ طوسي از مولايمان حضرت امام حسين بن علي عليه السلام آورده كه فرمود:
هيچ بنده اي نيست كه چشمانش قطره اي اشك بر ما بريزد ، يا اينكه ديدگانش به خاطر ما اشك آلود گردد، مگر اينكه خداي تعالي به سبب آن ، سالها او را در بهشت جاي دهد.(1)
و شيخ طوسي در كتاب غيبت به سند خود ، از مفضل آورده كه گفت: شنيدم حضرت ابي عبدالله عليه السلام مي فرمود:
مبادا دم برآوريد، همانا به خدا سوگند! امام شما سالهايي از دورانتان را غايب خواهد ماند و ياد او خاموش مي گردد، تا آن جا كه گفته مي شود: مرده، كشته شده، (هلاك گشته) به كدام وادي رفته؟! البته ديدگان مؤمنين بر او گريان خواهد گشت و واژگون خواهيد شد، همچنان كه كشتي ها بر اثر امواج دريا واژگون مي گردند، پس نجات نخواهد يافت مگر كسي كه خداوند پيمان از او گرفته و ايمان در دلش ثبت نموده و به روحي از سوي خود تأييدش فرموده است.... .(2)
34- دعا در زمان غيبت آن حضرت عليه السلام
دعايي است كه سيد بن طاووس رحمه الله در كتاب «مهج الدعوات» آورده ، در حديثي كه غيبت حضرت مهدي عليه السلام در آن ياد شده، راوي گويد: عرض كردم:
شيعيانت چه كار كنند؟ فرمود: برشما باد به دعا كردن و انتظار فرج كشيدن، تا آن جا كه گويد: عرضه داشتم :
به چه چيزي دعا كنيم؟ فرمود ميگويي:
«اللهم أنت عرفتني نفسك و عرفتني رسولك و عرفتني ملائكتك و عرفتني نبيك و عرفتني ولاة أمرك. اللهم لا آخذ إلا ما أعطيت و لا أوقي إلا ما وقيت. اللهم لا تغييني عن منازل أوليائك و لا تزغ قلبي بعد اذ هديتني. اللهم اهدني لولاية من فرضت طاعته.»
خدايا ! تو خودت و فرستاده است و فرشتگانت و پيغمبرت و واليان امرت را به من شناسانيدي، خدايا! من نگيرم جز آنچه تو عطا كني و هيچ نگه دارنده اي جز تو برايم نيست. خدايا! مرا از منازل دوستانت دور مگردان و دلم را پس از آن كه هدايت كرده اي، منحرف منماي. خدايا! مرا به ولايت كسي كه اطاعتش را بر من واجب ساخته اي، هدايت فرما.(3)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) بحار الانوار/ 44، 279/ ح8
(2) غيبت، 204
(3) مهج الدعوات، 332

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
35- شناختن علامت هاي ظهور آن حضرت عليه السلام
به فرموده امام صادق عليه السلام است، در خبر عمر بن ابان كه در حديث صحيحي در كافي روايت آمده كه فرمود: علامت را بشناس، پس هرگاه آن را شناختي پيش افتادن يا تأخير كردن اين امر تو را ضرر نرساند... .
علاوه بر اين كه ائمه طاهرين عليه السلام علامتهايي را كه خداي تعالي براي ظهور حضرت قائم عليه السلام قرار داده بيان فرموده اند، تا راستگو از دروغگو معلوم شود و در قسمتي از روايات وقوع بعضي از رويدادهاي فتنه انگيز را خبر داده اند، كه گمراهان به سبب آنها به فتنه مي افتند،
ولي آنان كه احاديث امامان را روايت كرده اند و كساني كه از پيش وقايعي كه امامان عليه السلام خبر داده اند، شنيده و دانسته باشند، به فتنه نمي افتند و گمراه نمي شوند، زيرا كه آنها به سبب شناختن علايم بر اساس روايات رسيده از امامانشان عليه السلام راستگو را از دروغگو تشخيص مي دهند، نمي بينيد بسياري از كساني كه از دين روي تافتند و مرتد شدند و دنبال گمراه كنندگان ملحد افتادند، چه در زمان ما و چه پيش ازاين زمان ، مرتد شدن و گمراهيشان به سبب ندانستن علايم ظهور حضرت صاحب الامر عليه السلام و ويژگي هاي آن جناب بوده است؟!
36- زيارت مشاهد رسول خدا و ائمه معصومين عليهم السلام به نيابت از مولايمان صاحب الزمان عليه السلام
به آنچه علامه مجلسي در مزار بحار به نقل از مؤلف مزار كبير حكايت نموده، و اين است عبارت حكايت شده :
و حضرت ابوالحسن عسكري عليه السلام زيارت كننده اي را از سوي خود به مشهد حضرت ابي عبدالله عليه السلام فرستاد، پس فرمود:
براي خداوند جاهايي است كه دوست مي دارد در آنها دعا شود كه اجابت فرمايد، و البته حائر امام حسين عليه السلام از آنجاهاست.(1)
37- تجديد بيعت با آن حضرت عليه السلام بعد از فرائض همه روزه و هر جمعه
از دلايل وجوب بيعت با تمام ائمه عليهم السلام روايتي است كه در احتجاج در خطبه روز غدير روايت آمده كه رسول خدا صلي الله عليه و اله مردم را به بيعت كردن با امير المؤمنين و حسن و حسين و امامان عليهم السلام از فرزندان حسين عليه السلام امر فرمود، و عهد و پيمان به اطاعت ايشان را به مردم تلقين كرد، با اينكه امامان معاصر اهل آن زمان نبودند، و اين نبود جز به خاطر وجوب التزام مردم با دل و زبان و تعهد و پيمان محكمشان به پيروي و ياري و نثار كردن جان و مال در راه آنان و فرمانبرداري از دستورات ايشان عليهم السلام.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) بحار/ 102/ 257
به فرموده امام صادق عليه السلام است، در خبر عمر بن ابان كه در حديث صحيحي در كافي روايت آمده كه فرمود: علامت را بشناس، پس هرگاه آن را شناختي پيش افتادن يا تأخير كردن اين امر تو را ضرر نرساند... .
علاوه بر اين كه ائمه طاهرين عليه السلام علامتهايي را كه خداي تعالي براي ظهور حضرت قائم عليه السلام قرار داده بيان فرموده اند، تا راستگو از دروغگو معلوم شود و در قسمتي از روايات وقوع بعضي از رويدادهاي فتنه انگيز را خبر داده اند، كه گمراهان به سبب آنها به فتنه مي افتند،
ولي آنان كه احاديث امامان را روايت كرده اند و كساني كه از پيش وقايعي كه امامان عليه السلام خبر داده اند، شنيده و دانسته باشند، به فتنه نمي افتند و گمراه نمي شوند، زيرا كه آنها به سبب شناختن علايم بر اساس روايات رسيده از امامانشان عليه السلام راستگو را از دروغگو تشخيص مي دهند، نمي بينيد بسياري از كساني كه از دين روي تافتند و مرتد شدند و دنبال گمراه كنندگان ملحد افتادند، چه در زمان ما و چه پيش ازاين زمان ، مرتد شدن و گمراهيشان به سبب ندانستن علايم ظهور حضرت صاحب الامر عليه السلام و ويژگي هاي آن جناب بوده است؟!
36- زيارت مشاهد رسول خدا و ائمه معصومين عليهم السلام به نيابت از مولايمان صاحب الزمان عليه السلام
به آنچه علامه مجلسي در مزار بحار به نقل از مؤلف مزار كبير حكايت نموده، و اين است عبارت حكايت شده :
و حضرت ابوالحسن عسكري عليه السلام زيارت كننده اي را از سوي خود به مشهد حضرت ابي عبدالله عليه السلام فرستاد، پس فرمود:
براي خداوند جاهايي است كه دوست مي دارد در آنها دعا شود كه اجابت فرمايد، و البته حائر امام حسين عليه السلام از آنجاهاست.(1)
37- تجديد بيعت با آن حضرت عليه السلام بعد از فرائض همه روزه و هر جمعه
از دلايل وجوب بيعت با تمام ائمه عليهم السلام روايتي است كه در احتجاج در خطبه روز غدير روايت آمده كه رسول خدا صلي الله عليه و اله مردم را به بيعت كردن با امير المؤمنين و حسن و حسين و امامان عليهم السلام از فرزندان حسين عليه السلام امر فرمود، و عهد و پيمان به اطاعت ايشان را به مردم تلقين كرد، با اينكه امامان معاصر اهل آن زمان نبودند، و اين نبود جز به خاطر وجوب التزام مردم با دل و زبان و تعهد و پيمان محكمشان به پيروي و ياري و نثار كردن جان و مال در راه آنان و فرمانبرداري از دستورات ايشان عليهم السلام.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) بحار/ 102/ 257

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
38- صله آن حضرت عليه السلام به وسيله مال
به اين كه مؤمن بخشي از دارايي خود را براي امام زمانش (عج) هديه كند و هر سال به اين عمل مداومت نمايد و در اين عمل شريف، غني و فقير و حقير و شريف و مرد و زن يكسانند، الا اين كه ثروتمند به مقدار توانايي اش تكليف دارد و فقير به مقدار استطاعت خود مكلف مي گردد. خداي عزوجل فرمود:
« لا يكلف الله نفسا إلا ما آتيها»(1)
[align=center]خداوند هيچ كس را جز به مقدار توانس تكليف
و در روايات مقدار معيني براي مصرف مال در آن جهت شريف بيان نگرديده، چون ظاهرا اين عمل از مستحبات مؤكده اي است كه در سخنان امامان به عنوان «فريضه» از آن تعبير شده است.
آنچه شيخ كليني در كافي به سند خود روايت آورده از حضرت ابي عبدالله امام صادق عليه السلام كه فرمود:
«هيچ چيز نزد خداوند محبوب تر از اختصاص دادن درهم به امام عليه السلام نيست، و به درستي كه خداوند درهم را براي او (پرداخت كننده) در بهشت همچون كوه احد قرار دهد. »
پس امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند در كتابش فرموده است:
« من ذا الذي يقرض الله قرضا حسنا فيضاعفه له أضعافا كثيرة »
[align=center]چه كسي به خداوند وامي نيكو مي دهد تا خداوند (عوض) وام را چندين برابر ، بسيار سازد.
امام فرمود: به خدا سوگند! كه اين در خصوص صله امام است. (3)
39- صله شيعيان و دوستان صالح امامان عليهم السلام به وسيله مال
بدين جهت اين عمل را بطور جداگانه ذكر كرديم كه در بعضي از نصوص وارد شده و به آن ترغيب گرديده است، چنان كه در من لا يحضره الفقيه آمده كه امام صادق عليه السلام فرمود:
«هر كس نتواند مارا صله نمايد، بايد دوستان (شيعيان) صالح ما را صله كند كه ثواب صله ما براي او نوشته مي شود و هر كس نتواند ما را زيارت كند، صالحين از دوستانمان را ديدار نمايد ثواب زيارت ما برايش نوشته مي شود»
40- خوشحال كردن مؤمنين
روايتي كه در كافي از امام صادق عليه السلام آمده كه فرمود:
« كسي از شما نپندارد كه چنان كه مؤمني را شاد و مسرور نمايد تنها او را شادمان كرده، بلكه والله ما را خوشحال ساخته بلكه سوگند به خدا رسول خدا صلي الله عليه و اله را خوشحال نموده است» (4)
و درهمان كتاب به سند خود از امام صادق عليه السلام آمده كه فرمود:
«هر كس مؤمني را شاد نمايد رسول خدا صلي الله عليه و اله را مسرور نموده ، و هر كس بر رسول خدا صلي الله عليه و اله سرور وارد كند آن سرور را به خداوند رسانيده و همين طور است هر كه بر مؤمن اندوهي وارد كند. » (5)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) طلاق/ 7
(2) بقره/ 245
(3) اصول كافي / 1/ 537
(4) اصول كافي/ 2/ 189
(5) اصول كافي/ 2، 192
به اين كه مؤمن بخشي از دارايي خود را براي امام زمانش (عج) هديه كند و هر سال به اين عمل مداومت نمايد و در اين عمل شريف، غني و فقير و حقير و شريف و مرد و زن يكسانند، الا اين كه ثروتمند به مقدار توانايي اش تكليف دارد و فقير به مقدار استطاعت خود مكلف مي گردد. خداي عزوجل فرمود:
« لا يكلف الله نفسا إلا ما آتيها»(1)
[align=center]خداوند هيچ كس را جز به مقدار توانس تكليف
و در روايات مقدار معيني براي مصرف مال در آن جهت شريف بيان نگرديده، چون ظاهرا اين عمل از مستحبات مؤكده اي است كه در سخنان امامان به عنوان «فريضه» از آن تعبير شده است.
آنچه شيخ كليني در كافي به سند خود روايت آورده از حضرت ابي عبدالله امام صادق عليه السلام كه فرمود:
«هيچ چيز نزد خداوند محبوب تر از اختصاص دادن درهم به امام عليه السلام نيست، و به درستي كه خداوند درهم را براي او (پرداخت كننده) در بهشت همچون كوه احد قرار دهد. »
پس امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند در كتابش فرموده است:
« من ذا الذي يقرض الله قرضا حسنا فيضاعفه له أضعافا كثيرة »
[align=center]چه كسي به خداوند وامي نيكو مي دهد تا خداوند (عوض) وام را چندين برابر ، بسيار سازد.
امام فرمود: به خدا سوگند! كه اين در خصوص صله امام است. (3)
39- صله شيعيان و دوستان صالح امامان عليهم السلام به وسيله مال
بدين جهت اين عمل را بطور جداگانه ذكر كرديم كه در بعضي از نصوص وارد شده و به آن ترغيب گرديده است، چنان كه در من لا يحضره الفقيه آمده كه امام صادق عليه السلام فرمود:
«هر كس نتواند مارا صله نمايد، بايد دوستان (شيعيان) صالح ما را صله كند كه ثواب صله ما براي او نوشته مي شود و هر كس نتواند ما را زيارت كند، صالحين از دوستانمان را ديدار نمايد ثواب زيارت ما برايش نوشته مي شود»
40- خوشحال كردن مؤمنين
روايتي كه در كافي از امام صادق عليه السلام آمده كه فرمود:
« كسي از شما نپندارد كه چنان كه مؤمني را شاد و مسرور نمايد تنها او را شادمان كرده، بلكه والله ما را خوشحال ساخته بلكه سوگند به خدا رسول خدا صلي الله عليه و اله را خوشحال نموده است» (4)
و درهمان كتاب به سند خود از امام صادق عليه السلام آمده كه فرمود:
«هر كس مؤمني را شاد نمايد رسول خدا صلي الله عليه و اله را مسرور نموده ، و هر كس بر رسول خدا صلي الله عليه و اله سرور وارد كند آن سرور را به خداوند رسانيده و همين طور است هر كه بر مؤمن اندوهي وارد كند. » (5)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) طلاق/ 7
(2) بقره/ 245
(3) اصول كافي / 1/ 537
(4) اصول كافي/ 2/ 189
(5) اصول كافي/ 2، 192

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
41- خيرخواهي براي آن حضرت عليه السلام
در كافي به سند صحيحي از حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام ، آمده كه :
رسول خدا صلي الله عليه و اله فرمود: خداي عزوجل به هيچ دوست خود كه جانش را به اطاعت و خيرخواهي امامش به زحمت انداخته نظر نيفكند مگر اين كه او در رفيق اعلي (دسته پيغمبران و صديقان و شهدا و صالحين كه در بهشت قرين هم باشند) با ما باشند.(1)
42- زيارت كردن آن حضرت عليه السلام
به وسيله توجه نمودن به آن جناب و سلام كردن بر او در هر مكان و زمان به طور عموم، و در بعضي از جاها و زمان ها به طور خاص.
43- ديدار مؤمنين صالح و سلام كردن بر آنان
به قصد نايل شدن به فضيلت و فيض زيارت آن حضرت و سلام كردن بر آن جناب عليه السلام .
44- درود فرستادن بر آن حضرت عليه السلام
اين كه درود و صلوات از اقسام دعا كردن است، پس تمام آنچه در فضيلت دعا براي آن حضرت رسيده شامل آن نيز مي شود، چون صلوات از ناحيه ما درخواست رحمت از خداوند عزوجل است، و با رحمت او امور دنيا و آخرت سامان مي گيرد.
بنابراين هر گاه ما براي امام زمانمان عليه السلام درود فرستيم به اين كه بگوييم: «اللهم صل علي مولانا و سيدنا صاحب الزمان» يا با امثال اين عبارت صلوات بفرستيم ، اين كار طلب رحمت براي آن حضرت است در تمام اموري كه در دنيا و آخرت متعلق به او است. پس در اين خواسته ما از خداوند طلب كردن حفظ آن جناب و حفظ ياران و دوستانش از هر گونه گزند و در خواست هر گونه هم و غم از قلب مقدسش و دل دوستانش و تقاضاي تعجيل فرج و ظهورش، و موجبات خشنودي اش از جهت پيروزي بر دشمنان دين و برپاسازي كارهاي نيك و گسترش عدل در سراسر زمين، و رستگاري پيروان و مؤمنان به واسطه آن حضرت به بهشت، و ... از اقسام مختلف رحمت واسعه الهي كه به اولياي خود اختصاص داده و شماره آنها را كسي جز خودش نميداند، در اين صلوات ما نهفته است.
از درگاه خداي تعالي خواهانيم كه ما را از ياران مولايمان صاحب الزمان عليه السلام قرار دهد و از دوستانش كه در دنيا و آخرت عنايتش را به آنان ا ختصاص مي دهد محسوب فرمايد، كه او نزديك و اجابت كننده دعااست.
45-هديه كردن ثواب نماز به آن جناب عليه السلام
ابو محمد صيمري حديث آورد، گفت: حديث كرد ما را ابوعبدالله احمد بن عبدالله بجلي به سندي كه به امامان عليهم السلام بالا برده كه فرمودند:
هر كس ثواب نماز خود را براي رسول خدا و اميرالمؤمنين و اوصياي بعد از آن حضرت عليه السلام قرار دهد، خداوند ثواب نمازش را آنقدر افزايش مي دهد كه از شمارش آن نفس قطع مي گردد و پيش از آن كه روحش از بدنش برآيد به او گفته مي شود: اي فلان ! هديه تو به ما رسيد، پس امروز روز پاداش و تلافي كردن نيكي هاي تو است، دلت خوش و چشمت روشن باد به آنچه خداوند برايت مهيا فرموده، و گوارايت باد آنچه را به آن رسيدي. راوي گويد: (به امام عليه السلام) عرض كردم چگونه نمازش را هديه نمايد و چه بگويد؟ فرمود: نيت مي كند ثواب نمازش را براي رسول خدا صلي الله عليه و اله .... (2)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) اصول كافي، 1/404
(2) جمال الاسبوع/15
در كافي به سند صحيحي از حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام ، آمده كه :
رسول خدا صلي الله عليه و اله فرمود: خداي عزوجل به هيچ دوست خود كه جانش را به اطاعت و خيرخواهي امامش به زحمت انداخته نظر نيفكند مگر اين كه او در رفيق اعلي (دسته پيغمبران و صديقان و شهدا و صالحين كه در بهشت قرين هم باشند) با ما باشند.(1)
42- زيارت كردن آن حضرت عليه السلام
به وسيله توجه نمودن به آن جناب و سلام كردن بر او در هر مكان و زمان به طور عموم، و در بعضي از جاها و زمان ها به طور خاص.
43- ديدار مؤمنين صالح و سلام كردن بر آنان
به قصد نايل شدن به فضيلت و فيض زيارت آن حضرت و سلام كردن بر آن جناب عليه السلام .
44- درود فرستادن بر آن حضرت عليه السلام
اين كه درود و صلوات از اقسام دعا كردن است، پس تمام آنچه در فضيلت دعا براي آن حضرت رسيده شامل آن نيز مي شود، چون صلوات از ناحيه ما درخواست رحمت از خداوند عزوجل است، و با رحمت او امور دنيا و آخرت سامان مي گيرد.
بنابراين هر گاه ما براي امام زمانمان عليه السلام درود فرستيم به اين كه بگوييم: «اللهم صل علي مولانا و سيدنا صاحب الزمان» يا با امثال اين عبارت صلوات بفرستيم ، اين كار طلب رحمت براي آن حضرت است در تمام اموري كه در دنيا و آخرت متعلق به او است. پس در اين خواسته ما از خداوند طلب كردن حفظ آن جناب و حفظ ياران و دوستانش از هر گونه گزند و در خواست هر گونه هم و غم از قلب مقدسش و دل دوستانش و تقاضاي تعجيل فرج و ظهورش، و موجبات خشنودي اش از جهت پيروزي بر دشمنان دين و برپاسازي كارهاي نيك و گسترش عدل در سراسر زمين، و رستگاري پيروان و مؤمنان به واسطه آن حضرت به بهشت، و ... از اقسام مختلف رحمت واسعه الهي كه به اولياي خود اختصاص داده و شماره آنها را كسي جز خودش نميداند، در اين صلوات ما نهفته است.
از درگاه خداي تعالي خواهانيم كه ما را از ياران مولايمان صاحب الزمان عليه السلام قرار دهد و از دوستانش كه در دنيا و آخرت عنايتش را به آنان ا ختصاص مي دهد محسوب فرمايد، كه او نزديك و اجابت كننده دعااست.
45-هديه كردن ثواب نماز به آن جناب عليه السلام
ابو محمد صيمري حديث آورد، گفت: حديث كرد ما را ابوعبدالله احمد بن عبدالله بجلي به سندي كه به امامان عليهم السلام بالا برده كه فرمودند:
هر كس ثواب نماز خود را براي رسول خدا و اميرالمؤمنين و اوصياي بعد از آن حضرت عليه السلام قرار دهد، خداوند ثواب نمازش را آنقدر افزايش مي دهد كه از شمارش آن نفس قطع مي گردد و پيش از آن كه روحش از بدنش برآيد به او گفته مي شود: اي فلان ! هديه تو به ما رسيد، پس امروز روز پاداش و تلافي كردن نيكي هاي تو است، دلت خوش و چشمت روشن باد به آنچه خداوند برايت مهيا فرموده، و گوارايت باد آنچه را به آن رسيدي. راوي گويد: (به امام عليه السلام) عرض كردم چگونه نمازش را هديه نمايد و چه بگويد؟ فرمود: نيت مي كند ثواب نمازش را براي رسول خدا صلي الله عليه و اله .... (2)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) اصول كافي، 1/404
(2) جمال الاسبوع/15

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
46- دادخواهي و توجه نمودن و عرض حاجت بر آن حضرت عليه السلام
آن جناب فريادرس خلق است، و آن حضرت حصار محكم امت و فريادرس هر بيچاره درمانده و پناه گريختگان و نجات دهنده بيمناكان و نگهبان مصونيت خواهان است،
در زيارت جامعه چنين آمده:
«فاز من تمسك بكم و أمن من لجأ إليكم» .
هر كس به شما تسمك جست رستگار و پيروز شد و هر كس به شما پناه آورد (از كج روي و بربختي هر دو سراي) ايمن گشت. (1)
و شواهد بسيار بر اين مطلب هست، بلكه مي توان گفت: وظيفه رعيت آن است كه در مهمات و جهت دفع دشمنانشان در هر زمان به رئيس خود مراجعه كنند،
همچنان كه همواره اين عادت و شيوه اهل ولايت و عرفان بوده است، كه شكوه ها و حوايج خود را بر امامان عليهم السلام خود عرضه مي نموندند،
و شاهد بر اين مطلب روايتي است كه سيد اجل علي بن طاووس در كتاب كشف المحجة به نقل از كتاب رسائل شيخ اقدم محمد بن يعقوب كليني از كسي كه نامش
را برده چنين آورده است:
به حضرت ابوالحسن امام هادي -عليه السلام- نوشتم : شخصي مايل است حاجات خصوصي و اسراري را با امام خويش در ميان گذارد همان گونه كه دوست دارد
با پروردگارش بازگويد، پس آن حضرت در جواب نوشت:
اگر حاجتي داشتي، پس لب هايت را (به شكل گفتن آن) حركت بده كه همانا جواب به تو خواهد رسيد.
47- دعوت كردن مردم به آن حضرت
دعوت به آن حضرت عليه السلام چهار راه دارد:
اول: دعوت كردن به وسيله حكمت علمي، با بيان وجوب معرفت كسي كه به سوي او دعوت مي شود و چگونگي معرفت و وسايل آن و بيان صفات و ويژگي ها و
فضايل و نشانه هاي آن شخص حاصل مي گردد، و نيز بيان وظايف مردم نسبت به او، و ياد كردن آنچه مايه تقرب يافتن به او است، و مانند اين ها ...
دوم: دعوت كردن به وسيله حكمت عملي، با مواظبت و مراقبت دعوت كننده در آنچه وظيفه اوست و در هر مرتبه از مراتب ياد شده و اهتمام ورزيدن به آنچه
مردم را به رغبت در رعايت حقوق امام و تكميل معرفت او بر مي انگيزد حاصل مي شود، تا شخص عارف و آشناي به امام عليه السلام به اين دعوت كننده تأسي
جويد، و شخص نادان به كنجكاوي و پرسش بپردازد. و اين گونه دعوت تأثير بسزايي در دلها مي گذارد و براي تحقق يافتن مقصود امتياز ويژه اي دارد،
لذا امام صادق عليه السلام فرموده است:
با غير زبانتان دعوت كننده مردم باشيد.(يعني با اعمالتان)
سوم: دعوت كننده به وسيله موعظه نيكو، با نصيحت و ترغيب و هشدار و بيان آنچه بر شناخت حجت و رعايت حقوق او از ثواب ها مترتب مي شود و آنچه بر
نشناختن او واگذاردن پيروي از او و سهل انگاري در اداي حقوقش از گرفتاري و عقوبت ها پيش مي آيد و امثال اين ها ...
چهارم : مناظره به بهترين وجه ، از امام صادق عليه السلام روايت آمده كه : يعني به وسيله قرآن .
و از امام حسن عسكري عليه السلام روايتي آمده كه حاصلش اين است :
اين مجادله به وسيله دليل و برهان است، بي آنكه حقي را رد كني يا باطلي را مدعي شوي. (2)
-----------------------------------------------------
(1)بحار الانوار/ 102/ 130
(2) تفسير البرهان/ 3، 253/ ح2
آن جناب فريادرس خلق است، و آن حضرت حصار محكم امت و فريادرس هر بيچاره درمانده و پناه گريختگان و نجات دهنده بيمناكان و نگهبان مصونيت خواهان است،
در زيارت جامعه چنين آمده:
«فاز من تمسك بكم و أمن من لجأ إليكم» .
هر كس به شما تسمك جست رستگار و پيروز شد و هر كس به شما پناه آورد (از كج روي و بربختي هر دو سراي) ايمن گشت. (1)
و شواهد بسيار بر اين مطلب هست، بلكه مي توان گفت: وظيفه رعيت آن است كه در مهمات و جهت دفع دشمنانشان در هر زمان به رئيس خود مراجعه كنند،
همچنان كه همواره اين عادت و شيوه اهل ولايت و عرفان بوده است، كه شكوه ها و حوايج خود را بر امامان عليهم السلام خود عرضه مي نموندند،
و شاهد بر اين مطلب روايتي است كه سيد اجل علي بن طاووس در كتاب كشف المحجة به نقل از كتاب رسائل شيخ اقدم محمد بن يعقوب كليني از كسي كه نامش
را برده چنين آورده است:
به حضرت ابوالحسن امام هادي -عليه السلام- نوشتم : شخصي مايل است حاجات خصوصي و اسراري را با امام خويش در ميان گذارد همان گونه كه دوست دارد
با پروردگارش بازگويد، پس آن حضرت در جواب نوشت:
اگر حاجتي داشتي، پس لب هايت را (به شكل گفتن آن) حركت بده كه همانا جواب به تو خواهد رسيد.
47- دعوت كردن مردم به آن حضرت
دعوت به آن حضرت عليه السلام چهار راه دارد:
اول: دعوت كردن به وسيله حكمت علمي، با بيان وجوب معرفت كسي كه به سوي او دعوت مي شود و چگونگي معرفت و وسايل آن و بيان صفات و ويژگي ها و
فضايل و نشانه هاي آن شخص حاصل مي گردد، و نيز بيان وظايف مردم نسبت به او، و ياد كردن آنچه مايه تقرب يافتن به او است، و مانند اين ها ...
دوم: دعوت كردن به وسيله حكمت عملي، با مواظبت و مراقبت دعوت كننده در آنچه وظيفه اوست و در هر مرتبه از مراتب ياد شده و اهتمام ورزيدن به آنچه
مردم را به رغبت در رعايت حقوق امام و تكميل معرفت او بر مي انگيزد حاصل مي شود، تا شخص عارف و آشناي به امام عليه السلام به اين دعوت كننده تأسي
جويد، و شخص نادان به كنجكاوي و پرسش بپردازد. و اين گونه دعوت تأثير بسزايي در دلها مي گذارد و براي تحقق يافتن مقصود امتياز ويژه اي دارد،
لذا امام صادق عليه السلام فرموده است:
با غير زبانتان دعوت كننده مردم باشيد.(يعني با اعمالتان)
سوم: دعوت كننده به وسيله موعظه نيكو، با نصيحت و ترغيب و هشدار و بيان آنچه بر شناخت حجت و رعايت حقوق او از ثواب ها مترتب مي شود و آنچه بر
نشناختن او واگذاردن پيروي از او و سهل انگاري در اداي حقوقش از گرفتاري و عقوبت ها پيش مي آيد و امثال اين ها ...
چهارم : مناظره به بهترين وجه ، از امام صادق عليه السلام روايت آمده كه : يعني به وسيله قرآن .
و از امام حسن عسكري عليه السلام روايتي آمده كه حاصلش اين است :
اين مجادله به وسيله دليل و برهان است، بي آنكه حقي را رد كني يا باطلي را مدعي شوي. (2)
-----------------------------------------------------
(1)بحار الانوار/ 102/ 130
(2) تفسير البرهان/ 3، 253/ ح2

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
Re: .::. وظايف منتظران در عصر غيبت .::.
48- عالم بايد علمش را آشكار كند
در كافي از پيغبر اكرم -صلي الله عليه و اله- آمده كه فرمودند:
هرگاه بدعت ها در امت من ظاهر شد، پس بايد كه عالم ، دانش خود را آشكار نمايد، و هر كس اين كار را نكند لعنت خدا بر او باد،(1)
و در همان كتاب به سند صحيحي از امام صادق عليه السلام آمده كه فرمود: رسول خدا -صلي الله عليه و اله - فرمودند :
هرگاه اهل ترديد و بدعت را پس از من ديديد، بيزاري خود را از آنان اظهار كنيد، و بسيار آنان را ناسزا بگوييد و بدگويي كنيد، كارهاي زشتي به آنها نسبت دهيد تا به طمع ايجاد فتنه و فساد در اسلام نيفتند، و مردم از آنان بر حذر بمانند تا بدعت هايشان را ياد نگيرند. خداوند در برابر اين كار براي شما حسنات مي نويسد و به سبب آن درجات شما را در آخرت بالا مي برد.(2)
(اين در صورتي است كه از صدمه ديدن ايمن باشد، وگرنه تكليف او تقيه است. )
49- تقيه كردن از اشرار و مخفي داشتن راز از اغيار
در كافي به سند صحيحي از حضرت ابي عبدالله امام صادق عليه السلام آمده كه درباره فرموده خداي -عزوجل-: "اولئك يؤتون أجرهم مرتين بما صبروا" (3) ، آنان به خاطر صبري كه كردند پاداششان دو برابر داده مي شود.
فرمود:به خاطر صبري كه بر تقيه كردند "و يدرؤون بالحسنة السيئة" ؛ و با حسنه بدي را دفع مي نمايند.
فرمود: حسنه ، تقيه است و بدي فاش ساختن. (4)
در همان كتاب در خبر صحيحي از آن حضرت عليه السلام آمده كه فرمود:
" تقيه سپر مؤمن و تقيه پناهگاه مؤمن است و هر كس را كه تقيه نيست ايمان ندارد، همانا حديثي از احاديث ما به بنده اي مي رسد پس خداي عزوجل را بين خود و خدا با آن حديث دينداري مي نمايد، و مايه عزت او در دنيا و نور او در آخرت مي گردد. و بنده ديگر حديثي از احاديث ما به او مي رسد، پس او آن حديث را فاش مي سازد، و مايه خواري او در دنيا مي شود، و خداي عزوجل آن نور را از او مي گيرد. (5)
-----------------------------------------------------
(1) اصول كافي، 1/ 54
(2) اصول كافي، 2/ 375
(3) سوره قصص، آيه 54
(4) اصول كافي، 2/217
(5) اصول كافي، 2/ 221
در كافي از پيغبر اكرم -صلي الله عليه و اله- آمده كه فرمودند:
هرگاه بدعت ها در امت من ظاهر شد، پس بايد كه عالم ، دانش خود را آشكار نمايد، و هر كس اين كار را نكند لعنت خدا بر او باد،(1)
و در همان كتاب به سند صحيحي از امام صادق عليه السلام آمده كه فرمود: رسول خدا -صلي الله عليه و اله - فرمودند :
هرگاه اهل ترديد و بدعت را پس از من ديديد، بيزاري خود را از آنان اظهار كنيد، و بسيار آنان را ناسزا بگوييد و بدگويي كنيد، كارهاي زشتي به آنها نسبت دهيد تا به طمع ايجاد فتنه و فساد در اسلام نيفتند، و مردم از آنان بر حذر بمانند تا بدعت هايشان را ياد نگيرند. خداوند در برابر اين كار براي شما حسنات مي نويسد و به سبب آن درجات شما را در آخرت بالا مي برد.(2)
(اين در صورتي است كه از صدمه ديدن ايمن باشد، وگرنه تكليف او تقيه است. )
49- تقيه كردن از اشرار و مخفي داشتن راز از اغيار
در كافي به سند صحيحي از حضرت ابي عبدالله امام صادق عليه السلام آمده كه درباره فرموده خداي -عزوجل-: "اولئك يؤتون أجرهم مرتين بما صبروا" (3) ، آنان به خاطر صبري كه كردند پاداششان دو برابر داده مي شود.
فرمود:به خاطر صبري كه بر تقيه كردند "و يدرؤون بالحسنة السيئة" ؛ و با حسنه بدي را دفع مي نمايند.
فرمود: حسنه ، تقيه است و بدي فاش ساختن. (4)
در همان كتاب در خبر صحيحي از آن حضرت عليه السلام آمده كه فرمود:
" تقيه سپر مؤمن و تقيه پناهگاه مؤمن است و هر كس را كه تقيه نيست ايمان ندارد، همانا حديثي از احاديث ما به بنده اي مي رسد پس خداي عزوجل را بين خود و خدا با آن حديث دينداري مي نمايد، و مايه عزت او در دنيا و نور او در آخرت مي گردد. و بنده ديگر حديثي از احاديث ما به او مي رسد، پس او آن حديث را فاش مي سازد، و مايه خواري او در دنيا مي شود، و خداي عزوجل آن نور را از او مي گيرد. (5)
-----------------------------------------------------
(1) اصول كافي، 1/ 54
(2) اصول كافي، 2/ 375
(3) سوره قصص، آيه 54
(4) اصول كافي، 2/217
(5) اصول كافي، 2/ 221

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
Re: .::. وظايف منتظران در عصر غيبت .::.
50 - صبر كردن بر اذيت و تكذيب و ساير محنت ها و سفارش به يكديگر به صبر
طبق روايات صبر در زمان غيبت امام عليه السلام در چند گونه است ؛ از جمله :
1- صبر برطول غيبت ، به اين كه از شتابزدگي كه به سبب طولاني شدن غيبت دل هاي شان قساوت مي گيرد نباشد، كه شتابزدگان درمورد امام عليه السلام به ترديد افتند .
2- صبر كردن مؤمن بر آنچه از آزار و استهزاء و تكذيب و مانند آن ها از مخالفين خود مي بيند .
3- صبر بر اقسام بلاها و محنت هايي كه بر او وارد مي شود، كه بعضي از آنها در آيه شريفه ياد گرديد، خداي تعالي مي فرمايد:
« و لنبلونكم بشيء من الخوف و الجوع و ....»
4- صبر بر آنچه از گرفتاري مؤمنين به دست معاندين و آزار مخالفين نسبت به ايشان مي بيند، در صورتي كه نتواند آنها را خلاص كند و از ايشان دفاع نمايد، كه در اين حال وظيفه او صبر و دعا كردن است . و اقسام ديگر صبر كه مؤمن هنگام ابتلا در مي يابد .
از محمد بن الفضيل از حضرت رضا عليه السلام روايت كرده كه گفت:
از آن حضرت درباره چيزي از فرج پرسيدم، فرمود: آيا مگر نه انتظار فرج خود از فرج است ؟
خداوند عزوجل مي فرمايد:
« فانتَظِروا إنّي مَعَكُم مِنَ المُنتَظِرين» ؛ منتظر باشيد به درستي كه من هم از منتظران مي باشم. [1]
و از حسين بن جهم آمده است كه گفت: از حضرت ابوالحسن امام موسي كاظم عليه السلام درباره فرج پرسيدم: فرمود:
آيا نمي داني كه انتظار فرج از فرج است ؟ گفتم: نميدانم مگر اين كه شما به من بياموزيد،
فرمود: آري انتظار فرج بخشي از فرج است . [2]
51 - درخواست صبر از خداي تعالي
در روايت امر شده : هر آن چيزي كه مؤمن براي سامان دادن آخرت و دنياي خود به آن احتياج دارد از خداي عزوجل درخواست كند كه كليد همه اشياء به دست (قدرت) اوست و شاهد بر اين مقصود است فرموده خداي تعالي خطاب به پيغمبرش -صلي الله عليه و اله - :
« و اصبِر و ما صَبرُكَ الّا بِالله » .[3] و صبر كن و صبر تو نيست جز به [سبب يا كمك ] خداوند ...
كه باء براي سببيت يا استعانت است .
_________________
[1] بحار الانوار/ ج52/ ص128/ ح22
[2] بحار الانوار/ ج52 / ص130/ ح29
[3] نحل/ آيه 127
طبق روايات صبر در زمان غيبت امام عليه السلام در چند گونه است ؛ از جمله :
1- صبر برطول غيبت ، به اين كه از شتابزدگي كه به سبب طولاني شدن غيبت دل هاي شان قساوت مي گيرد نباشد، كه شتابزدگان درمورد امام عليه السلام به ترديد افتند .
2- صبر كردن مؤمن بر آنچه از آزار و استهزاء و تكذيب و مانند آن ها از مخالفين خود مي بيند .
3- صبر بر اقسام بلاها و محنت هايي كه بر او وارد مي شود، كه بعضي از آنها در آيه شريفه ياد گرديد، خداي تعالي مي فرمايد:
« و لنبلونكم بشيء من الخوف و الجوع و ....»
4- صبر بر آنچه از گرفتاري مؤمنين به دست معاندين و آزار مخالفين نسبت به ايشان مي بيند، در صورتي كه نتواند آنها را خلاص كند و از ايشان دفاع نمايد، كه در اين حال وظيفه او صبر و دعا كردن است . و اقسام ديگر صبر كه مؤمن هنگام ابتلا در مي يابد .
از محمد بن الفضيل از حضرت رضا عليه السلام روايت كرده كه گفت:
از آن حضرت درباره چيزي از فرج پرسيدم، فرمود: آيا مگر نه انتظار فرج خود از فرج است ؟
خداوند عزوجل مي فرمايد:
« فانتَظِروا إنّي مَعَكُم مِنَ المُنتَظِرين» ؛ منتظر باشيد به درستي كه من هم از منتظران مي باشم. [1]
و از حسين بن جهم آمده است كه گفت: از حضرت ابوالحسن امام موسي كاظم عليه السلام درباره فرج پرسيدم: فرمود:
آيا نمي داني كه انتظار فرج از فرج است ؟ گفتم: نميدانم مگر اين كه شما به من بياموزيد،
فرمود: آري انتظار فرج بخشي از فرج است . [2]
51 - درخواست صبر از خداي تعالي
در روايت امر شده : هر آن چيزي كه مؤمن براي سامان دادن آخرت و دنياي خود به آن احتياج دارد از خداي عزوجل درخواست كند كه كليد همه اشياء به دست (قدرت) اوست و شاهد بر اين مقصود است فرموده خداي تعالي خطاب به پيغمبرش -صلي الله عليه و اله - :
« و اصبِر و ما صَبرُكَ الّا بِالله » .[3] و صبر كن و صبر تو نيست جز به [سبب يا كمك ] خداوند ...
كه باء براي سببيت يا استعانت است .
_________________
[1] بحار الانوار/ ج52/ ص128/ ح22
[2] بحار الانوار/ ج52 / ص130/ ح29
[3] نحل/ آيه 127

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
Re: .::. وظايف منتظران در عصر غيبت .::.
52- تظاهر با ستمگران و اهل باطل
در تحف العقول در سفارش هاي امام صادق عليه السلام به مؤمن الطاق آمده كه فرمود:
اي پسر نعمان، هر گاه در دولت باطل بودي با هر كس تقيه داري با تحقيت برخورد كن، زيرا هر كس كه متعرض دولت شود خود را به
كشتن داده و هلاك كرده است،
خداوند مي فرمايد: « ولا تلقوا بايديكم الي النهلكة »،(1) و خود را به مهلكه و خطر درنيفكنيد ... (2)
53- ناشناس ماندن و پرهيز از شهرت يافتن
در كتاب كمال الدين به سند صحيح از امام باقر عليه السلام آمده كه فرمود:
زماني بر مردم خواهد رسيد كه امام آنان از ايشان غايب شود، خوشا به حال آنان كه بر امر ما پايدار بمانند. در آن زمان كم ترين چيز از ثواب كه به آنها رسد اين كه ، خداوند متعال ايشان را ندا كند:
بندگان و كنيزان من به سر من ايمان آورديد و غيب مرا تصديق كرديد، پس بشارت باد شما را به ثواب نيك از من؛ اي بندگان و كنيزانم حقا
كه از شما قبول مي كنم و شما را عفو مي نمايم، و شما را مي آمرزم، و به واسطه شما بندگان را از باران سيراب گردانم، و بلا را از
آنان دفع نمايم ، و اگر شما نبوديد عذابم را بر آنها نازل مي كردم.
جابر گفت: عرض كردم : اي رسول خدا ، بهترين كاري كه مؤمن در آن زمان انجام دهد چيست؟
فرمود: حفظ زبان و خانه نشيني است . (3)
در غيبت نعماني از امام صادق عليه السلام روايت آمده كه فرمود: اگر يك خبر را خوب بفهمي از ده خبري كه آن ها را فقط روايت نمايي بهتر است ، همانا هر حقي را حقيقتي است و هر صوابي را نوري،
سپس فرمود: به خدا سوگند كه ما كسي از شيعيانمان را فقيه و فهميده نمي شماريم تا اين كه با او به كنايه و رمز سخن بگوييم و او منظور از آن را متوجه گردد،
اميرالمؤمنين عليه السلام بر منبر در شهر كوفه فرمود:
همانا در پشت سر شما فتنه هاي تاريك، كور و بي نورخواهد آمد، كه از آن فتنه ها نجات نيابد مگر نومه .
گفته شد : يا امير المؤمنين ! نومه چيست؟
فرمود: كسي كه مردم را بشناسد ولي مردم او را نشناسند. و بدانيد كه زمين از حجت خدا خالي نمي ماند، ولي خداوند خلق خويش
را به خاطر ستم و تجاوز و اسراف بر خودشان از ديدار او كور خواهد ساخت، و اگر زمين يك ساعت از حجت خداوند خالي بماند اهل خود
را فرو خواهد برد، ولي حجت خداوند مردم را مي شناسد و آنها او را نمي شناسند همچنان كه يوسف مردم را مي شناخت در حالي
كه آنها او را نمي شناختند. (4)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) بقره / 195
(2) تحف العقول / 228
(3) كمال الدين / 1/ 330
(4) غيبت نعماني / 70
در تحف العقول در سفارش هاي امام صادق عليه السلام به مؤمن الطاق آمده كه فرمود:
اي پسر نعمان، هر گاه در دولت باطل بودي با هر كس تقيه داري با تحقيت برخورد كن، زيرا هر كس كه متعرض دولت شود خود را به
كشتن داده و هلاك كرده است،
خداوند مي فرمايد: « ولا تلقوا بايديكم الي النهلكة »،(1) و خود را به مهلكه و خطر درنيفكنيد ... (2)
53- ناشناس ماندن و پرهيز از شهرت يافتن
در كتاب كمال الدين به سند صحيح از امام باقر عليه السلام آمده كه فرمود:
زماني بر مردم خواهد رسيد كه امام آنان از ايشان غايب شود، خوشا به حال آنان كه بر امر ما پايدار بمانند. در آن زمان كم ترين چيز از ثواب كه به آنها رسد اين كه ، خداوند متعال ايشان را ندا كند:
بندگان و كنيزان من به سر من ايمان آورديد و غيب مرا تصديق كرديد، پس بشارت باد شما را به ثواب نيك از من؛ اي بندگان و كنيزانم حقا
كه از شما قبول مي كنم و شما را عفو مي نمايم، و شما را مي آمرزم، و به واسطه شما بندگان را از باران سيراب گردانم، و بلا را از
آنان دفع نمايم ، و اگر شما نبوديد عذابم را بر آنها نازل مي كردم.
جابر گفت: عرض كردم : اي رسول خدا ، بهترين كاري كه مؤمن در آن زمان انجام دهد چيست؟
فرمود: حفظ زبان و خانه نشيني است . (3)
در غيبت نعماني از امام صادق عليه السلام روايت آمده كه فرمود: اگر يك خبر را خوب بفهمي از ده خبري كه آن ها را فقط روايت نمايي بهتر است ، همانا هر حقي را حقيقتي است و هر صوابي را نوري،
سپس فرمود: به خدا سوگند كه ما كسي از شيعيانمان را فقيه و فهميده نمي شماريم تا اين كه با او به كنايه و رمز سخن بگوييم و او منظور از آن را متوجه گردد،
اميرالمؤمنين عليه السلام بر منبر در شهر كوفه فرمود:
همانا در پشت سر شما فتنه هاي تاريك، كور و بي نورخواهد آمد، كه از آن فتنه ها نجات نيابد مگر نومه .
گفته شد : يا امير المؤمنين ! نومه چيست؟
فرمود: كسي كه مردم را بشناسد ولي مردم او را نشناسند. و بدانيد كه زمين از حجت خدا خالي نمي ماند، ولي خداوند خلق خويش
را به خاطر ستم و تجاوز و اسراف بر خودشان از ديدار او كور خواهد ساخت، و اگر زمين يك ساعت از حجت خداوند خالي بماند اهل خود
را فرو خواهد برد، ولي حجت خداوند مردم را مي شناسد و آنها او را نمي شناسند همچنان كه يوسف مردم را مي شناخت در حالي
كه آنها او را نمي شناختند. (4)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) بقره / 195
(2) تحف العقول / 228
(3) كمال الدين / 1/ 330
(4) غيبت نعماني / 70

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
Re: .::. وظايف منتظران در عصر غيبت .::.
54- تهذيب نفس
پاكسازي درون از صفات پليد و زيور دادن آن به وسيله اخلاق پسنديده ، و اين امر در هر زمان واجب است، ولي ياد كردن آن به طور خصوص در وظايف زمان غيبت حضرت ولي عصر عليه السلام از اين جهت است كه درك فضيلت صحبت او و قرار گرفتن در عداد اصحاب آن جناب بستگي به آن دارد. به دليل روايتي كه نعماني به سند خود از امام صادق عليه السلام آورده كه فرمود:
هر كس دوست مي دارد از اصحاب حضرت قائم عليه السلام باشد بايد كه منتظر باشد و در اين حال به پرهيزكاري و اخلاق نيكو رفتار نمايد ، درحالي كه منتظر باشد، پس چنانچه بميرد و پس از مردنش قائم عليه السلام بپاخيزد، پاداش او همچون پاداش كسي خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است، پس كوشش كنيد و در انتظار بمانيد، گوارا باد شما را اين گروه مشمول رحمت خداوند. (1)
.
55- اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرت عليه السلام
زيرا كه در اجتماع كردن تأثيري هست كه در انفراد نيست . هرچند كه نصرت كردن وظيفه همه افراد است، خداوند فرمود:
«و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا » (2) ، و همگي به ريسمان خداوند چنگ زنيد و پراكنده نشويد .
چون امام عليه السلام در تمام زمان ها رشته محكم خداوند در ميان بندگانش مي باشد، و دست يازيدن به او جز به پيروي و نصرت او حاصل نمي گردد و امير المؤمنين عليه السلام در يكي از خطبه هايش فرموده :
اي مردم! اگر شما از نصرت حق از پاي نمي نشستيد، واز كنار زدن باطل سستي نمي كرديد، كسي كه مثل شما نيست بر شما طمع نمي نمود، و آنان كه بر شما نيرو يافتند قوت نمي گرفتند، ولي شما همچون گم گشتگي بني اسرائيل راه را گم كرديد ، و به جانم سوگند كه بعد از من گم گشتگي تان چند برابر خواهد شد، از جهت اين كه حق را پشت سر افكنديد ...
و در توقيع رفيعي كه از سوي ناحيه مقدس به شيخ مفيد صادر گشت آمده است :
و اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنان را در اطاعتش ياري دهد ـ در وفاي پيماني كه از ايشان گرفته شده يك دل و مصمم باشند، نعمت لقاي ما از آنان به تأخير نمي افتد، و سعادت ديدار ما براي آنان با معرفت كامل و راستين نسبت به ما تعجيل مي گردد ... (3)
54- متفق شدن بر توبه واقعي و بازگرداندن حقوق به صاحبان آن ها
از جمله اسباب طولاني شدن غيبت امام عليه السلام گناهان و معصيت هايي است كه از بندگان مي بيند، چنان كه در همان توقيعي كه به آن اشاره شد پس از عبارت ياد شده فوق از آن حضرت عليه السلام آمده :
پس تنها چيزي كه ما را از آنان پوشيده مي دارد همانا چيزهاي ناخوشايندي است كه از ايشان به ما مي رسد و از آنان نمي پسنديم واز آنان انتظار نمي رود، و الله المستعان و هو حسبنا و نعم الوكيل . (4)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) غيبت نعماني ، 106
(2) آل عمران ، آيه 103
(3) بحار الانوار/ ج53/ ص177
(4) بحار الانوار/ ج53/ص177
پاكسازي درون از صفات پليد و زيور دادن آن به وسيله اخلاق پسنديده ، و اين امر در هر زمان واجب است، ولي ياد كردن آن به طور خصوص در وظايف زمان غيبت حضرت ولي عصر عليه السلام از اين جهت است كه درك فضيلت صحبت او و قرار گرفتن در عداد اصحاب آن جناب بستگي به آن دارد. به دليل روايتي كه نعماني به سند خود از امام صادق عليه السلام آورده كه فرمود:
هر كس دوست مي دارد از اصحاب حضرت قائم عليه السلام باشد بايد كه منتظر باشد و در اين حال به پرهيزكاري و اخلاق نيكو رفتار نمايد ، درحالي كه منتظر باشد، پس چنانچه بميرد و پس از مردنش قائم عليه السلام بپاخيزد، پاداش او همچون پاداش كسي خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است، پس كوشش كنيد و در انتظار بمانيد، گوارا باد شما را اين گروه مشمول رحمت خداوند. (1)
.
55- اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرت عليه السلام
زيرا كه در اجتماع كردن تأثيري هست كه در انفراد نيست . هرچند كه نصرت كردن وظيفه همه افراد است، خداوند فرمود:
«و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا » (2) ، و همگي به ريسمان خداوند چنگ زنيد و پراكنده نشويد .
چون امام عليه السلام در تمام زمان ها رشته محكم خداوند در ميان بندگانش مي باشد، و دست يازيدن به او جز به پيروي و نصرت او حاصل نمي گردد و امير المؤمنين عليه السلام در يكي از خطبه هايش فرموده :
اي مردم! اگر شما از نصرت حق از پاي نمي نشستيد، واز كنار زدن باطل سستي نمي كرديد، كسي كه مثل شما نيست بر شما طمع نمي نمود، و آنان كه بر شما نيرو يافتند قوت نمي گرفتند، ولي شما همچون گم گشتگي بني اسرائيل راه را گم كرديد ، و به جانم سوگند كه بعد از من گم گشتگي تان چند برابر خواهد شد، از جهت اين كه حق را پشت سر افكنديد ...
و در توقيع رفيعي كه از سوي ناحيه مقدس به شيخ مفيد صادر گشت آمده است :
و اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنان را در اطاعتش ياري دهد ـ در وفاي پيماني كه از ايشان گرفته شده يك دل و مصمم باشند، نعمت لقاي ما از آنان به تأخير نمي افتد، و سعادت ديدار ما براي آنان با معرفت كامل و راستين نسبت به ما تعجيل مي گردد ... (3)
54- متفق شدن بر توبه واقعي و بازگرداندن حقوق به صاحبان آن ها
از جمله اسباب طولاني شدن غيبت امام عليه السلام گناهان و معصيت هايي است كه از بندگان مي بيند، چنان كه در همان توقيعي كه به آن اشاره شد پس از عبارت ياد شده فوق از آن حضرت عليه السلام آمده :
پس تنها چيزي كه ما را از آنان پوشيده مي دارد همانا چيزهاي ناخوشايندي است كه از ايشان به ما مي رسد و از آنان نمي پسنديم واز آنان انتظار نمي رود، و الله المستعان و هو حسبنا و نعم الوكيل . (4)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) غيبت نعماني ، 106
(2) آل عمران ، آيه 103
(3) بحار الانوار/ ج53/ ص177
(4) بحار الانوار/ ج53/ص177
